( 0. امتیاز از 0 )

در دوران‌ معاصر جماعت‌ " تقريب‌ بين‌ مذاهب‌ اسلامي‌" كه‌ با شركت‌ امام‌ شهيدحسن‌ البنا، شيخ‌ الازهر ومرجع‌ اعلاي‌ افتاء، امام‌ اكبر عبدالمجيد وامام‌ مصطفي‌عبدالرزاق‌ وشيخ‌ محمود شلتوت‌ تشكيل‌ گرديد...

نويسنده : دکتر حسن فتحی
مترجم :استاد سید هادی خسروشاهی

شيخ‌ محمد غزالي‌ در كتاب‌ ديگر خود « چگونه‌ اسلام‌ را درك‌ كنيم‌» مي‌نويسد:« عقايد متأسفانه‌ از پيامدهاي‌ آشوبهايي‌ كه‌ خواست‌ سياست‌ حكومت‌ها بوده‌، جان‌ سالم‌ به‌ در نبرده‌ است‌، زيرا هوسهاي‌ برتري‌ طلبي‌ وانحصار جويي‌ مطالبي‌ در باورها وارد كرده‌ كه‌ از اصول‌ آن‌ نيست‌، بدين‌ سان‌ مسلمانان‌ به‌ دو بخش‌ بزرگ‌ شيعه‌ وسني‌ تقسيم‌ شده‌اند، با اينكه‌ هر دو گروه‌ به‌ خداي‌ يكتا ايمان‌ دارند ورسالت‌ محمد(ص‌) را باور دارند ودر جمع‌آوري‌ عناصر اعتقادي‌ كه‌ دين‌ را كامل‌ مي‌گرداند وموجب‌ نجات‌ مي‌گردد، هيچ‌ يك‌ بر ديگري‌ برتري‌ ندارد»، وي‌ سپس‌ در همان‌ كتاب‌ مي‌گويد: « با اينكه ‌من‌ در بسياري‌ از احكام‌ فقهي‌، خود با شيعيان‌ اتفاق‌ نظر ندارم‌، ولي‌ هيچگاه‌ نظر خودم‌را به‌ عنوان‌ وحي‌ منزل‌ نمي‌دانم‌ كه‌ ديگري‌ در صورت‌ مخالفت‌ با آن‌ مرتكب‌ گناه‌ شود!موضع‌ من‌ در قبال‌ پاره‌اي‌ از آراي‌ فقهي‌ رايج‌ ميان‌ اهل‌ سنت‌ نيز همين‌ است‌».

 

غزالي‌ سپس‌ مي‌گويد: «سرانجام‌ شكاف‌ ميان‌ شيعه‌ وسني‌ را به‌ اصول‌ اعتقادي‌ ربط‌دادند! تا دين‌ يكپارچه‌، دو پاره‌ شود! تا آنجا كه‌ هر يك‌ در كمين‌ ديگري‌ نشسته‌ است‌، تااو را از پاي‌ درآورد»!25

بي‌ترديد هر كس‌ با يك‌ سخن‌، به‌ اين‌ پراكندگي‌ كمك‌ كند جزو كساني‌ است‌ كه‌ آيه‌شريفه‌ آنها را معرفي‌ مي‌كند: ان‌ّ الّذين‌ فرّقوا دينهم‌ وكانوا شيعا، لست‌ منهم‌ في‌ شي‌ء انّماأمرهم‌ الي‌ الله ثم‌ّ ينبّئهم‌ بما كانوا يفعلون‌ ... ( قرآن‌ سوره‌ انعام‌، آيه‌ 159). والبته‌ مي‌دانيم ‌كه‌ در مورد هر بحثي‌، به‌ سرعت‌ وآسان‌ مي‌توان‌ ديگري‌ را به‌ كفر متهم‌ نمود! وملزم‌كردن‌ حريف‌ به‌ كفر ورزي‌، در نتيجه‌ نظري‌ كه‌ وي‌ در گرماگرم‌ بحث‌ ابراز مي‌نمايد، كارآساني‌ است‌...» وي‌ سپس‌ مي‌افزايد: « وقتي‌ وارد عرصه‌ فقه‌ تطبيقي‌ مي‌شويم‌ واختلاف ‌فقهي‌ ميان‌ نظرات‌ گوناگون‌ يا صحيح‌ دانستن‌ يك‌ حديث‌ وتضعيف‌ حديث‌ ديگر را ازنزديك‌ لمس‌ كنيم‌، مي‌بينيم‌ كه‌ فاصله‌ ميان‌ شيعه‌ وسني‌، همانند فاصله‌ ميان‌ مذهب‌ فقهي‌ابو حنيفه‌ ومذهب‌ فقهي‌ مالك‌ يا شافعي‌ است‌... ما اعتقاد داريم‌ كه‌ همگان‌ در جستجوي‌ حقيقت‌ برابرند، هر چند روشها گوناگون‌اند».26

 

شيخ‌ محمد غزالي‌ در مصاحبه‌ با يك‌ نشريه‌ اسلامي‌، در پاسخ‌ به‌ سئوالي‌ پيرامون‌نقش‌ وي‌ در جماعت‌ تقريب‌، تصريح‌ مي‌نمايد:

«... آري‌ من‌ جزو همكاران‌ تقريب‌ بين‌ مذاهب‌ اسلامي‌ بوده‌ام‌ ودر جماعت ‌دارالتقريب‌ در قاهره‌، كاري‌ خستگي‌ ناپذير ومداوم‌ انجام‌ داده‌ام‌ وبا شيخ‌ محمد تقي‌ قمي‌وبا شيخ‌ محمد جواد مغينه‌ « رحمه‌ الله» نيز دوستي‌ داشتم‌ و در بين‌ علماء وبزرگان‌ تشيع‌، دوستاني‌ دارم‌، واقعا مي‌خواهم‌ جدايي‌ يا شكاف‌ تلخي‌ كه‌ ميان‌ مسلمانان‌ رايج‌ شده‌ ازميان‌ برود، بويژه‌ در روزهاي‌ بحراني‌ و سقوط‌ كنوني‌ آنان‌».27

 

دكتر صبحي‌ صالح‌ در كتاب‌ « معالم‌ الشريعه‌» مي‌گويد: « در احاديث‌ امامان‌ شيعه‌ نيز،آنان‌ جز آنچه‌ مطابق‌ سنت‌ پيامبر است‌ روايت‌ نكرده‌اند. وي‌ سپس‌ مي‌افزايد: « سنت ‌پيامبر نزد آنان‌ جايگاهي‌ والا دارد كه‌ در ميان‌ منابع‌ تشريع‌، در مرتبه‌ دوم‌ پس‌ از كتاب‌ خدا قرار دارد».28

دكتر عبدالكريم‌ زيدان‌، يكي‌ از برجسته ‌ترين‌ رجال‌ اخوان‌ المسلمين‌ عراق‌، در كتاب ‌خود مي‌گويد: « دلايل‌ فقهي‌ در مذهب‌ جعفري‌ عبارتند از كتاب‌ ( قرآن‌)، سنت‌ ( پيامبر)، اجماع‌ وعقل‌». وي‌ سپس‌ مي‌گويد: « مذهب‌ جعفري‌ در ايران‌، عراق‌، هندوستان‌، پاكستان‌، لبنان‌، شام‌ و ديگر كشورها وجود دارد، اختلافات‌ ميان‌ فقه‌ جعفري‌ ومذاهب‌ ديگر، بيشتر از اختلاف‌ ميان‌ هر مذهب‌ سني‌ با ديگري‌ نيست‌، ولي‌ مذهب‌ جعفري‌ درباره‌ مسائل‌ بسيار اندك‌ كه‌ راجع‌ به‌ آن‌ سخن‌ گفته‌ايم‌، راهي‌ جداگانه‌ رفته‌ است‌ كه‌ شايد جايز بودن‌ ازدواج‌ متعه‌ ـ يعني‌ ازدواج‌ موقت‌ ـ در مذهب‌ جعفري‌ و عدم‌ جواز آن ‌در مذاهب‌ اهل‌ سنت‌، مشهورترين‌ آنها باشد».29

