( 0. امتیاز از 0 )

آيت‌الله سيد مرتضى خسروشاهى بعد از مراجعت از نجف اشرف ، در تبريز اقامت نمود و به تدريس معارف الهى و متون دينى پرداخت كه به شرح حال تعدادى از شاگردان تربيت شده در مكتب ايشان اشاره مى‌شود...

نویسنده: محمد الوانسار خویی

شاگردان

آيت‌الله سيد مرتضى خسروشاهى بعد از مراجعت از نجف اشرف ، در تبريز اقامت نمود و به تدريس معارف الهى و متون دينى پرداخت كه به شرح حال تعدادى از شاگردان تربيت شده در مكتب ايشان اشاره مى‌شود :

1. آيت‌الله سيّد احمد خسروشاهى : شرح حال وى در بخش خاندان ذكر شد.

2. آيت‌الله سيّد جواد خطيبى (1299 ش ـ 1391 ق) : فقيه پرهيزگار آيت‌الله حاج سيّد جواد خطيبى در سال 1299ش در محله خطيب تبريز در خانواده شادروان سيّد ابراهيم متولّد شد. نسب شريفش به حضرت سيّد الشهداء 7 منتهى مى‌شود. در سال 1323ش وارد حوزه علميّه تبريز شد و در مدرسه طالبيّه سكنى گزيد و در محضر فرزانگانى همچون آيت‌الله سيّد مرتضى خسروشاهى به تحصيل پرداخت و بعد از مدتى اقامت در مدرسه طالبيّه ، به قم سفر نمود و نزديك به ده سال از اساتيد آن ديار بهره‌مند گرديد و آن گاه براى تكميل تحصيلات رهسپار عتبات عاليات شد و يك سال در حوزه كهن نجف اشرف به تحصيل پرداخت .

وى سپس به قم بازگشت و هفت سال در آن شهر زيست و در اواخر سال 1342ش به تبريز بازگشت . آيت‌الله خطيبى هم‌زمان با تحصيل ، به تدريس شرح لمعه، رسائل، مكاسب و كفاية‌الاصول در حوزه علميّه قم مى‌پرداخت كه تعداد
زيادى از طلاب علوم اسلامى در آن شركت مى‌كردند. برنامه تدريس وى بعد از مراجعت به تبريز ادامه پيدا كرد و حوزه درسى‌اش پرورش‌دهنده شاگردان فاضل و دانشمند بود.

آيت‌الله خطيبى دنيايى از صفا، معنويت و خلوص بود. دشمنانش نيز به خصوصيّات و صفات خوب او اعتراف داشتند، چه رسد به دوستانش كه شيفته و مريد اخلاق و رفتار و معنويت او بودند! او در فقه و فقاهت و در عمل به احكام نورانى شريعت محمّدى و از نظر سير و سلوك و پاى بندى به احكام الهى و تقيّد
 

به موازين شرعى ، اُسوه و الگوى معاصران بود. در سال 1349ش مبتلا به بيمارى سختى شد و متأسفانه معالجات و تلاش‌هاى پزشكان مؤثر واقع نگرديد و

در تاريخ 21/4/1350ش دوستان و علاقه‌مندانش را در سوگ خويش داغدار نمود. پيكر مطهّر ايشان با غم و اندوه فراوان و با تشييع جمع كثيرى از مردم در

قبرستان محله خطيب و در كنار مزار مادرش به خاك سپرده شد. نوشته سنگ مزار وى چنين است :

مرقد شريف عالم ربانى حضرت حجت‌الاسلام و المسلمين آيت‌الله فقيد آقاى حاج سيّد جواد خطيبى (اعلى الله مقامه) كه عمر خويش را در تدريس و تربيت محصّلين علوم دينيّه و ترويج آثار مذهب حقّه جعفريّه صرف نموده است ، در شب دوشنبه نوزدهم جمادى الأولى سنه 1391 هجرى درست در پنجاه سالگى داعى حق را لبيك گفتند. جزاه‌الله عن الإسلام و أهله خيرآ.[1]

