( 0. امتیاز از 0 )

خاندان خسروشاهى از خاندان‌هاى اصيل فقهى و روحانى آذربايجان است كه روحانيّت و فقاهت در آن دودمان ساليان متمادى ـ شايد 200 يا 300 سال ـ جريان و استمرار داشته است.

نویسنده: سید محمود خسروشاهی

خاندان خسروشاهى

خاندان خسروشاهى از خاندان‌هاى اصيل فقهى و روحانى آذربايجان است كه روحانيّت و فقاهت در آن دودمان ساليان متمادى ـ شايد 200 يا 300 سال ـ جريان و استمرار داشته است.[1]

بزرگان بسيارى از اين خاندان در عرصه دانش و فضيلت ظهور كرده‌اند. برخى از آن‌ها از ستارگان پرفروغ علم و فضيلت به شمار مى‌روند؛ كه از جمله آن‌ها مى‌توان آيت‌الله سيد ابوالحسن خسروشاهى، از علماى قرن سيزدهم هجرى را نام برد. اين مرد بزرگ كه يكى از فقهاى نامدار شيعه است، جدّ اعلاى خاندان خسروشاهى به شمار مى‌رود. فرزانگانى كه از اين خاندان در عرصه اجتهاد ظهور كرده‌اند، عبارتند از :

1ـ آيت‌الله سيد على خسروشاهى: وى از علماى اواخر قرن سيزدهم بود كه به كربلا و نجف اشرف هجرت كرد و در آنجا ماندگار شد.

2ـ آيت‌الله سيد محمّد حسينى خسروشاهى: وى فرزند آيت‌الله سيد على خسروشاهى است و در سال 1312 هـ. ق در كربلا متولد شد و نزد بزرگانى چون شيخ انصارى به كمالات علمى و معنوى نايل گشت.

از وى آثارى چون مشكاة المصابيح فى التعادل و التراجيح، رسالة فى التقية، رسالة الباقرية، رسالة فى بيان وضع الالفاظ و الحقيقة الشرعية به چاپ 

رسيده است.

شيخ آقا بزرگ تهرانى در الذريعه، كتاب الاوضاع اللفظيّة وى را معرّفى كرده است.[2]

اقامه نماز برجنازه مرحوم آیت الله سید احمد خسروشاهی توسط آیت الله سید ابوالفضل خسروشاهی

3ـ آيت‌الله سيد احمد خسروشاهى، جدّ آقا سيد احمد در سال 1228 هـ. ق در تبريز متولد گرديد و پس از فراگيرى مقدمات و فقه در تبريز، براى تكميل دانش خود به نجف هجرت نمود و از محضر بزرگانى چون حاج ميرزا حبيب الله رشتى، فاضل ايروانى و آقا شيخ حسن ممقانى ـ كه از استادان معروف حوزه علميّه در عصر خود بود ـ چندين سال بهره برد. او از جمله شخصيت هايى بود كه در عرفان و در مسير معنويت نيز سير و سلوك كرده بود و به ايمان و اخلاص شهرت داشت.

از سيد احمد، آثارى چون حجية القطع و الظّن و البرائة و حاشيه برمشكاة المصابيح فى التعادل و التراجيح به يادگار مانده است.

4ـ آيت‌الله سيد مرتضى خسروشاهى در سال 1372 هـ. ق در تبريز متولد گرديد و دروس مقدماتى را در زادگاه خويش فرا گرفت و سپس به مشهد مسافرت نمود و از محضر اساتيدى چون آيت‌الله سيد ابوالحسن انگجى استفاده نمود. وى مدتى نيز در درس آيت‌الله نائينى و آيت‌الله حائرى يزدى شركت كرد.

از وى آثار ارزشمندى چون فوائد الافهام در شرح قواعد الاحكام، نثارات الكواكب على خيارات المكاسب و رسائل جداگانه در مسائل متفرقه نيز به جاى مانده است.

آيت‌الله سيد ابوالفضل خسروشاهى، آيت‌الله سيد احمد خسروشاهى و آيت‌الله سيد هادى خسروشاهى از فرزندان آيت‌الله سيد مرتضى خسروشاهى هستند.

تشییع با شکوهی از آیت الله سید احمد خسروشاهی

 

ولادت آيت‌الله سيد احمد خسروشاهى در 26 ربيع الثانى 1330 هـ.ق به دنيا آمد و در
نخستين معلّم وى بود. پدرش مردى بود كه علم و عمل و پارسايى او زبانزد خاص و عام بود و يكى از مراجع بزرگ و صاحب نفوذ خطه آذربايجان به شمار مى‌رفت.