 

شيخ‌ بزرگوار، امام‌ محمد ابوزهره‌، در كتاب‌ تاريخ‌ مذاهب‌ اسلامي‌ مي‌گويد:« بي‌ترديد شيعه‌ يك‌ فرقه‌ اسلامي‌ است‌، البته‌ اگر « سبائيه‌» كه‌ علي‌ را خدا دانسته‌اند ومانند آنها را كنار بگذاريم‌ ـ وچنانكه‌ معروف‌ است‌، اثني‌ عشريه‌، سبائيه‌ را كفر مي‌دانند و ابن‌ سبنا را موجودي‌ موهوم ‌ و پنداري‌ مي‌شمارند ـ بي‌ترديد تمام‌ آنچه‌ شيعه‌ به‌ آن‌ قائل ‌است‌، به‌ يك‌ نص‌ قرآني‌ يا حديث‌ منسوب‌ به‌ پيامبر، مربوط‌ مي‌شود». وي‌ سپس ‌مي‌گويد: « آنها به‌ همسايگان‌ سني ‌شان‌ مهر مي‌ورزند و از آنها دوري‌ نمي‌جويند».30

 

شيخ‌ ابوزهره‌ در كتاب‌ ارزش‌ ديگر خود درباره‌ زندگي‌ امام‌ صادق‌(ع‌) مي‌گويد: «مااگر به‌ كتاب‌ اصول‌ برادران‌ اثني‌عشري‌ خود رجوع‌ كنيم‌، مي‌بينيم‌ كه‌ آنها به‌ كتاب‌ وسنت‌وعقل‌ واجماع‌ تكيه‌ مي‌كنند». وسپس‌ در همان‌ كتاب‌ ضمن‌ بررسي‌ مسئله‌ امام‌ مي‌گويد:« اگر برادران‌ ما ـ اثني‌ عشريه‌ ـ امامت‌ را امري‌ اعتقادي‌ مي‌دانند وآن‌ را از نظر تاريخي‌ به‌شكلي‌ كه‌ بيان‌ كرده‌اند رده‌ بندي‌ مي‌كنند، آنان‌ در اصل‌ توحيد ورسالت‌ محمدي‌ با ماهمراهند وما مصرانه‌ از آنان‌ خواهش‌ داريم‌ كه‌ عدم‌ پذيرش‌ اين‌ بخش‌ از اعتقادات‌ ازسوي‌ ما را موجب‌ نقصان‌ ايمان‌ يا موجب‌ گناهكار بودن‌ ما، نشمارند و سرانجام‌ اين‌ سخن‌ راستين‌ را به‌ زبان‌ مي‌آوريم‌ كه‌ ديگر اختلافي‌ ميان‌ ما و برادران‌ اثني‌عشري‌ مانمانده‌ است‌، بجز آن‌ اختلاف‌ نظري‌ ـ تاريخي‌ كه‌ در عمل‌ جايگاهي‌ ندارد وبيشتر به‌اختلاف‌ بر سر رويدادهاي‌ تاريخ‌ مربوط‌ است‌ والبته‌ به‌ نظريه‌ امامت‌ از سوي‌ مومنان‌ ارج ‌گذارده‌ مي‌شود واين‌ اختلاف‌ آسان‌ است‌ وبا اختلاف‌ نظر مورخان‌ در بيان‌ رويدادها ونگرش‌ به‌ آنها، شباهت‌ دارد واختلاف‌ در اعتقاد نيست‌».31

 

در كتاب‌ « اسلام‌ بلا مذاهب‌»، دكتر مصطفي‌ شكعه‌ پژوهشگر مسلمان‌ مي‌نويسد:« اماميه‌ اثني‌ عشري‌ جمهور شيعيان‌ هستند كه‌ در ميان‌ ما زندگي‌ مي‌كنند و رابطة‌ گذشت ‌وتلاش‌ در جهت‌ تقريب‌ بين‌ مذاهب‌، آنها را به‌ ما ( اهل‌ سنت‌) پيوند مي‌دهد، زيراجوهره‌ دين‌ يكي‌ است‌ ولب‌ آن‌ اصالت‌ دارد و اجازه‌ جدايي‌ را نمي‌دهد». وي‌ سپس ‌راجع‌ به‌ اين‌ فرقه‌ كه‌ امروزه‌ اكثريت‌ جمعيت‌ ايران‌ را تشكيل‌ مي‌دهند وروش‌ اعتدالي‌آنان‌، مي‌گويد: « آنان‌ از گفتارهايي‌ كه‌ بر زبان‌ پاره‌اي‌ از فرقه‌ها آمده‌ است‌، بيزاري ‌مي‌جويند وآن‌ را كفر و گمراهي‌مي‌شمارند».32

 

شيخ‌ حسن‌ ايوب‌ در كتاب‌ « تبسيط‌ العقائد....» مي‌گويد: « شيعه‌، قديمي‌ ترين‌ فرقه‌هاي‌ اسلامي‌ است‌» و: « شيعيان‌ به‌ يك‌ درجه‌ نبودند، در بين‌ آنها افراد عالي‌ و معتدل‌وجود دارند، ميانه‌ روها به‌ ترجيح‌ علي‌ (ع‌) بر ساير اصحاب‌ بدون‌ متهم‌ كردن‌ كسي‌ به‌ كفر يا فسق‌، بسنده‌ كرده‌اند.»33

 

شيخ‌ سعيد حوي‌ در كتاب‌ « الاسلام‌» درباره‌ تقسيم‌ بنديهاي‌ اداري‌ در « دار الاسلام‌» در دوران‌ گسترش‌ و سلطة‌ آن‌، مي‌نويسد: « واقعيت‌ عملي‌ اين‌ است‌ كه‌ جهان‌ اسلام‌ ازمذاهب‌ فقهي‌ تشكيل‌ شده‌ است‌. هر مذهب‌ يا مذاهب‌ اعتقادي‌ در منطقه‌اي‌ غلبه‌ دارد، و در برابر اين‌ واقعيت‌ آيا اشكال‌ شرعي‌ وجود دارد كه‌ مانع‌ از توجه‌ به‌ اين‌ معاني‌ درتقسيم‌ بنديهاي‌ اداري‌ مي‌شود؟ منطقه‌اي‌ كه‌ زبان‌ و مذهب‌ واحدي‌ دارد، داراي‌ ايالت ‌مي‌شود و منطقه‌ شيعي‌ نشين‌ داراي‌ ايالت‌ باشد و منطقه‌ داراي‌ مذهب‌ فقهي‌ يكسان ‌داراي‌ ايالت‌ ديگر؟ و هر ايالت‌ حكمرانان‌ خود را از همانجا انتخاب‌ مي‌كند و در عين‌ حال‌ تسليم‌ حكومت‌ مركزي‌، يعني‌ خليفه‌ مي‌شود.»34