3. آيت‌الله سيّد عبدالله شبسترى (1334 ـ 1420ق) : آيت‌الله سيّد عبدالله، فرزند ثقة‌الاسلام سيّد اسدالله، فرزند مير بابا در شهرستان شبستر متولد شد. پس از دوران ابتدايى ، در سال 1350ق به تحصيل علوم اسلامى روى آورد و مقدمات و علوم
ادبى را پيش پدرش و حاج ميرزا رسول هريسى، و كتاب‌هاى مطول، شرح شمسيه و شرح منظومه را نزد آيت‌الله سيّد مرتضى شبسترى فرا گرفت . در سال 1356ق به حوزه علميّه تبريز پيوست و در مدرسه طالبيّه مشغول خواندن شرح لمعه پيش علامه شيخ ابراهيم بادكوبه‌اى و آيت‌الله سيّد على مولانا شد و كتاب قوانين الاصول و ديگر متون حوزوى را در نزد حضرات آيات حاج ميرزا محمود دوزدوزانى، سيّد مرتضى خسروشاهى، شيخ حسين شنب‌غازانى، حاج ميرزا كاظم مجتهد شبسترى و حاج ميرزا محمد توتونچى آموخت .

در اواخر سال 1360ق به قم رفت و باقى درس شرح لمعه را نزد آيت‌الله سيّد شهاب‌الدين مرعشى نجفى به پايان رساند و دروس خارج را نزد فقهايى چون حضرات آيات: سيّد محمّد حجّت كوهكمرى، سيّد محمّد تقى خوانسارى، ميرزا محمّد فيض قمى، سيّد صدرالدين صدر، شيخ محمّد كبير قمى، شيخ عباسعلى شاهرودى، شيخ عبدالنبى عراقى، و دروس كلام و حكمت را در محضر آيت‌الله سيّد حسين قاضى طباطبايى تبريزى خواند.

در سال 1366ق جهت معالجه به تهران رفت و در پى درخواست عده‌اى از مؤمنين در مسجد حاج ميرزا احمد واقع در خيابان مولوى به وظايف دينى اشتغال ورزيد. وى در تهران از تحصيل باز نماند و در درس حضرات آيات شيخ على مدرس تهرانى (خارج كفاية الاصول)، شيخ محمّد تقى آملى، سيّد احمد خوانسارى و سيّد ابوالحسن رفيعى قزوينى (خارج فقه ، اصول و حكمت) شركت كرد و در ضمن به ارشاد و وعظ پرداخت و همراه آيت‌الله سيّد مرتضى شبسترى و افراد خيّر، به تجديد بناى مسجد سپهسالار واقع در خيابان چراغ برق پرداخت .

در سال 1394ق پس از گذشت 28 سال خدمت در تهران، به مشهد مقدس رضوى رفت و پس از استقرار در آن شهر، شروع به تدريس فقه ، اصول ، تفسير و اقامه جماعت در حرم مطهر (دارالسلام) كرد. و پس از 22 سال اقامت در جوار حضرت ثامن الائمه  7 در اوايل سال 1416ق به حوزه علميّه قم آمد و فقط به
تدريس تفسير قرآن و احياى مراسم مذهبى اشتغال داشت و در اين اوقات غالبآ بر اثر كسالت و شدت بيمارى در منزل بسترى بود.

آثار علمى وى عبارت‌اند از: 1. (عربى)؛ 2. الألطاف الالهيّة فى الخطابات القرآنية (عربى ، قم ، 1416ق)؛ 3. النكاح و الطلاق؛ 4. دراية الحديث؛ 5. زبدة الأحكام (رساله عمليّه ، عربى ، تهران، 1389ق)؛ 6. سوانح حيات، گزيده‌اى در شرح حال خود و بخشى از خاطرات؛ 7. صيغ العقود؛ 8. كتاب الأربعين، شرح چهل حديث عرفانى و اخلاقى (فارسى ، قم ، 1414)؛ 9. مصباح الهداية يا مفتاح السعادة (دو جلد)، جلد اوّل اين كتاب در تهران چاپ شده و جلد دومش خطى است ؛ 10. نماز شب.