تحصيل

آقا سيد احمد نزد پدرش، مقدمات و قسمتى از سطح را فراگرفت و سپس همراه ايشان، راهى شهرهاى سمنان و مشهد گرديد. اين مسافرت به دنبال تبعيد آيت‌الله سيد مرتضى خسروشاهى به دو شهر يادشده بود؛ چون وى از جمله كسانى به شمار مى‌رفت كه در برابر سياست‌هاى فرهنگى رضاخان قد علم كرد و در جريان كشف حجاب در سال 1314 ش سخت برآشفت. بدون ترديد رژيم وقت اين موضع‌گيرى را از يك عالم بزرگى در موقعيت سيد مرتضى آن هم در آذربايجان بر نمى‌تافت. فلذا چاره حكومت در اين بود كه اين عالم فرزانه را ـ همراه عده‌اى ديگرـ از تبريز كه هسته مركزى جريانات به شمار مى‌رفت، دور سازد. آيت‌الله سيد احمد خسروشاهى هر چند در آن زمان در سنين جوانى بود، لكن هر چه بود، او نيز در كنار پدر، طعم تلخ تبعيد و دور شدن از خانه و زندگى را دريافت و از اين سختى‌ها و لحظه‌هاى تلخ زندگى پدر، درس آموخت.

وى پس از آن كه در شهر مقدس مشهد اقامت يافت، دومين مرحله از تحصيلات خود را در جوار امام رضا  7، نزد استادان بزرگ حوزه علميّه مشهد فرا گرفت.

در آن زمان، حوزه علميه مشهد كه به جهت حضور استادان معروف، موقعيت مناسبى داشت، آقا سيد احمد را مدت‌ها در مشهد ماندگار ساخت و سرآغاز زندگى مبارك و توأم با علم و فضيلت براى وى گرديد. آيت‌الله حاج حسين قمى، آيت‌الله ميرزا ابوالحسن انگجى و آيت‌الله آقا ميرزا احمد آقازاده خراسانى از استادان بزرگ حوزه علميه مشهد در آن عصر بودند.

تشییع جنازه از منزل بسوی آرامگاه

آيت‌الله سيد احمد خسروشاهى پس از سپرى شدن دوران تبعيد پدر، همراه وى به تبريز بازگشت و نزديك دو سال در اين شهر، در كنار پدر ماندگار گرديد، لكن براى
تكميل تحصيلات دوباره هجرت ديگرى را آغاز نمود و اين بار براى تكميل علوم و رسيدن به كمالات معنوى، حوزه علميه قم را برگزيد. وى 4 سال در محضر آيت‌الله حائرى يزدى، مؤسس حوزه علميه قم زانوى تواضع به زمين زد و خوشه‌چين دانش و معارف آن بزرگ‌مرد علم و عمل بود و سپس مدتى نيز در درس آيت‌الله سيد محمدتقى خوانسارى و آيت‌الله سيد محمد حجت كوه‌كمره‌اى شركت كرد و در اصول و فقه، به مراحل عالى نايل گشت. وى در حوزه علميه قم تدريس را آغاز كرد.

آثار

آثارى كه از وى به جاى مانده است، حكايت از تبحّر ايشان در علوم مختلف دارد. آثار او كه متأسفانه هنوز چاپ نشده است، عبارت است از :

1ـ رسالة فى حرمة التشبّه بالكفار (رساله در حرام بودن تشابه به كفار)؛

2ـ رسالة فى جواز النافلة لمن عليه الفريضه (رساله در جواز نافله براى كسى كه نماز واجب دارد)؛

3ـ رسالة فى المواعظ؛

4ـ الحواشى على التبصره؛

5ـ الحواشى على العروة.[3]

 

تصویر دیگری از مراسم تشییع  پر شکوه آیت الله سید احمد خسروشاهی

بازگشت به تبريز

آيت‌الله سيد احمد خسروشاهى پس از اقامت طولانى در قم، راهى آذربايجان گرديد. داستان بازگشت وى به زادگاه خويش بسيار آموزنده است.