 

شيخ‌ محمد غزالي‌ در كتاب‌ ديگر خود « چگونه‌ اسلام‌ را درك‌ كنيم‌» مي‌نويسد:« عقايد متأسفانه‌ از پيامدهاي‌ آشوبهايي‌ كه‌ خواست‌ سياست‌ حكومت‌ها بوده‌، جان‌ سالم‌ به‌ در نبرده‌ است‌، زيرا هوسهاي‌ برتري‌ طلبي‌ وانحصار جويي‌ مطالبي‌ در باورها وارد كرده‌ كه‌ از اصول‌ آن‌ نيست‌، بدين‌ سان‌ مسلمانان‌ به‌ دو بخش‌ بزرگ‌ شيعه‌ وسني‌ تقسيم‌ شده‌اند، با اينكه‌ هر دو گروه‌ به‌ خداي‌ يكتا ايمان‌ دارند ورسالت‌ محمد(ص‌) را باور دارند ودر جمع‌آوري‌ عناصر اعتقادي‌ كه‌ دين‌ را كامل‌ مي‌گرداند وموجب‌ نجات‌ مي‌گردد، هيچ‌ يك‌ بر ديگري‌ برتري‌ ندارد»، وي‌ سپس‌ در همان‌ كتاب‌ مي‌گويد: « با اينكه ‌من‌ در بسياري‌ از احكام‌ فقهي‌، خود با شيعيان‌ اتفاق‌ نظر ندارم‌، ولي‌ هيچگاه‌ نظر خودم‌را به‌ عنوان‌ وحي‌ منزل‌ نمي‌دانم‌ كه‌ ديگري‌ در صورت‌ مخالفت‌ با آن‌ مرتكب‌ گناه‌ شود!موضع‌ من‌ در قبال‌ پاره‌اي‌ از آراي‌ فقهي‌ رايج‌ ميان‌ اهل‌ سنت‌ نيز همين‌ است‌».

 

غزالي‌ سپس‌ مي‌گويد: «سرانجام‌ شكاف‌ ميان‌ شيعه‌ وسني‌ را به‌ اصول‌ اعتقادي‌ ربط‌دادند! تا دين‌ يكپارچه‌، دو پاره‌ شود! تا آنجا كه‌ هر يك‌ در كمين‌ ديگري‌ نشسته‌ است‌، تااو را از پاي‌ درآورد»!25

بي‌ترديد هر كس‌ با يك‌ سخن‌، به‌ اين‌ پراكندگي‌ كمك‌ كند جزو كساني‌ است‌ كه‌ آيه‌شريفه‌ آنها را معرفي‌ مي‌كند: ان‌ّ الّذين‌ فرّقوا دينهم‌ وكانوا شيعا، لست‌ منهم‌ في‌ شي‌ء انّماأمرهم‌ الي‌ الله ثم‌ّ ينبّئهم‌ بما كانوا يفعلون‌ ... ( قرآن‌ سوره‌ انعام‌، آيه‌ 159). والبته‌ مي‌دانيم ‌كه‌ در مورد هر بحثي‌، به‌ سرعت‌ وآسان‌ مي‌توان‌ ديگري‌ را به‌ كفر متهم‌ نمود! وملزم‌كردن‌ حريف‌ به‌ كفر ورزي‌، در نتيجه‌ نظري‌ كه‌ وي‌ در گرماگرم‌ بحث‌ ابراز مي‌نمايد، كارآساني‌ است‌...» وي‌ سپس‌ مي‌افزايد: « وقتي‌ وارد عرصه‌ فقه‌ تطبيقي‌ مي‌شويم‌ واختلاف ‌فقهي‌ ميان‌ نظرات‌ گوناگون‌ يا صحيح‌ دانستن‌ يك‌ حديث‌ وتضعيف‌ حديث‌ ديگر را ازنزديك‌ لمس‌ كنيم‌، مي‌بينيم‌ كه‌ فاصله‌ ميان‌ شيعه‌ وسني‌، همانند فاصله‌ ميان‌ مذهب‌ فقهي‌ابو حنيفه‌ ومذهب‌ فقهي‌ مالك‌ يا شافعي‌ است‌... ما اعتقاد داريم‌ كه‌ همگان‌ در جستجوي‌ حقيقت‌ برابرند، هر چند روشها گوناگون‌اند».26

شيخ‌ محمد غزالي‌ در مصاحبه‌ با يك‌ نشريه‌ اسلامي‌، در پاسخ‌ به‌ سئوالي‌ پيرامون‌نقش‌ وي‌ در جماعت‌ تقريب‌، تصريح‌ مي‌نمايد:

«... آري‌ من‌ جزو همكاران‌ تقريب‌ بين‌ مذاهب‌ اسلامي‌ بوده‌ام‌ ودر جماعت ‌دارالتقريب‌ در قاهره‌، كاري‌ خستگي‌ ناپذير ومداوم‌ انجام‌ داده‌ام‌ وبا شيخ‌ محمد تقي‌ قمي‌وبا شيخ‌ محمد جواد مغينه‌ « رحمه‌ الله» نيز دوستي‌ داشتم‌ و در بين‌ علماء وبزرگان‌ تشيع‌، دوستاني‌ دارم‌، واقعا مي‌خواهم‌ جدايي‌ يا شكاف‌ تلخي‌ كه‌ ميان‌ مسلمانان‌ رايج‌ شده‌ ازميان‌ برود، بويژه‌ در روزهاي‌ بحراني‌ و سقوط‌ كنوني‌ آنان‌».27

 

دكتر صبحي‌ صالح‌ در كتاب‌ « معالم‌ الشريعه‌» مي‌گويد: « در احاديث‌ امامان‌ شيعه‌ نيز،آنان‌ جز آنچه‌ مطابق‌ سنت‌ پيامبر است‌ روايت‌ نكرده‌اند. وي‌ سپس‌ مي‌افزايد: « سنت ‌پيامبر نزد آنان‌ جايگاهي‌ والا دارد كه‌ در ميان‌ منابع‌ تشريع‌، در مرتبه‌ دوم‌ پس‌ از كتاب‌ خدا قرار دارد».28

دكتر عبدالكريم‌ زيدان‌، يكي‌ از برجسته ‌ترين‌ رجال‌ اخوان‌ المسلمين‌ عراق‌، در كتاب ‌خود مي‌گويد: « دلايل‌ فقهي‌ در مذهب‌ جعفري‌ عبارتند از كتاب‌ ( قرآن‌)، سنت‌ ( پيامبر)، اجماع‌ وعقل‌». وي‌ سپس‌ مي‌گويد: « مذهب‌ جعفري‌ در ايران‌، عراق‌، هندوستان‌، پاكستان‌، لبنان‌، شام‌ و ديگر كشورها وجود دارد، اختلافات‌ ميان‌ فقه‌ جعفري‌ ومذاهب‌ ديگر، بيشتر از اختلاف‌ ميان‌ هر مذهب‌ سني‌ با ديگري‌ نيست‌، ولي‌ مذهب‌ جعفري‌ درباره‌ مسائل‌ بسيار اندك‌ كه‌ راجع‌ به‌ آن‌ سخن‌ گفته‌ايم‌، راهي‌ جداگانه‌ رفته‌ است‌ كه‌ شايد جايز بودن‌ ازدواج‌ متعه‌ ـ يعني‌ ازدواج‌ موقت‌ ـ در مذهب‌ جعفري‌ و عدم‌ جواز آن ‌در مذاهب‌ اهل‌ سنت‌، مشهورترين‌ آنها باشد».29