سرانجام آيت‌الله شبسترى در صبح روز چهارشنبه 12 خرداد ماه 1378ش برابر با 17 صفر 1420ق در يكى از بيمارستان‌هاى تهران درگذشت و پيكر پاكش عصر روز پنجشنبه در قم تشييع و پس از اداى نماز ميّت به وسيله آيت‌الله سيّد محمّد وحيدى شبسترى در قم، ابتداى قبرستان ابوحسين به خاك سپرده شد.

4. آيت‌الله سيّد محمّد حجّت كوه‌كمرى (1310 ـ 1372ق) : آيت‌الله سيّد محمّد حجّت كوه‌كمرى از شاگردان معروف آيت‌الله سيد مرتضى خسروشاهى است. در مدت اقامت در تبريز از محضر ايشان بهره‌مند بود. او فرزند آيت‌الله سيّد على، نسبش به سيّد محمّد مصرى ملقب به حجازى از اولاد امام سجاد 7 مى‌رسد. در سال 1310ق در تبريز به دنيا آمد. پس از فراگيرى مقدمات ، از اساتيد فقه ، اصول ، رياضيات ، معقول ، طبّ قديم ، طبّ جديد، فيزيك و شيمى بهره برد.

در 1330ق به نجف مهاجرت كرد و فقه و اصول را از محضر حضرات آيات : سيّد محمّد كاظم يزدى، شيخ الشريعه اصفهانى، آقا ضياء الدين عراقى، ميرزا حسين نائينى، شيخ على گنابادى و شيخ على قوچانى، و رجال و حديث را در محضر سيّد ابو تراب خوانسارى، و رياضيات و فلكيات را نزد علّامه سردار كابلى ياد گرفت . او
تحصيل را همچنان ادامه مى‌داد، تا آنكه مريض شد و به خواست پدر به تبريز آمد و پس از وفات آيت‌الله سيّد محمّد كاظم يزدى و آيت‌الله شيخ الشريعه اصفهانى به نجف بازگشت و سال‌ها از محضر اساتيد آنجا استفاده كرد و خود در مسجد شيخ و مقبره ميرزاى شيرازى به تدريس پرداخت .

در 1349ق به ايران آمد و در قم سكنى گزيد و به تدريس خارج فقه و اصول استدلالى پرداخت . آيت‌الله حجّت در بسيارى از علوم اسلامى استاد و صاحب‌نظر بود، نظرش دقيق ، رأيش استوار و حوزه درسى‌اش مملو از شاگردان فاضل و متقى بود. در فهم سخنان اهل بيت تيزبين و در استخراج معانى آن‌ها دقيق و نكته‌سنج بود. پس از رحلت آيت‌الله شيخ عبدالكريم حائرى يزدى به انجام امور مذهبى و اداره حوزه علميه قم مشغول گرديد.

سيّد على كوه‌كمرى (پدرش)، شيخ عبدالله مامقانى، شيخ الشريعه اصفهانى ، ميرزا محمّد حسين نائينى، سيّد ابوالحسن اصفهانى، آقا ضياءالدين عراقى، سيّد حسن صدر كاظمى، سيّد ابوتراب خوانسارى، شيخ محمّد باقر بيرجندى، شيخ عبدالكريم حائرى يزدى ، ميرزا محمّد تهرانى، شيخ اسدالله زنجانى، شيخ على كاشف الغطاء، شيخ محمّد حسين كاشف الغطاء و شيخ احمد كاشف الغطاء، از مشايخ اجتهاد و روايت اوبودند.

از آثار عمرانى ايشان ، مدرسه علميه حجتيه در قم است كه در بيست جمادى الآخرة 1364ق در قم افتتاح گرديد.