آيت‌الله اراكى كه در آن زمان از فضلاى حوزه علميه قم به شمار مى‌رفت و خود از نزديك شاهد اين ماجرا بود، پس از يادآور شدن متن نامه آيت‌الله خوانسارى به
آيت‌الله سيد مرتضى خسروشاهى، واقعه را اين گونه بيان مى‌كند :

بسمه تعالى

حضرت مستطاب حجت الاسلام و المسلمين حاج سيد مرتضى خسروشاهى

ـ دامت بركاته العاليه ـ

به عرض عالى مى‌رساند ان شاءالله تعالى، مداوم در كمال استقامت و صحّت موفق و مؤيد باشيد و اين سال جديد بر وجود شريف و ساير بستگان محترم مبارك و مسعود باد... موضوع توقف حضرت معظم له (آقا سيد احمد) در قم مذاكره شد، موكول به اجازه حضرتعالى نمودند و البته چنين هم هست و توقف ايشان گذشته از اينكه براى خود ايشان روحآ و جسمآ اصلح است، نظر به حال جامعه مسلمين و حوزه علميه و اسلام هم رجاءً به اصلحيّت هست. لهذا مقتضى است كه حضرتعالى هم مفارقت ايشان بر خود هموار نموده و اجازه توقف ايشان را به خط شريف صادر فرماييد تا براى ايشان حجّت باشد. در خاتمه، دوام سعادت و سلامت وجود شريف را از درگاه خداوند متعال سائلم و ملتمس دعا.

            و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته

            المخلص محمدتقى خوانسارىجالب اين جاست كه آيت‌الله سيد مرتضى خسروشاهى با درك نياز اهالى به حضور عالمى چون سيد احمد، با ماندن وى در حوزه علميه قم موافقت نمى‌كند و ايشان را به شهر تبريز فرا مى‌خواند. ايشان نيز برخلاف ميل باطنى خود كه ماندن در قم بود، رضايت خدا را در رضايت پدر مى‌داند و راهى تبريز مى‌گردد.

آيت‌الله اراكى مى‌گويد: «... در مورد نامه‌اى كه به خط من است، ابوى موافقت نكرد، ايشان نيز بلافاصله به تبريز مراجعت نمود... من به ايشان خيلى علاقه داشتم مردى مخلص بود و اهل علم و معرفت... و بعدها هر وقت به قم مى‌آمدند، ديدار ما تجديد مى‌شد...»[4]

ايمان و اخلاص

سادات خسروشاهى كه در خطّه آذربايجان زندگى مى‌كردند، به مردانى پاك، اصيل و با ايمان و اخلاص شهرت داشتند. از اين ميان، آيت‌الله سيد احمد، پس از پدر، آوازه‌اش بلندتر و اخلاصش زبانزد بود. سيد احمد در دوران جوانى كه در قم حضور داشت، پا به مسير عرفان گذاشت و در اين راه تلاش‌هاى زيادى نمود و به مراحلى از سير و سلوك نايل گشت. استاد وى در اين طريق، مردى به نام آقا شيخ رضا بود كه خود از انسان‌هاى بزرگ و پارسا به شمار مى‌رفت.

بیانیه بزرگداشت توسط شهید آیت الله قاضی طباطبایی

آيت‌الله آقا سيد هادى خسروشاهى در اين خصوص مى‌گويد: «درباره چگونگى سير و سلوك و مراحل عرفانى برادر بزرگوارم كه آيت‌الله اراكى به آن اشاره مى‌كند، شهيد استاد مطهرى سخت پى‌گير امر بود و حتى براى همين منظور، مشتاقانه به ديدار ايشان شتافت ولى اخوى اظهار نكرد و ظاهرآ اكنون تنها آيت‌الله اراكى، آيت‌الله سيد حسن بُدَلا و شيخ العرفاء، آيت‌الله ميرزا حسن مصطفوى، در اين زمينه اطلاعاتى دارند... البته اخوى در مورد استادشان به نام آقا شيخ رضا، به نگارنده آن هم پس از اصرار زياد نقل كردند، با اين شرط كه تا زنده است به طور مكتوب جايى نقل نگردد. مرحوم اخوى اعتقاد عجيبى به اين مرد ناشناخته داشت و وى را از اولياء الله مى‌دانست و پس از فوت آقا شيخ رضا مى‌گفت: كمر من شكست و ديگر ره به جايى نبردم...»