 

شيخ‌ بزرگوار، امام‌ محمد ابوزهره‌، در كتاب‌ تاريخ‌ مذاهب‌ اسلامي‌ مي‌گويد:« بي‌ترديد شيعه‌ يك‌ فرقه‌ اسلامي‌ است‌، البته‌ اگر « سبائيه‌» كه‌ علي‌ را خدا دانسته‌اند ومانند آنها را كنار بگذاريم‌ ـ وچنانكه‌ معروف‌ است‌، اثني‌ عشريه‌، سبائيه‌ را كفر مي‌دانند و ابن‌ سبنا را موجودي‌ موهوم ‌ و پنداري‌ مي‌شمارند ـ بي‌ترديد تمام‌ آنچه‌ شيعه‌ به‌ آن‌ قائل ‌است‌، به‌ يك‌ نص‌ قرآني‌ يا حديث‌ منسوب‌ به‌ پيامبر، مربوط‌ مي‌شود». وي‌ سپس ‌مي‌گويد: « آنها به‌ همسايگان‌ سني ‌شان‌ مهر مي‌ورزند و از آنها دوري‌ نمي‌جويند».30

 

شيخ‌ ابوزهره‌ در كتاب‌ ارزش‌ ديگر خود درباره‌ زندگي‌ امام‌ صادق‌(ع‌) مي‌گويد: «مااگر به‌ كتاب‌ اصول‌ برادران‌ اثني‌عشري‌ خود رجوع‌ كنيم‌، مي‌بينيم‌ كه‌ آنها به‌ كتاب‌ وسنت‌وعقل‌ واجماع‌ تكيه‌ مي‌كنند». وسپس‌ در همان‌ كتاب‌ ضمن‌ بررسي‌ مسئله‌ امام‌ مي‌گويد:« اگر برادران‌ ما ـ اثني‌ عشريه‌ ـ امامت‌ را امري‌ اعتقادي‌ مي‌دانند وآن‌ را از نظر تاريخي‌ به‌شكلي‌ كه‌ بيان‌ كرده‌اند رده‌ بندي‌ مي‌كنند، آنان‌ در اصل‌ توحيد ورسالت‌ محمدي‌ با ماهمراهند وما مصرانه‌ از آنان‌ خواهش‌ داريم‌ كه‌ عدم‌ پذيرش‌ اين‌ بخش‌ از اعتقادات‌ ازسوي‌ ما را موجب‌ نقصان‌ ايمان‌ يا موجب‌ گناهكار بودن‌ ما، نشمارند و سرانجام‌ اين‌ سخن‌ راستين‌ را به‌ زبان‌ مي‌آوريم‌ كه‌ ديگر اختلافي‌ ميان‌ ما و برادران‌ اثني‌عشري‌ مانمانده‌ است‌، بجز آن‌ اختلاف‌ نظري‌ ـ تاريخي‌ كه‌ در عمل‌ جايگاهي‌ ندارد وبيشتر به‌اختلاف‌ بر سر رويدادهاي‌ تاريخ‌ مربوط‌ است‌ والبته‌ به‌ نظريه‌ امامت‌ از سوي‌ مومنان‌ ارج ‌گذارده‌ مي‌شود واين‌ اختلاف‌ آسان‌ است‌ وبا اختلاف‌ نظر مورخان‌ در بيان‌ رويدادها ونگرش‌ به‌ آنها، شباهت‌ دارد واختلاف‌ در اعتقاد نيست‌».31

 

در كتاب‌ « اسلام‌ بلا مذاهب‌»، دكتر مصطفي‌ شكعه‌ پژوهشگر مسلمان‌ مي‌نويسد:« اماميه‌ اثني‌ عشري‌ جمهور شيعيان‌ هستند كه‌ در ميان‌ ما زندگي‌ مي‌كنند و رابطة‌ گذشت ‌وتلاش‌ در جهت‌ تقريب‌ بين‌ مذاهب‌، آنها را به‌ ما ( اهل‌ سنت‌) پيوند مي‌دهد، زيراجوهره‌ دين‌ يكي‌ است‌ ولب‌ آن‌ اصالت‌ دارد و اجازه‌ جدايي‌ را نمي‌دهد». وي‌ سپس ‌راجع‌ به‌ اين‌ فرقه‌ كه‌ امروزه‌ اكثريت‌ جمعيت‌ ايران‌ را تشكيل‌ مي‌دهند وروش‌ اعتدالي‌آنان‌، مي‌گويد: « آنان‌ از گفتارهايي‌ كه‌ بر زبان‌ پاره‌اي‌ از فرقه‌ها آمده‌ است‌، بيزاري ‌مي‌جويند وآن‌ را كفر و گمراهي‌مي‌شمارند».32

 

شيخ‌ حسن‌ ايوب‌ در كتاب‌ « تبسيط‌ العقائد....» مي‌گويد: « شيعه‌، قديمي‌ ترين‌ فرقه‌هاي‌ اسلامي‌ است‌» و: « شيعيان‌ به‌ يك‌ درجه‌ نبودند، در بين‌ آنها افراد عالي‌ و معتدل‌وجود دارند، ميانه‌ روها به‌ ترجيح‌ علي‌ (ع‌) بر ساير اصحاب‌ بدون‌ متهم‌ كردن‌ كسي‌ به‌ كفر يا فسق‌، بسنده‌ كرده‌اند.»33

شيخ‌ سعيد حوي‌ در كتاب‌ « الاسلام‌» درباره‌ تقسيم‌ بنديهاي‌ اداري‌ در « دار الاسلام‌» در دوران‌ گسترش‌ و سلطة‌ آن‌، مي‌نويسد: « واقعيت‌ عملي‌ اين‌ است‌ كه‌ جهان‌ اسلام‌ ازمذاهب‌ فقهي‌ تشكيل‌ شده‌ است‌. هر مذهب‌ يا مذاهب‌ اعتقادي‌ در منطقه‌اي‌ غلبه‌ دارد، و در برابر اين‌ واقعيت‌ آيا اشكال‌ شرعي‌ وجود دارد كه‌ مانع‌ از توجه‌ به‌ اين‌ معاني‌ درتقسيم‌ بنديهاي‌ اداري‌ مي‌شود؟ منطقه‌اي‌ كه‌ زبان‌ و مذهب‌ واحدي‌ دارد، داراي‌ ايالت ‌مي‌شود و منطقه‌ شيعي‌ نشين‌ داراي‌ ايالت‌ باشد و منطقه‌ داراي‌ مذهب‌ فقهي‌ يكسان ‌داراي‌ ايالت‌ ديگر؟ و هر ايالت‌ حكمرانان‌ خود را از همانجا انتخاب‌ مي‌كند و در عين‌ حال‌ تسليم‌ حكومت‌ مركزي‌، يعني‌ خليفه‌ مي‌شود.»34

 

اين‌ اعتراف‌ روشني‌ است‌ از شيخ‌ سعيد حوي‌ مبني‌ بر اينكه‌ تعدد مذاهب‌ از جمله‌شيعه‌، بر اساس‌ اسلاميت‌ مردم‌ و دين‌شان‌، خدشه‌اي‌ وارد نمي‌كند و شيعيان‌ دردارالاسلام‌ بايد از خودشان‌ اميري‌ داشته‌ باشند! استاد انور الجندي‌، انديشمند مسلمان ‌در كتاب‌ « الاسلام‌ و حركة‌ التاريخ‌» مي‌گويد: « تاريخ‌ اسلام‌ سرشار ازاختلافات‌ وانتقادات‌ فكري‌ وكشمكش‌ سياسي‌ ميان‌ سني‌ و شيعه‌ بود. بيگانگان‌ متجاوز، از دوران‌ جنگهاي‌ صليبي‌ تا به‌ امروز، كوشيده‌اند به‌ اين‌ اختلاف‌ دامن‌ زده‌ و تاثير آن‌ را عميق‌ تر سازند تا جهان‌ اسلام‌ يكپارچه‌ نشود. حركت‌ غرب‌ گرايي‌ عامل‌ دو دستگي‌ ميان‌ شيعه ‌وسني‌ و جدايي‌ و دشمني‌ آنان‌ بود. سني‌ها و شيعيان‌ همگي‌ متوجه‌ اين‌ توطئه‌ها شده‌ وبراي‌ كمتر كردن‌ فاصله‌ اختلاف‌، كوشيده‌اند».