آثار علمى او در زمينه‌هاى فقه ، اصول و حديث است كه متأسفانه به دليل وفات ناگهانى نيمه تمام ماندند.

وى در قم به رحمت حق پيوست و در مقبره خصوصى در مدرسه حجتيه دفن گرديد. در سوگ وى بسيارى از شاعران عرب ، فارس و ترك به مرثيه گويى پرداختند.

5. آيت‌الله سيّد محمّد على موسوى زرين (1278 ـ 1361ق) : آيت‌الله سيّد محمّد على موسوى زرين ، فرزند مرحوم حجت‌الاسلام سيّد عبدالرحيم، در سال 1287ق
در روستاى زرين در پنج كيلومترى شرق اهر متولد شد. نسب شريفش با 36 واسطه به امام موسى بن جعفر 7 مى‌رسد. وى در حوزه‌هاى علميه هريس ، اهر، تبريز و مشهد به فراگيرى علوم آل محمّد 6 پرداخت و از اساتيدى چون شيخ على مجتهد هريسى، و حضرات آيات شيخ احمد قراجه‌داغى، شيخ محمّد على فخرالعلماء، ميرزا صادق آقا مجتهد تبريزى ، ميرزا ابوالحسن آقا انگجى ، آقا سيّد محمّد مولانا، آقا سيّد مرتضى خسروشاهى، حاج  آقا حسين قمى، ميرزا محمّد آخوندزاده، شيخ على اكبر نهاوندى و شيخ حسنعلى نخودكى اصفهانى استفاده كرد و به مقام بلند علمى نايل آمد. وى در طول تحصيل با عده‌اى از مفاخر آذربايجان مانند شيخ عيسى سديدى، و حضرات آيات: سيّد ابوالفضل حسينى منيقى ، سيّد مهدى انگجى، سيّد ابراهيم دروازه‌اى، سيّد على مولانا و سيّد احمد خسروشاهى هم دوره بوده است .

صلاحيّت علمى آيت‌الله موسوى زرين در جريان متحدالشكل شدن لباس ، از طرف آيت‌الله حاجى ميرزا احمد آقا قراجه‌داغى و آيت‌الله حاجى ميرزا ابوالحسن آقا انگجى تأييد شد و دولت اجازه پوشيدن لباس روحانيت به او داد. در نامه‌اى كه در تاريخ 28/11/1311ش از طرف حكومت قراجه‌داغ ابلاغ شد، درباره ايشان چنين آمده است:

نظر به اجازه‌نامه محدثى از طرف حضرتين آيتين آقاى حاجى ميرزا احمد آقا قراجه‌داغى و آقاى حاجى ميرزا ابوالحسن آقا انگجى (دامت بركاتهما) به جناب آقاى آقا مير محمّد على موسوى ساكن قريه زرين مِن محال اهر داراى ورقه هويت 246، مطابق نمره 5 از نامه 2 قانون متحدالشكل در پوشيدن لباس روحانيت مجاز خواهد بود و اداره محترم نظميه متعرض ايشان نخواهند شد. محل مهر حكومت قراجه‌داغ .

ايشان در سال 1320ش برابر با 1361ق رخ در نقاب خاك كشيد و در زادگاه خويش به خاك سپرده شد.

6.آيت‌الله سيّد مهدى كمارى (1322 ـ 1402ق) : آيت‌الله سيّد مهدى كمارى قراجه‌داغى تبريزى، فرزند علّامه سيّد محمّد، فرزند آيت‌الله محمّد تقى موسوى كمارى تبريزى در بيست و ششم ذى‌الحجة 1323 در شهر تبريز به دنيا آمد. پس از فراگيرى مقدمات ، سطح را نزد حضرات آيات: انگجى ، سيّد محمّد مولانا، سيّد مرتضى خسروشاهى و حاج ميرزا على اصغر ملكى تبريزى آموخت و در سال 1346ق به حوزه علميه قم رفت و سطح را در محضر حضرات آيات ميرزا محمّد همدانى و شيخ محمّد على حائرى قمى به پايان برد و در دروس خارج از آيت‌الله حائرى يزدى و آيت‌الله حجّت كوه‌كمرى بهره‌مند گرديد.