در ارتباط با زهد و تقواى آيت‌الله سيد احمد خسروشاهى، گفته شده است :

«آن مرحوم به پدر بزرگوارش حاج سيد مرتضى آقا نقل فرموده كه در قم به نماز شب مواظبت داشتم. بعى از شب‌ها كه به واسطه كثرت مطالعه ديرتر مى‌خوابيدم بيدار نمى‌شدم، هاتفى صدايم مى‌كرد: آقا، آقا! يا مى‌گفت: سيد احمد، سيد احمد! بيدار مى‌شدم، شخص هاتف را نمى‌ديدم، ولى پس از بيدار شدن مى‌ديدم كه وقت نماز شب است. مى‌دانستم كه مَلِك است، چنان چه در روايات وارد شده كه مؤمنِ مواظب نماز شب را ملك بيدار مى‌كند اگر بخواب بماند.»[5]

در مسير مبارزه

آيت‌الله سيد احمد خسروشاهى در همان روزهاى آغازين شكل‌گيرى انقلاب اسلامى، از سال 1341 به اين قافله پيوست تا پيروزى ملت ايران در برابر سلسله پهلوى، در اين مسير قرار گرفت.

نقش وى در انقلاب اسلامى ايران، رهبرى و هدايت اين جريان در تبريز بود. او در كنار امام خمينى و ساير بزرگان، در اين جهت از هيچ تلاشى دريغ نورزيد.

وى در كنار شهيد قاضى طباطبايى و ساير علماى انقلاب تبريز، نهضت اسلامى را در آذربايجان تقويت كرد و از اين طريق در فراگير ساختن حركت‌هاى اسلامى نقش بزرگى را ايفا نمود. اگر در تاريخ انقلاب، از تبريز به عنوان دومين شهرى ياد مى‌شود كه پس از جريان قم، خروش بر مى‌دارد، قطعآ اين زمينه و بستر خروش و حماسه مرهون تلاش‌هاى بزرگانى چون سيد احمد خسروشاهى بود.

در سال 1341 در جريان خونين 15 خرداد، وقتى امام خمينى از نيّت تفرقه‌افكنانه رژيم مطلع مى‌گردد كه در صدد ايجاد اختلاف در بين علما و بدبين ساختن برخى از بزرگان به نهضت است، پيش از هرگونه اقدام رژيم، افرادى را به مراكز استان و شهرهاى مهم اعزام مى‌كند و علماى بزرگ را از نيت دولت وقت آگاه مى‌سازد و بزرگان را به استمرار حركت انقلابى فرا مى‌خواند. در اين حركت، مخاطب امام خمينى در آذربايجان آيت الله سيد احمد خسروشاهى و آيت‌الله سيد قاضى طباطبايى بود كه پيام امام خمينى توسط آيت‌الله سيد هادى خسروشاهى به علما مى‌رسد. وى خاطرات خود را از اين واقعه، اين گونه به نگارش درآورده است :

«برادر بزرگوارم (آقا سيد احمد) روابط صميمى و دوستانه‌اى با حضرت امام خمينى از دوران تحصيل در قم داشت. در واقع، با امام در درس مرحوم آيت‌الله حائرى، مؤسس حوزه علميه، هم‌دوره بود و در مدرسه دارالشفاء حجره‌اى در كنار حجره ايشان و آيت‌الله سيد صادق لواسانى داشت... و الفت بين امام و ايشان مشهود بود... در آغاز قيام و پيش از حوادث خونين 15 خرداد، آقاى شيخ حسن صانعى به سراغ من آمد كه حاج آقا با شما كار دارند... بلافاصله به خدمت ايشان رفتم، فرمودند : اين حركتى كه از قم آغاز شده، اگر توسط آقايان علماى بلاد تعقيب و پى‌گيرى نشود،
دستگاه فكر مى‌كند كه قم تنها است، آن وقت نتيجه مطلوب به دست نمى‌آيد. خوب است جناب عالى به تبريز و ديگر بلاد آذربايجان تشريف ببريد و با آقاى اخوى (آقا سيد احمد) و آقاى مجتهدى و آقاى قاضى و بقيه علما تماس بگيريد، موضوع را بگوييد و خطرات را گوشزد كنيد و متن تلگراف‌هاى آقايان قم را نشان دهيد تا آقايان بلاد هم اقدام كنند.»