 

آيا اكنون‌ معلوم‌ مي‌شود كه‌ چه‌ گروهي‌ اين‌ فتنه‌ حرام‌ را بر مي‌انگيزد و چه‌ كسي‌ ازآن‌سود مي‌جويد؟ استاد جندي‌ سپس‌ به‌ جدا سازي‌ شيعيان‌ از گزافه‌ گويان‌ ـ غلات‌ ـدعوت‌ مي‌نمايد: « حق‌ است‌ كه‌ پژوهشگر در جداسازي‌ ميان‌ شيعيان‌ وغلات‌ بايد بيدار باشد، اينان‌ همانهايي‌ هستند كه‌ خود امامان‌ شيعه‌ بر آنها تاخته‌اند و نسبت‌ به‌ دسائس‌آنها هشدار داده‌اند.»35

 

دكتر عرفات‌ عبدالحميد استاد فلسفه‌ اسلامي‌ دانشگاه‌ بغداد هم‌ در كتاب‌ خود برهمين‌ نكته‌ تاكيد دارد: « ازاين‌ رو درج‌ تعليمات‌ گزافه‌ گويان‌ و غلات‌ زير اصطلاح‌ شيعيان‌، چيزي‌ جز تحريف‌ ننگ‌ آور نيست‌ و از همين‌ جا بطلان‌ احكام ‌ ظالمانه‌اي‌ كه‌ بعضي‌ها برضد شيعيان‌ صادر كرده‌اند و تصويرهاي‌ غير واقعي‌ كه‌ از آنان‌ ترسيم‌ نموده‌اند، ازجمله‌ سخنان‌ گولدزويهر، وينبرگ‌، فردلندر، احمد امين‌ و ديگران‌ ـ درباره‌ تشيع‌، نمايان‌مي‌گردد.»36

استاد سميح‌ عاطف‌ زين‌، كه‌ صاحب‌ آثار اسلامي‌ بسياري‌ است‌، كتابي‌ تحت‌ عنوان‌« المسلمون‌ .. من‌ هم‌ ؟» ـ مسلمانان‌ .. چه‌ كساني‌ هستند؟ ـ نوشته‌ و در آن‌ به‌ بررسي‌موضوع‌ شيعه‌ و سني‌ مي‌پردازد و در ضمن‌ آن‌ مي‌گويد:

 

« بر شما خواننده‌ گرامي‌ پنهان‌ نمي‌كنم‌ كه‌ آنچه‌ موجب‌ تاليف‌ اين‌ كتاب‌ شده‌ دودستگي‌ كوركورانه‌ موجود در جامعه‌ امروزي‌ ماست‌. بويژه‌ دودستگي‌ موجود ميان ‌مسلمان‌ شيعه‌ و مسلمان‌ سني‌ كه‌ مي‌بايست‌ به‌ همراه‌ ناآگاهي‌ از ميان‌ ما رخت‌ برمي‌بست‌، ولي‌ متاسفانه‌ هنوز پاره‌اي‌ از ريشه‌هاي‌ آن‌ دربين‌ افراد بيمار وجود دارد، زيراكاشت‌ آن‌ از سوي‌ گروهي‌ كه‌ بر اساس‌ دودستگي‌ و دسيسه‌ بازي‌ دشمنان‌ اين‌ دين‌، برجهان‌ اسلام‌ حكومت‌ راندند و سود جوياني‌ كه‌ زالووار با خون‌ ديگران‌ زندگي ‌مي‌گذراندند، بسيار دقيق‌ و محكم‌ بود و من‌ اي‌ برادر مسلمان‌ شيعي‌! و اي‌ برادر مسلمان‌سني‌! مهمترين‌ واقعيتهاي‌ اختلاف‌ راكه‌ هيچگاه‌ اختلاف‌ بر سر قرآن‌ و سنت‌ نبود، بلكه‌اختلاف‌ بر سر درك‌ قرآن‌ و سنت‌ بود، بازگو خواهم‌ كرد.»37

 

استاد سميح‌ عاطف‌ زين‌ در پايان‌ كتاب‌ خود مي‌گويد: « پس‌ از اينكه‌ مهمترين‌ دلايلي‌ كه‌ اين‌ امت‌ را از هم‌ پاشيد شناختيم‌، اين‌ كتاب‌ را با اين‌ سخن‌ به‌ پايان‌ مي‌رسانيم‌ كه‌ ما به‌عنوان‌ افرادي‌ مسلمان‌ بويژه‌ در اين‌ دوران‌، وظيفه‌ داريم‌ انحراف‌ كساني‌ كه‌ مذاهب ‌اسلامي‌ را وسيله‌اي‌ براي‌ گمراه‌ سازي‌ و افزايش‌ شك‌ و ترديد قرار داده‌اند، تصحيح‌كنيم‌ و روحيه‌ فرقه‌ گرايي‌ ناپسند را پاكسازي‌ نمائيم‌ و راه‌ را به‌ روي‌ كساني‌ كه‌ خصومت ‌در دين‌ را رواج‌ مي‌دهند ببنديم‌ تا مسلمانان‌، چنانكه‌ بودند، به ‌صورت‌ گروهي‌ يكپارچه‌ و يكدل‌ و يكصدا در آيند نه‌ گروههاي‌ متعدد و از هم‌ گسيخته‌ و متخاصم‌».38

 

استاد ابوالحسن‌ ندوي‌ از علماي‌ معروف‌ هند، آرزو مي‌كند كه‌ ميان‌ شيعه‌ و سني‌نزديكي‌ ايجاد شود. وي‌ به‌ مدير يك‌ مجله‌ اسلامي‌ مي‌گويد: « اگر اين‌ كار ـ تقريب‌ ـ انجام‌شود، انقلابي‌ بي‌نظير در تاريخ‌ تجديد انديشه‌ اسلامي‌ به‌ وقوع‌ خواهد پيوست‌.»39

 