در سال 1350ق به نجف اشرف رفت و نزد حضرات آيات: ميرزا محمّد حسين نائينى ، آقا ضياءالدين عراقى ، شيخ محمّد حسين غروى اصفهانى و سيّد ابوالحسن اصفهانى، دروس خود را به انجام رسانيد و اجازه اجتهاد گرفت .

وى پس از ده سال اقامت در آن ديار به تهران آمد و در مسجد امامزاده زيد 7 واقع در بازار تهران ، به اقامه جماعت ، ارشاد و تدريس پرداخت .

تأليفات وى بدين قرار است: 1. المباحث العقلية؛ دو جلد؛ 2. رسالة فى الإجازة؛ 3. شرح وسيلة النجاة؛ 4. قاعدة لاضرر؛ 5. كتاب الحج؛ 6. مباحث الألفاظ، دو جلد.

او در روز چهارشنبه اول ماه رمضان 1402ق در هشتاد سالگى در تهران دار فانى را وداع گفت و پيكر پاكش در ابتداى قبرستان وادى‌السلام قم به خاك سپرده شد.

7. علّامه شيخ عبدالحسين امينى (1320 ـ 1390ق) : علّامه حاج شيخ عبدالحسين امينى، فرزند احمد، فرزند نجف على (امين‌الشرع) در سال 1320ق به دنيا آمد. و پس از طى مراحل علمى طبق نوشته خود در مقدمه كتاب «شهداء الفضيلة» تحصيلات خود را نزد آيت‌الله سيّد محمّد مولانا و آيت‌الله سيّد مرتضى خسروشاهى ادامه داد و سپس به نجف اشرف رفت و در دروس آيت‌الله سيّد محمّد فيروزآبادى و آيت‌الله سيّد ابوتراب خوانسارى شركت كرد و از حضرات آيات: سيّد
ابوالحسن اصفهانى، ميرزا محمّد حسين نائينى و شيخ محمّد حسين كمپانى اصفهانى اجازه اجتهاد گرفت . [2]

آيت‌الله امينى علاوه بر آثار علمى فراوان ، كتابخانه‌اى به نام امام اميرالمؤمنين 7 در نجف به يادگار گذاشت . او در سال 1390ق وفات يافت و در كتابخانه‌اش به خاك سپرده شد.

8. آيت‌الله ميرزا عباسقلى واعظ چرندابى : آيت‌الله حاج ميرزا عباسقلى صادقپور وجدى مشهور به «واعظ چرندابى» در سال 1315ق مطابق با 1276ش در شهر تبريز متولّد شد. پس از پشت سر گذاشتن دوره طفوليت به اقتضاى شوق فطرى و استعداد خدادادى به فراگيرى علوم اسلامى همّت گماشت و در محضر فيض‌گستر آيت‌الله آقا شيخ على شربيانى (م 27 ذيقعده 1348) به تحصيل علوم آل محمّد پرداخت . در شانزده سالگى با پدرش حاج صادق دلال كه مرد بى سواد و پاك سرشتى بود، به زيارت بيت الله الحرام رفت و پس از مراجعت به تبريز، تحصيل علم را دنبال كرد و پيش علّامه ذوفنون آيت‌الله حاج ميرزا لطفعلى آقا امام جمعه
(م 1339ق) كه در علم فلك و رياضيات و اسطرلاب و علوم غريبه تبحر زياد و يد طولايى داشت ، به تحصيل اين علوم پرداخت .

آيت‌الله واعظ چرندابى سطوح عالى فقه و اصول را از حوزه درسى  حضرات آيات: حاج سيّد محمّد مولانا (م 18 جمادى الاولى 1363)، شيخ اسماعيل فقيه (م 27 رجب 1361) و حاج سيّد مرتضى خسروشاهى (م 6 رجب 1372) بهره برد.