امام خمينى هزينه سفر آيت‌الله سيد هادى خسروشاهى را هم مى‌پردازد. آيت‌الله خسروشاهى پيش از آن كه ساواك از جريان اطلاع يابد، با علماى تبريز و چند شهر ديگر آذربايجان صحبت مى‌كند و پيام امام را به آن‌ها مى‌رساند. حاصل تلاش‌هاى آيت‌الله خسروشاهى، بيدارى مردم اين سامان و پيوستن آذربايجان به انقلاب بود.

آرى، انقلاب اسلامى چنان چه در شهرهايى چون تهران و قم به رهبرى روحانيت آگاه به گونه‌اى فراگير آغاز مى‌گردد، در آذربايجان نيز اين حركت را روحانيون انقلابى روز به روز گسترده ساخته و آتش آن را در دورترين نقاط اين خطه شعله‌ور نگاه مى‌دارند. هر چند در اين مسير با خطرات و مرارت‌هايى نيز روبه‌رومى‌گردند.

آيت‌الله سيد احمد خسروشاهى در اعتراض به دستگيرى امام خمينى پس از كشتار 15 خرداد، اين اعلاميه را صادر مى‌كند :

بسم الله الرحمن الرحيم

مردم مسلمان آذربايجان! واقعه شوم و جانگداز 12 محرم قلوب عموم طبقات را جريحه‌دار ساخت و سبب شد كه عده‌اى از علماى اين استان نيز مانند ساير نقاط ايران به مركز مهاجرت نموده و عملا برخلاف تمام شايعات و دروغ ‌پردازى‌ها، اتحاد و اتفاق و همدردى و پشتيبانى خود را ابراز نمايند و بالنتيجه در جلسات مذكور شركت نموده و در اصلاح امور تا حدّ امكان بكوشند. هدف اساسى علماى مهاجر علاوه بر ابراز پشتيبانى، دو مطلب بود: 1ـ استخلاص عموم بازداشت‌شدگان اين حادثه از آيات عظام و مبلغين و ساير طبقات. 2ـ تعقيب اين نهضت مقدس كه صلاح دين و ملت و بقاى استقرار كشور بستگى كامل به آن دارد.

 

نهضت كه عموم طبقات طرفدار آن بوده و از دادن تلفات جانى و مالى خوددارى
ننموده است متأسفانه قبل از عملى شدن اين دو امر و به جاى تقدير از حسن نيت علماى بزرگ كه با گذشت و فداكارى در اصلاح امور صميمانه كوشش مى‌كنند، ما را به همراه گروهى از علما شبانه دستگير نموده و جبرآ به شهرهاى خود اعزام داشتند و برخلاف مقام اصول آزادى و قانون كشور همه گونه آسايش را از ما سلب كردند. اكنون جاى بسى خوشوقتى است كه قسمت اول اين هدف تا حدّى (نه به طور كامل) صورت عمل به خود گرفته است و حتى ديروز خبر آزاد شدن حضرت آيت‌الله العظمى خمينى ـ دامت بركاته ـ در سراسر كشور با شور و اشتياق عجيب عموم مردم و مسلمانان روبه‌رو گرديد. البته جامعه روحانيت و علماى بزرگ به همين مقدار اكتفا نكرده و هدف‌هاى مقدس دينى خود را تعقيب خواهد كرد و نهضتى را كه با پشتيبانى عموم طبقات به وجود آمده ادامه خواهد داد يعنى با تمام قوا حداكثر كوشش خود را به كار خواهد گرفت تا در محيطى آرام و از طريق مسالمت‌آميز مشكلات دينى و اجتماعى خواسته‌هاى مردم غيور و مسلمان را اصلاح نمايد و در اين راه از ارواح طيّبه ائمه اطهار و از حضرت ولى عصر استمداد و از پشتيبانى همه‌جانبه ملت مسلمان برخوردار خواهد بود.

            14 ربيع الاول

            الاحقر سيد احمد خسروشاهى

رهبرى مردم

عوامل اطلاعاتى رژيم پهلوى به تعقيب و جريان‌سازى عليه آيت‌الله خسروشاهى و دوستانش مى‌پردازند. اين واقعيت در سندى كه از اداره اطلاعات رژيم پهلوى (ساواك) به دست آمده است، به خوبى آشكار مى‌گردد :

مدير كل اداره سوم :

مقتضى به عرض تيمسار قائم مقام ساواك برسد: به فرموده تيمسار قائم مقام سازمان اطلاعات و امنيت كشور با استفاده از دو روز تعطيلات به آذربايجان عزيمت
و اينك نتيجه بررسى‌هاى محوله را ذيلا به استحضار مى‌رساند.