استاد صابر طعيمه‌ در كتاب‌ خود مي‌گويد: « حق‌ است‌ گفته‌ شود كه‌ در اصول‌ كلّي‌ميان‌ شيعه‌ و سني‌ اختلافي‌ وجود ندارد، آنان‌ همگي‌ بر سر توحيد ـ و اصول‌ ـ اتفاق‌ نظردارند، اختلاف‌ آنها در فروع‌ است‌ كه‌ با اختلافات‌ موجود در بين‌ خود مذاهب‌ سني‌( شافعي‌ و حنفي‌ و...) همانندي‌ دارد. آنان‌ اصول‌ دين‌ را آنچنانكه‌ در قرآن‌ كريم‌ و سنت‌آمده‌ است‌، قبول‌ دارند و به‌ هر آنچه‌ بايد بدان‌ ايمان‌ داشت‌ ـ و خروج‌ از آن‌ احكام ‌ضرورتاً دين‌ را باطل‌ مي‌سازد ـ ايمان‌ دارند. در واقع‌ شيعه‌ وسني‌ دو مذهب‌ از مذاهب ‌اسلامند كه‌ ازكتاب‌ خدا و از سنت‌ پيامبر الهام‌ مي‌گيرند».40

 

دكتر علي‌ سامي‌ نشار، استاد كرسي‌ فلسفه‌ اسلامي‌ در دانشگاه‌ اسكندريه‌ وموءلف‌كتاب‌ « شهداء الاسلام‌ في‌ عهد النبوه‌» در كتاب‌ ديگر خود مي‌گويد:« انديشه‌هاي‌ فلسفي‌شيعه‌ اثني‌ عشري‌ جملگي‌ اسلامي‌ محض‌ است‌، ولي‌ اگر از اين‌ گروه‌ از فرقه‌هاي‌ شيعه‌صرف‌ نظر كنيم‌، مسلكهاي‌ متعددي‌ براي‌ عناصر نفوذگر بيگانه‌ در انديشه‌ اسلامي ‌خواهيم‌ يافت‌». دكتر نشار سپس‌ مي‌افزايد: « مي‌توانم‌ بگويم‌ كه‌ اعتقادات‌ اثني‌ عشريه‌ عصرما تقريبا با اعتقادات‌ پيشينيان‌ اهل‌ سنت‌ تفاوتي‌ ندارد و ميليونها نفر از توده‌هاي ‌اهل‌ سنت‌ به‌ مذهب‌ خلف‌ اعتقاد دارند».41

دكتر محمد شريف‌ رئيس‌ كميسيون‌ احياي‌ ميراث‌ فرهنگي‌ اسلامي‌ و مشاور وزارت ‌اوقاف‌ و امور ديني‌ عراق‌، در مصاحبه‌اي‌ مي‌گويد:« ايراني‌ها همانند ما مسلمانند و با پيوندهاي‌ دين‌ و همسايگي‌، ما ارتباطي‌ تاريخي‌ با آنان‌ داريم‌ و بايد روابط‌ ميان‌ دو ملت‌ عراق‌ و ايران‌، بر اساس‌ اخوت‌ ديني‌ و عرفهاي‌ بين‌ المللي‌ پي‌ ريزي‌ شود.»42

دانشمندان‌ « علم‌ اصول‌ فقه‌» اعتقاد دارند كه‌ « اجماع‌» اگر مجتهدان‌ شيعه‌ همگي‌ درآن‌ موافقت‌ نكنند حاصل‌ نمي‌شود، همچنانكه‌ اجماع‌ حاصل‌ نمي‌شود اگر مجتهدان‌ سني‌ جملگي‌ در امري‌ موافقت‌ نكنند... استاد عبدالوهاب‌ خلاف‌ در كتاب‌ «علم‌ اصول‌الفقه‌» مي‌گويد:« اجماع‌ چهار ركن‌ دارد كه‌ از نظر شرعي‌ تحقق‌ نمي‌يابد مگر با تحقق‌ آن‌ چهار ركن‌ و دومين‌ ركن‌، اين‌ است‌ كه‌ در حكم‌ شرعي‌، درباره‌ واقعه‌اي‌، همه‌ مجتهدان‌مسلمان‌ در وقت‌ وقوع‌ آن‌ توافق‌ كنند، صرف‌ نظر از كشور يا نژاد يا فرقه‌ آنان‌. يعني‌ اگر درمورد حكم‌ شرعي‌ واقعه‌اي‌، تنها مجتهدان‌ حرمين‌ يا تنها مجتهدان‌ عراق‌ يا مجتهدان ‌حجاز يا مجتهدان‌ اهل‌ سنت‌، بدون‌ مجتهدان‌ شيعه‌، توافق‌ نكنند، اين‌ اتفاق‌ در مورد اجماع‌، شرعا صدق‌ نمي‌كند، زيرا « اجماع‌» منعقد نمي‌شود مگر با توافق‌ عمومي‌ ميان‌ همه‌ مجتهدان‌ جهان‌اسلام ‌ در دوران‌ حدوث‌ واقعه‌. و البته‌ نظريه‌ غير مجتهدان‌ در اين‌ زمينه‌ معتبر نيست‌.»43

 

پس‌ اگر موافقت‌ شيعيان‌ براي‌ دستيابي‌ به‌ اجماع‌ مسلمانان‌ لازم‌ است‌، آيا آنان‌ پس‌ ازاين‌ هم‌ بمثابة‌ كافراني‌ گمراه‌! مي‌مانند كه‌ به‌ آتش‌ جهنم‌ دعوت‌ مي‌شوند؟!

استاد بزرگ‌ احمد ابراهيم‌ بك‌ ـ استاد شلتوت‌ و ابوزهره‌ و خلاف‌ ـ در كتاب‌ « علم‌اصول‌ الفقه‌ ...» خود در فصل‌ تاريخ‌ تشريع‌ ـ قانونگذاري‌ ـ مي‌گويد: « شيعه‌ اماميه‌ مسلماناني‌ هستند كه‌ به‌ خدا، پيامبر و قرآن‌ و هر آنچه‌ محمد (ص‌) آورده‌ است‌، ايمان ‌دارند و مذهب‌ آنان‌ در سرزمين‌ ايران‌ حاكم‌ است‌» و سپس‌ مي‌افزايد: « از ميان‌ شيعه‌ اماميه‌ در دورانهاي‌ قديم‌ و معاصر، فقهاي‌ بسيار بزرگ‌ و علماي‌ بسياري‌ در هر رشته‌اي ‌بر خاسته‌اند. آنان‌ ژرف‌ انديش‌اند و اطلاعات‌ وسيعي‌ دارند، تاليفات‌ آنان‌ به‌ صدها هزارمي‌رسد و من‌ بر بسياري‌ از آن‌ آگاهي‌ يافته‌ام‌» وي ‌ سپس‌ در حاشيه‌ همان‌ صفحه ‌مي‌گويد: « در ميان‌ شيعيان‌ غلاتي‌ هم‌ يافت‌ مي‌شوند كه‌ با اعتقادات‌ خود از حوزه‌ اسلام ‌بيرون‌ رفته‌اند، ولي‌ آنها از سوي‌ توده‌هاي‌ شيعه‌ اماميه‌، مورد توجه‌ نيستند.»44

 

دكتر علي‌ عبدالواحد وافي‌ رئيس‌ دانشكده‌ علوم‌ تربيتي‌ دانشگاه‌ الازهر و عضومجمع‌ جهاني‌ جامعه‌ شناسي‌ در كتاب‌ ارزشمند خود « بين‌ الشيعه‌ و اهل‌ السنه‌»مي‌نويسد: « در اين‌ بحث‌ بدون‌ تعصب‌، ميان‌ ما و آنان‌ هر قدر از نظر ظاهر بزرگ‌ به‌ نظر مي‌رسد در بالاترين‌ وضعيت‌ خود، از دايره‌ اجتهاد مجاز خارج‌ نمي‌شود».