در سال 1336ق مدرسه‌اى به نام ارشاد در محله «راسته كوچه» در محلى كه مشهور به «ديك‌باشى» است ، تأسيس كرد، امّا ديرى نپاييد كه از اين كار دست كشيد و
شروع به تدريس علوم حوزوى مانند ادبيات و منطق در مدرسه علميّه طالبيّه كرد و با دريافت حق‌التدريس مختصرى از محصلان متموّل ، امرار معاش مى‌كرد. به سال 1341ق مديريت مدرسه سرخاب و شتربان را كه علماى شهر تأسيس كرده بودند، بر عهده گرفت و بر اثر تلاش‌هاى خستگى‌ناپذير و خدمات فرهنگى مطلوب مورد تشويق بزرگ مرجع وقت آيت‌الله حاج ميرزا صادق آقا مجتهد تبريزى واقع گرديد. واعظ چرندابى در مورد فعاليت‌هاى خويش مى‌گويد:

پس از چند سال همان مدرسه را ترك كردم و به وعظ و خطابه و تنوير افكار پرداختم ، چون خطابه‌هاى من جنبه علمى داشته و با روح عصر موافق مى‌بود، انعكاس و پيشرفت غريبى در ميان اهالى شهر خصوصآ طبقه فهميده و محصل پيدا مى‌كرد، و مدت متمادى بدين خدمت مفتخر بودم و در عين حال رشته تحصيل علوم را از دست نمى‌دادم و در سايه ذوق فطرى ، به گردآورى كتب متنوعه مشغول شدم تا در عرض ساليان دراز به يارى خداوند بى‌نياز، موفق به تشكيل كتابخانه‌اى شدم كه اكنون تعداد كتب و رسائل و مجلات آن قريب به ده هزار جلد بالغ مى‌شود و بيش از سى دوره تفسير قرآن مجيد در كتابخانه شخصى موجود است كه در طى سال‌هاى متمادى با خون دل جمع آورى شده است . كتابخانه ما از كتب مخطوطه نفيسه نادره مقدار كمى و مابقى تمامآ كسوت طبع را پوشيده‌اند.

سرانجام رادمرد بزرگ عرصه‌هاى پژوهش و نگارش در روز چهارشنبه بيست و چهارم اسفند ماه 1345 برابر با سوم ذيحجة الحرام 1386 در زادگاه خويش درگذشت و جهان علم و ادب را داغدار كرد. جسم مطهر ايشان پس از غسل و كفن و تشييع شايسته و با اقامه نماز ميت به وسيله آيت‌اللّه حاج سيّد محمّد على انگجى در قبرستان عمومى اماميّه دفن گرديد. خبر ارتحال اين عالم بزرگ اسلامى در مجلات العرفان و مكتب اسلام و روزنامه هاى كيهان و مهد آزادى درج گرديد و كتابخانه شخصى اش طبق وصيت وى در تاريخ 16/7/1346 به كتابخانه آستان قدس رضوى
تحويل داده شد. نوشته سنگ مزار آيت‌الله واعظ چرندابى بدين قرار است:

هو الحى الذى لا يموت

لازلت تلهج بالتاريخ مجتهدآ         حتى رأيتك فى التاريخ مكتوبآ

آرامگاه علّامه كبير حضرت حجّت‌الاسلام و المسلمين آقاى حاج ميرزا عباسقلى آقا واعظ چرندابى 1 كه در روز چهارشنبه سوم ذيحجة الحرام 1386 مطابق  24 اسفند ماه 1345 به رحمت ايزدى پيوست و در رديف مفاخر و نوابغ بزرگ اسلامى در جريده عالم ثبت و ضبط شد.