1ـ در نتيجه اقدامات قبلى و پى‌گيرى‌هاى مداوم آن، اختلاف نسبتآ زيادى بين روحانيون طراز اول تبريز به علت تندروى‌هاى آقايان ميرزا محمد على قاضى طباطبايى و سيد احمد خسروشاهى و چند تن ديگر ايجاد و به تدريج معتقد شده‌اند كه سخنرانى‌هاى دو نفر مذكور كه معمولا روزهاى چهارشنبه و پنج‌شنبه هر هفته پس از خاتمه نماز جماعت در مساجد شعبان و حاج ميرزا يوسف مجتهدى به عمل مى‌آيد و ارتباطى با مسايل مذهبى ندارد و بالحال به ضرر جامعه روحانيون منجر خواهد گرديد.

2ـ اكثريت بازرگانان و اصناف كه با توجه به ركود فعلى بازار مايل به ادامه كسب و كار خود در محيط آرام هستند تا حد زيادى به حقايق امور پى برده و مايل نيستند كه بيش از اين تحت تأثير و تلقينات سوء بعضى از روحانيون قرار گيرند.

3ـ با كمال تأسف مشاهده گرديد مقامات قضايى لشكر 7 متهمانى را كه در مورخه 14/7/42 (روز افتتاح مجلس) به علت تحريك مردم به بستن بازار از طرف شهربانى دستگير و تحت تعقيب قانونى شده بودند به فاصله يك ساعت آزاد نموده است. اين روش مقامات لشكر كه برخلاف انتظار رويه قبلى بوده است، بسيار تأثير سوئى بخشيده و علاوه بر تجرى آزادشدگان منجر به اين گرديده است كه شهربانى تبريز از دستگيرى و معرفى ساير متهمين خوددارى نمايد.

 

شهید آیت الله قاضی طباطبایی و آیت الله سید ابوالفضل خسرو شاهی در مجلس ترحیمی

4ـ مسجد معروف به «قلعه بيگى» كه از طرف شهربانى بسته شده بود و به وعّاظ ناراحت اجازه رفتن بالاى منبر داده نمى‌شد، مجددآ باز شده و چندين نفر از روحانيون مخالف و وعّاظ ناراحت بالأخره باعث گمراهى مردم و موجب وقوع حوادث نامطلوب خواهند شد. با توجه به نزديك شدن ماه رمضان مصلحت منطقه چنين ايجاب مى‌نمايد كه در درجه اول اشخاص مشروحه زير به وسيله شهربانى و با پشتيبانى و راهنمايى‌هاى ساواك دستگير و به مراكز اعزام گردند مشروط به اينكه حداقل به مدت يك سال از مراجعت آنان به آذربايجان قويّآ جلوگيرى شود در غير اين صورت
بدون ترديد نتيجه معكوس گرفته خواهد شد :

1ـ ميرزا محمد على قاضى طباطبايى2ـ سيد احمد خسروشاهى3ـ ميرزا محمد على انگجى4ـ شيخ جعفر اشراقى5ـ حاج سيد مهدى دروازه‌اى

6ـ حاج ميرزا محمد حسن انزابى

الف) در صورتى كه پس از دستگيرى نامبردگان باز هم سايرين از اعمال خود دست برندارند اشخاص مشروحه زير متعاقبآ دستگير و حداقل به مدت يك سال از منطقه طرد گردند :

1ـ حاج ميرزا عبدالله مجتهدى

2ـ حاج ميرزا حسن ناصرزاده

3ـ ميرزا حسين گوگانى

4ـ اسحق (عيسى) اهرى

5ـ سيد جواد هشترودى

6ـ ميرزا محمد حسن بكايى

ب) به احتمال قريب به يقين دستگيرى سرى اول مخصوصآ رديف 2 و  3 عكس‌العمل‌هايى ايجاد و حوادث سوئى به بار خواهد آورد. براى جلوگيرى از خطرات احتمالى و با توجه به اينكه در جريانات چند ماه اخير در نتيجه تدابير متخذه هيچگونه حادثه سوئى در منطقه رخ نداده است، مقامات استاندارى و انتظامى و امنيتى عقيده‌مندند كه به محض احساس خطر و به منظور جلوگيرى از وقوع حوادث نامطلوب اين اختيار قبلا به استاندارى داده شود كه حداكثر به مدت يك هفته حكومت نظامى اعلام و طبق مقررات آن رفتار شود.