وي‌ راجع‌ به‌ هدف‌ از نگارش‌ كتاب‌ خود مي‌گويد: « هدف‌ تقريب‌ ميان‌ فرقه‌هاي‌ اهل‌ سنت‌ و فرقه‌هاي‌ جعفري‌ است‌ و بيان‌ اينكه‌ اختلاف‌ ميان‌ آنان‌ اختلافي‌ اجتهادي‌ است‌ كه‌ اسلام‌ آن‌ را جايز بلكه‌ از آن‌ استقبال‌ نموده‌ است‌ و اين‌ درست‌ نيست‌ كه‌ به‌ قطع‌ رابطه‌ يا دوري‌ دعوت‌ كند».

در پايان‌ كتاب‌، دكتر وافي‌ مي‌گويد: « در اين‌ بحث‌ بدون‌ تعصب‌ و جانبداري‌ خاصي‌ وبراي‌ جستجوي‌ واقعيت‌ از هيچ‌ تلاشي‌ دريغ‌ نورزيده‌ايم‌ و براي‌ شيعيان‌ هر آنچه‌ بايد صحيح‌ شناخته‌ شود صحه‌ گذارديم‌ و بر هر آنچه‌ صحيح‌ نيست‌ ايراد گرفتيم‌، ولي‌ دربخش‌ اخير چيزي‌ نديده‌ايم‌ كه‌ آنان‌ را از دايره‌ اسلام‌ خارج‌ كند.»45

 

استاد محمد حسن‌ اعظمي‌ رئيس‌ دانشكده‌ زبان‌ عربي‌ كراچي‌ در كتاب‌ خودمي‌نويسد: «شيعه‌ اماميه‌ اثني‌ عشريه‌ شهادت‌ مي‌دهند كه‌ : لااله‌ الاالله و او واحد ويكتاست‌، نه‌ مي‌زايد و نه‌ زائيده‌ شده‌ است‌ و هيچ‌ چيز چون‌ او نيست‌ و محمد (ص‌) پيامبر خداست‌ كه‌ از نزد او، حق‌ را آورده‌ است‌ و بر صدق‌ پيامبران‌ گواهي‌ داده‌ است‌.آنها شناخت‌ آن‌ را با دليل‌ و برهان‌ واجب‌ مي‌دانند و به‌ تقليد بسنده‌ نمي‌كنند و به‌ همه‌پيامبران‌ الهي‌ و تمام‌ آنچه‌ از خداوند آورده‌اند، ايمان‌ دارند و مي‌گويند كه‌ علي‌ و يازده‌ فرزندان‌ وي‌ در خلافت‌ بر هر كس‌ ديگري‌ برتري‌ دارند و آنان‌ بهترين‌ خلق‌ خدا پس‌ ازپيامبر خدا(ص‌) هستند و فاطمه‌ زهرا بانوي‌ زنان‌ دو جهان‌ است‌. آنان‌ اگر در اين‌ حرف‌ برحق‌ باشند جاي‌ بحث‌ نيست‌ وگرنه‌، گفتار آنان‌، نه‌ موجب‌ كفر مي‌شود نه‌ فسق‌.»46

 

وي‌ سپس‌ مي‌گويد: «و اما شيعيان‌، آنان‌ گر چه‌ امامت‌ امامان‌ دوازده‌ گانه‌ خود راواجب‌ مي‌دانند، ولي‌ انكار كننده‌ امامان‌ از نظر آنان‌، از اسلام‌ خارج‌ نيست‌ و تمام‌ احكام‌بر او جاري‌ است‌، آنان‌ به‌ وجوب‌ اخذ احكام‌ دين‌ از كتاب‌ خود قائل‌اند... و همچنين‌ هرآنچه‌ از سنت‌ پيامبر (ص‌) از طريق‌ تواتر يا روايت‌ افراد مورد اعتماد ثابت‌ شده‌ است‌ ومذاهب‌ امامان‌ دوازده‌ گانه‌ يا سخنان‌ مجتهدان‌ مورد اعتماد و زنده‌، به‌ فرض‌ اينكه‌ در آن‌اشتباه‌ كرده‌ باشند، اين‌ امر موجب‌ خروج‌ آنان‌ از اسلام‌ نمي‌شود» وي‌ سپس‌ در همان‌ صفحه‌ مي‌گويد: « آنان‌ مي‌گويند هر كس‌ در وجود خداوند متعال‌ و يكتايي‌ او، يا نبوت‌پيامبر (ص‌) ترديد روا بدارد، يا براي‌ پيامبر در نبوت‌ شريك‌ قرار دهد، از دين‌ اسلام ‌خارج‌ است‌ و هر كس‌ در مورد يكي‌ از افراد اهل‌ بيت‌ يا ديگران‌ غلّو بورزد و آنها را ازدرجه‌ بندگي‌ خداي‌ متعال‌ خارج‌ بداند، يانبوت‌ يا شركت‌ در آن‌ و يا چيزي‌ از صفات‌الهي‌ را براي‌ آنها اثبات‌ نمايد از دايره‌ اسلام‌ خارج‌ است‌، شيعيان‌ از همة‌ غلات‌ مفوضه‌ وامثال‌ آن‌، بيزاري‌ مي‌جويند».47

-------------------------------------------------------------------------------

1ـ مجله‌ العالم‌، چاپ‌ لندن‌ شماره‌ 58، مورخ‌ مارس‌ 1985، گفتگو با زينب‌ الغزالي‌.

2ـ« سيكون‌ في‌ امتي‌ رجل‌ يقال‌ له‌ ابوحنيفه‌. هو سراج‌ امتي‌». « انه‌ شر مولود ولد في‌ الاسلام‌ وانه‌لو خرج‌ علي‌ هذه‌ الامه‌ بالسيف‌ لكان‌ اهون‌». «عالم‌ قريش‌ يملا طباق‌ الارض‌ علماً». « سيكون‌ في‌امتي‌ رجل‌ يقال‌ له‌ محمد بن‌ ادريس‌ أضرّ علي‌ امتي‌ من‌ ابليس‌»! 3

3ـ نگاه‌ كنيد به‌ كتاب‌: «دفع‌ شُبه‌ من‌ شَبّه‌ وتَمرّد ونسب‌ ذلك‌ الي‌ السيد الجليل‌، الامام‌ احمد» تاليف‌ امام‌ تقي‌ الدين‌ ابوبكر المشقي‌، باب‌ « افتاء علما المذاهب‌ الاربعه‌ بكفر ابن‌ تيميه‌» صفحه‌45. و در كتاب‌ « برائه‌ الاشعريين‌ من‌ عقائد المخالفين‌» ج‌1، ص‌ 75 بحثي‌ تحت‌ عنوان‌ « عقيده‌ ابن‌ تيميه‌» دارد كه‌ در آن‌ عقايد وفتاوي‌ وي‌ كه‌ با اجماع‌ مسلمانان‌ مخالف‌ است‌، نقل‌ شده‌ است‌.

4ـ « الفتاوي‌ الحديثه‌» حافظ‌ ابن‌ حجر، صفحه‌ 86.

5ـ الدّر رالكافيه‌، ج‌ 1 صفحه‌ 147.

6ـ « الاسلام‌ وحركة‌ التاريخ‌»، انور الجندي‌، صفحه‌ 422.

7ـ « عائشه‌ والسياسة‌»، سعيد الافغاني‌، چاپ‌ دوم‌، صفحه‌ 336.