لاصوَّت الناعى بفقدك إنه          يوم على آل الرسول عظيم

إن كنت قد غيّبت فى جدث الثرى         فالعلم و التوحيد فيك مقيم

9. آيت‌الله ميرزا عبدالصمد مقدم دانايى (1305 ـ 1378ش) : آيت‌الله حاج ميرزا عبدالصمد مقدم دانايى در سال 1305ش در تبريز به دنيا آمد. قرائت قرآن را در شش سالگى به خوبى آموخت و در هفت سالگى به فراگيرى علوم جديد پرداخت . پس از اتمام ششم ابتدايى ، به عشق فراگيرى علوم اسلامى در رديف طلاب مدرسه طالبيّه قرار گرفت و مقدمات و سطح را از محضر حضرات آيات سيّد محمّد بادكوبه‌اى ، شيخ جعفر شيخ الائمه راسته كوچه‌اى ، ميرزا احمد اهرى ، سيّد مرتضى خسروشاهى و سيّد محمّد كاظم طباطبايى معروف به «مفيد آقا» آموخت . در حدود سال 1368ق به شهر مقدس قم هجرت كرد و كفاية‌الاصول، سطوح عالى و تفسير را از حضرات آيات: حاج ميرزا محمّد مجاهدى تبريزى ، سيّد محمّد باقر سلطانى طباطبايى ، سيّد محمّد حجّت كوه‌كمرى ، حاج آقا حسين بروجردى، سيّد محمّد تقى خوانسارى، سيّد شهاب‌الدين مرعشى نجفى و علامه سيّد محمّد حسين طباطبايى آموخت و در حدود سال 1375ش به زادگاهش مراجعت كرد و به تدريس ، اقامه نماز جماعت ، تفسير قرآن مجيد و بيان احكام الهى در مسجد گازران و مسجد شعبان پرداخت .

آيت‌الله مقدم دانايى كتابخانه‌اى عظيم ، حاوى كتاب‌هاى چاپى و خطى داشت . او مزين به فضايل اخلاقى و داراى طبع شعر بود كه نمونه‌اى از اشعارش در سوگ استادش آيت‌الله خسروشاهى نقل گرديد. تأليفات وى عبارت است  از:

1. مقالات اخلاقيه يا خطابات مقدميّه (فارسى ، تبريز، 1341ش)؛ 2. مناجات دانايى(فارسى ، تبريز)؛ 3. توحيد يا خداشناسى (فارسى ، خطى)؛ 4. منظومه‌اى در منطق (فارسى ، خطى)؛ 5. نواى عندليب، در اشعار متفرقه (فارسى ، خطى)؛ 6. ديوان اشعار، دو جلد (فارسى ، خطى).

عاقبت  اين عالم فرهيخته در اواخر شعبان 1420ق برابر با 5/9/1378 ش در 73 سالگى در تبريز وفات يافت و جسم شريفش پس از تشييع و اقامه نماز ميت در قبرستان وادى رحمت در قطعه صديقين به خاك سپرده شد. نوشته سنگ‌مزار وى بدين قرار است :

العلماء ورثة الأنبياء

حضرت آيت‌الله حاج ميرزا عبدالصمد مقدّم دانايى فرزند مرحوم على . تولد 1305، وفات 5/9/1378.