ت) به موازات دستگيرى سرى اول در تبريز و براى اينكه عكس‌العمل‌هايى در
ساير نقاط استان نشان داده نشود، اجازه داده شود كه درباره چند نفر از روحانيون مخالف و ناراحت منطقه من جمله اردبيل، آذرشهر، اهر به همين منوال اقدام گردد.

            رئيس سازمان اطلاعات و امنيت آذربايجان شرقى

روزهاى سخت

سخت‌گيرى رژيم در ارتباط با علما، كارى را پيش نبرد، بلكه بسيارى از روحانيون كه اسامى آن‌ها در ليست سياه قرار گرفته بود، بيش از پيش خود را نشان دادند. اگر تا آن زمان اين حركت‌ها به صورت سازمان‌يافته نبود، پس از برخورد رژيم با روحانيت، سازمان‌يافته گرديد. هر يك از علما بنا بر وظيفه‌اى كه در برابر دين و مردم مسلمان احساس مى‌كردند، در صحنه مبارزه حضور يافتند. علماى اعلام تبريز هر شب در يكى از مساجد جمع مى‌شدند و ضمن بيان مسائل اسلامى، مردم را در جريان حوادث سياسى قرار مى‌دادند. مردم استقبال پرشورى از اين مجالس به عمل مى‌آوردند. رژيم در 12 آذر 1342، حاج سيد احمد خسروشاهى، حاج آقا على قاضى طباطبايى، حاج سيد مهدى دروازه‌اى و دو تن از وعاظ به نام آقا حاج ميرزا حسن ناصرزاده و حاج ميرزا محمد حسن انزابى را دستگير و به زندان قزل قلعه تهران بردند.

به دنبال دستگيرى روحانيون تبريز، اهالى غيرتمند اين شهر دست به اعتصاب زدند و بازار و مغازه‌هاى خيابان‌ها بسته شد. اين اعتصاب تا چهار روز ديگر ادامه داشت. رژيم شاه به منظور سركوب اعتصاب كنندگان حكومت نظامى اعلام كرد و عده‌اى از مردم را بازداشت نمود.

سرانجام

آيت‌الله خسروشاهى همراه چند تن از دوستان مبارز خود، 45 روز در زندان قزل قلعه تهران بود و پس از آن، 15 روز ديگر نيز در زندان ويژه سلطنت آباد بود. وى پس از آزادى از زندان نيز همچون ساير علماى مبارز، در منزلى تحت مراقبت بود. اين
بزرگواران هر چند در آن سال‌ها به ظاهر شكست خوردند و رژيم نيز با سركوب ساختن نهضت 15 خرداد سال 1342، خود را پيروزمند اين نبرد تلقى كرد، لكن آنچه كه در سال 1356 در تبريز اتفاق افتاد ـ كه جرقه‌اش سراسر ايران را نيز شعله‌ور ساخت ـ دقيقآ نتيجه همان تلاش‌هايى بود كه در سال 1342 انجام گرفته بود.

در سال 1356، پس از قيام شهر قم، دومين شهرى كه توانست به اين نهضت بپيوندد، شهر تبريز و در واقع منطقه آذربايجان بود كه مدت‌ها تحت رهبرى بزرگانى چون آيت‌الله سيد احمد خسروشاهى قرار داشت.

... وى در 28 خرداد سال 1356، در تبريز به رحمت حق پيوست. پيكرش با حضور كم نظير مردم تشييع گرديد و سپس از شهر تبريز به مشهد مقدس انتقال يافت و در جوار امام رضا 7 به خاك سپرده شد.[6]


[1] . علماى معاصرين، خيابانى، ص 252.

[2] . الذريعه، ج 2، ص 479 و ج 3، ص 11.

[3] . آثار الحجة، محمد رازى، ج 2، ص 235.

[4] . تاريخ فرهنگ معاصر، ج 3 و 4، ص 288.

[5] . علماى معاصر، ص 354.

[6] . نقل از كتاب: «گلشن ابرار»، ج3، ص 477 و به بعد، تهيه و تدوين جمعى از پژوهشگران حوزه علميهقم، زيرنظر پژوهشكده باقرالعلوم 7، «نشر معارف».

به مطلب امتیاز دهید :
( 0. امتیاز از 0 )
تعداد نظرات : 0 نظر

ارسال نظر

Change the CAPTCHA code
قوانین ارسال نظر