8ـ ماهنامه‌ « العربي‌»، چاپ‌ كويت‌، مورخ‌ مارس‌ 1983م‌.

9ـ « منهاج‌ السنة‌ النبوية‌»، تاليف‌: ابن‌ تيميه‌، ج‌1، ص‌ 167.

10ـ « ابن‌ تيميه‌»، تاليف‌ شيخ‌ محمد ابوزهره‌، چاپ‌ قاهره‌، ص‌ 170.

11ـ همان‌، فصل‌ مربوط‌ به‌ فرقه‌ اسماعيليه‌.

12ـ منهاج‌ السنه‌، ج‌1 ص‌13.

13ـ همان‌ " " صص‌ 16 و 17.

14ـ نگاه‌ كنيد به‌ « تاريخ‌ الجهميه‌ والمعتزله‌» تاليف‌ شيخ‌ قاسمي‌، چاپ‌ دوم‌، ص‌33.

15ـ « الفرق‌ بين‌ الفرق‌»، شهرستاني‌، ص‌ 21.

16ـ « السنّة‌ المفتري‌ عليها»، تاليف‌ سالم‌ البهنساوي‌، چاپ‌ قاهره‌،ص‌57.

17ـ « الملهم‌ الموهوب‌ حسن‌ البنا»، تاليف‌:شيخ‌ عمر التلمساني‌، مرشد عام‌ اخوان‌، چاپ‌ قاهره‌، ص‌78.

18ـ « لماذا اغتيل‌ حسن‌ البناء»، عبد المتعال‌ جبر، چاپ‌ قاهره‌، دار الاعتصام‌ ص‌32.

19ـ همان‌.

20ـ « ذكريات‌ لا مذكرات‌»، شيخ‌ عمر التلمساني‌، چاپ‌1، دارالاعتصام‌ قاهره‌،(1985م‌) صص‌ 249 و 250.

21ـ نگاه‌ كنيد به‌ كتاب‌: « الاخوان‌ المسلمون‌، كبري‌ الحركات‌ الاسلامية‌ الحديثة‌»، تاليف‌ دكتر اسحق‌ موسي‌الحسيني‌، چاپ‌ بيروت‌ ( اين‌ كتاب‌ توسط‌ ما ترجمه‌ شده‌ واخيرا توسط‌ موسسه‌ اطلاعات‌ مستقل‌ چاپ‌ شده‌است‌).

22ـ توضيح‌: شيح‌ عبدالمجيد الزنداني‌، هم‌ اكنون‌ رهبري‌ حركت‌ الاصلاح‌ را در يمن‌ بعهد دارد وهمچنان‌ به‌ارشاد مردم‌ مشغول‌ است‌ ودر سازمان‌ حكومت‌ كنوني‌ يمن‌، نقش‌ بارزي‌ را داراست‌.( مترجم‌)

23ـ رجوع‌ شود به‌ كتاب‌ « الوحده‌ الاسلاميه‌» ـ مجموعه‌ مقالات‌ مجله‌ « رساله‌ الاسلام‌» چاپ‌ قاهره‌، صص‌ 20 و23.

24ـ « دفاع‌ عن‌ العقيده‌ والشريعه‌ ضد مطاعن‌ المستشرقين‌» تاليف‌ شيخ‌ محمد الغزالي‌، چاپ‌ قاهره‌، ص‌ 256 و257.

25ـ « كيف‌ نفهم‌ الاسلام‌» شيخ‌ محمد الغزالي‌، چاپ‌ قاهره‌ صص‌ 142 و 143.

26ـ همان‌، ص‌ 144.

27ـ ماهنامه‌ « الطليعه‌ الاسلامية‌»، شماره‌ 26، مورخ‌ مارس‌ 1985م‌، چاپ‌ لندن‌.

28ـ « معالم‌ الشريعة‌ الاسلامية‌»، شهيد دكتر صبحي‌ الصالح‌، چاپ‌ بيروت‌، ص‌ 52.

29ـ « المدخل‌ لدراسة‌ الشريعة‌ الاسلامية‌»، دكتر عبدالكريم‌ زيدان‌، چاپ‌ بيروت‌، صص‌ 176 و 178.

30ـ « تاريخ‌ المذاهب‌ الاسلامية‌»، تاليف‌: شيخ‌ محمد ابوزهره‌، چاپ‌ قاهره‌ صص‌ 39 و 52.

31ـ « الامام‌ الصادق‌ حياته‌ وعصره‌ وفقهه‌»، تاليف‌ محمد ابو زهره‌، چاپ‌ قاهره‌ صص‌ 214 و 284.

32ـ « اسلام‌ بلا مذاهب‌»، تاليف‌ دكتر مصطفي‌ الشكعه‌، چاپ‌ بيروت‌، صص‌ 183 و 187.

33ـ « تبسيط‌ العقايد الاسلاميه‌»، تاليف‌ شيخ‌ حسن‌ ايوب‌، چاپ‌ قاهره‌، ص‌ 300 .

34ـ « الاسلام‌» تاليف‌ شيخ‌ سعيد حوي‌، ج‌ 2، ص‌ 165.

35ـ « الاسلام‌ و حركة‌ التاريخ‌»، تاليف‌ استاد انور الجندي‌، چاپ‌ قاهره‌، صص‌ 420 و 421.

36ـ « دراسات‌ في‌ الفرق‌ و العقائد الاسلاميه‌»، تاليف‌ دكتر عرفات‌ عبدالحميد چاپ‌ بغداد، ص‌32.

37ـ ( المسلمون‌ ....من‌ هم‌؟) تاليف‌ عاطف‌ الزين‌، چاپ‌ بيروت‌، ص‌9.

38ـ همان‌، صص‌ 98 و 99.

39ـ ماهنامه‌ ( الاعتصام‌)، چاپ‌ قاهره‌، مورخ‌ محرم‌ 1398 ه ، گفتگو با استاد ابوالحسن‌ الندوي‌.

40ـ «تحديات‌ امام‌ العروبه‌ و الاسلام‌»، تاليف‌ صابر طعيمه‌، چاپ‌ بيروت‌، ج‌ 2 صص‌ 13 و 20 .

41ـ همان‌.

42ـ روزنامه‌ «الاسرا» چاپ‌ قاهره‌، شماره‌ مورخ‌ جمعه‌ 5/4/1985م‌.

43ـ « علم‌ الاصول‌ الفقه‌»، تاليف‌ عبدالوهاب‌ خلاف‌، چاپ‌ چهاردهم‌، ص‌46.

44ـ « علم‌ الاصول‌ الفقه‌ ويليه‌ تاريخ‌ التشريح‌ الاسلامي‌»، تاليف‌ استاد احمد ابراهيم‌ بيك‌، چاپ‌ دار الانصار،قاهره‌، صص‌ 21 و22.

45ـ « بين‌ الشيعه‌ و اهل‌ السنه‌»، دكتر علي‌ عبد الواحد وافي‌، چاپ‌ قاهره‌، صص‌ 4 و 5 و 80.

46ـ « الحقائق‌ الخفيه‌ عن‌ الشيعه‌ الفاطميه‌ و الاثني‌ و عشريه‌»، تاليف‌ استاد محمد حسن‌ الاعظمي‌، چاپ ‌پاكستان‌، ص‌ 103.

47ـ همان‌، ص‌ 204.

 

به مطلب امتیاز دهید :
( 0. امتیاز از 0 )
تعداد نظرات : 0 نظر

ارسال نظر

Change the CAPTCHA code
قوانین ارسال نظر