از كنار قبر من اى رهگذر چون بگذرى          با بصيرت كن نظر ما را به قرآن ياد كن

فكر خود را هم بكن آماده آذوقه باش         خانه قبر خودت را با عمل آباد كن

10. آيت‌الله ميرزا عبدالكريم ملايى (1348 ق ـ 1389 ش) : آيت‌الله حاج ميرزا عبدالكريم ملّايى پور قرجه‌داغى تبريزى ، فرزند كربلايى عباسعلى ، فرزند عبدالكريم در سال 1308ش مطابق با 1348ق در شهرستان تبريز ديده به جهان گشود. در هفت سالگى تحصيلات خويش را آغاز كرد و ادبيات فارسى را در محضر پدرش آموخت . او سپس وارد حوزه علميّه تبريز گرديد و در مدرسه طالبيّه و حسن
پادشاه سكنى گزيد و جامع المقدمات و حاشيه ملّا عبدالله را از حاج ميرزا على گوگانى، سيوطى، جامى و معالم را از حاج ميرزا محمود انصارى ، مغنى را از آيت‌الله حاج ميرزا ولى الله اشراقى سرابى، مطول را از علّامه شيخ على اكبر نحوى ، شرح تجريد را از آيت‌الله حاج سيّد محمّد بادكوبه‌اى ، شرح لمعه، شرح منظومه (قسمت منطق) و رسائل را در محضر حضرات آيات: حاج سيّد مرتضى خسروشاهى و سيّد كاظم شريعتمدارى و مكاسب محرمه را در نزد حاج شيخ حسين شنب‌غازانى فرا گرفت و در سال 1330ش به قم مهاجرت نمود و به مدت دوازده سال در مدرسه حجتيه اقامت گزيد.

وى در حوزه علميّه قم به تكميل آموخته‌هاى خود پرداخت و باقى مانده شرح منظومه (قسمت حكمت) را از علّامه سيّد محمّد حسين طباطبايى ، و قسمت بيع و خيارات مكاسب را از آيت‌الله حاج ميرزا محمّد مجاهدى و آيت‌الله سيّد شهاب‌الدين مرعشى نجفى، و كفاية‌الاصول را از حضرات آيات: سلطانى طباطبايى و مجاهدى كسب فيض كرد و با دوستان فاضلش آيت‌الله حاج ميرزا على الهامى، حاج ميرزا اسماعيل سرابى و حاج ميرزا حسين قزوينى به مباحثه پرداخت و سپس در جلسات درس خارج فقه و اصول حضرات آيات: حاج آقا حسين بروجردى ، امام خمينى، شيخ عباسعلى شاهرودى، سيّد شهاب الدين مرعشى نجفى و  سيّد كاظم شريعتمدارى حاضر شد و به دريافت اجازه شفاهى استنباط و اجتهاد احكام الهى از دو استاد اخير و اجازه امور حسبيه از آيت‌الله مجاهدى نايل آمد و خودش نيز به برخى از روحانيون اجازه امور حسبيه داد. آثار علمى و پژوهشى وى بدين قرار است :

1. تقريرات بحث خمس آيت‌الله بروجردى (عربى ، قم، 1366ش)؛ 2. تقريرات بحث‌هاى صلات ، حج ، منجزات مريض ، قضا، طهارت آيت‌الله بروجردى (عربى ، خطى)؛ 3. تقريرات يك دوره اصول و مطهرات آيت‌الله شاهرودى (عربى ، خطى)؛ 4. تقريرات اصول آيت‌الله شريعتمدارى (عربى ، خطى)؛ 5. نثر اللالى فى شرح نظم اللالى (فارسى ، قم ، 1365ش)؛ 6. صيغ نكاح و طلاق (فارسى ، قم ، 1360ش)؛ 7. موضح رموز الرسائل در شرح بحث قطع رسائل (عربى ، خطى).

وى فقيهى پارسا، مُجد، خوش برخورد، داراى پشتكار و عالمى عامل است . وى حدود شصت سال به تدريس ادبيات عربى ، معالم ، منطق ، تجويد، لمعه ، رسائل ، مكاسب ، كفاية الاصول و خارج فقه پرداخت و در سال 1389 در قم درگذشت .


[1] . محمّد الوانساز خويى ، عرشيان خاك‌نشين، صص 172 ـ 171؛ عمران عليزاده ، نامداران تاريخ، ج2، صص 294 ـ 293.

[2] . شرح حال مفصل ايشان در كتاب «يادنامه علامه امينى» كه به همت مرحوم دكتر سيد جعفر شهيدى واستاد محمد رضا حكيمى بارها چاپ شده، آمده است.

به مطلب امتیاز دهید :
( 0. امتیاز از 0 )
تعداد نظرات : 0 نظر

ارسال نظر

Change the CAPTCHA code
قوانین ارسال نظر