( 0. امتیاز از 0 )

ميرزا عبدالمطلب فقيه اردوبادى، فرزند اسماعيل در سال 1304ق در اردوباد متولد شد. در غائله بلشويك‌ها همراه برخى ديگر از علما به ايران آمد و در اروميه سكونت گزيد. سپس به تبريز رفت و در درس فقه و اصول آيت‌الله انگجى و آيت‌الله سيّد مرتضى خسروشاهى حاضر شد و در اخلاق و تهذيب نفس از آيت‌الله حاج ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى بهره ها برد.

تعدادی از شاگردان آیت الله سید مرتضی خسروشاهی

11. آيت‌الله ميرزا عبدالمطلب فقيه اردوبادى (1304 ـ حدود 1378ق) : ميرزا عبدالمطلب فقيه اردوبادى، فرزند اسماعيل در سال 1304ق در اردوباد متولد شد. در غائله بلشويك‌ها همراه برخى ديگر از علما به ايران آمد و در اروميه سكونت گزيد. سپس به تبريز رفت و در درس فقه و اصول آيت‌الله انگجى و آيت‌الله سيّد مرتضى خسروشاهى حاضر شد و در اخلاق و تهذيب نفس از آيت‌الله حاج ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى بهره ها برد و سرانجام اروميه را براى اقامت خود انتخاب كرد و در پى بعضى از حوادث و بيم از حكومت ، در بازار به فرش فروشى پرداخت . آيت‌الله شيخ محمّد فوزى، از شاگردان وى ، درباره استادش مى‌گويد:

ايشان از نظر فضل و معلومات جزء علماى بنام و طراز اوّل اروميه به شمار مى‌رفت و به اقامه نماز جماعت و وعظ و خطابه و تدريس در مسجد خود اشتغال داشت .

آثار وى بدين ترتيب است:

1. تقريرات درس طهارت آيت‌الله انگجى (خطى)؛ 2. كتابى درباره امام زمان (عج) (خطى)؛ 3. دعوت محمديه (چاپى)؛ 4. حاشيه بر العروة الوثقى (خطى).

سرانجام در جمادى‌الآخره 1378ق مطابق با دى ماه 1337ش در 74 سالگى در اروميه وفات كرد و در قبرستان شيخان قم دفن گرديد.

12. آيت‌الله ميرزا على الهامى (1303ش ـ ...) : آيت‌الله حاج ميرزا على الهامى كلوانقى ، در سال 1303ش مصادف با 1343ق در روستاى كِلْوانَق واقع در  32 كيلومترى شمال غربى بستان‌آباد در خانواده‌اى كشاورز به دنيا آمد. در شش سالگى قرآن كريم و برخى از كتاب‌هاى فارسى متداول در آن روز را در زادگاهش آموخت و
سپس در سنين نوجوانى به تبريز آمد و در مدرسه طالبيّه صرف و نحو را از مرحوم ميرزا حسين على و حاشيه را از ميرزا على گوگانى، شرح باب حادى عشر، شرح تجريدالاعتقاد و كشف المراد را از آيت‌الله سيّد محمّد بادكوبه‌اى ، شرح لمعه را از آيت‌الله حاج سيّد ابراهيم دروازه‌اى، رسائل را از آيت‌الله حاج سيّد مرتضى خسروشاهى و قسمتى از مكاسب را از آيت‌الله حاج ميرزا فتاح شهيدى فراگرفت و با حضرات آيات: حاج ميرزا حسين ايوقى، حاج ميرزا عبدالكريم ملايى و ميرزا محمّد فيض زرنقى به مباحثه پرداخت .

در سال 1364ق راهى حوزه علميّه قم گرديد و در مدرسه فيضيه و حجتيه سكونت نمود. بخش ديگر مكاسب را از آيت‌الله حاج ميرزا محمّد مجاهدى تبريزى، كفاية‌الاصول را از آيت‌الله سيّد محمّد باقر سلطانى طباطبايى و تفسير را نزد علّامه سيّد محمّد حسين طباطبايى آموخت و با دوستانى همچون حضرات آيات : سيّد مهدى روحانى، حاج ميرزا على احمدى ميانجى، سيّد كاظم حسينى ميانجى، شيخ احمد آذرى قمى و برخى ديگر به مباحثه تفسير پرداخت .

وى پس از پايان دوره سطح ، در درس‌هاى خارج فقه و اصول حضرات آيات : سيّد محمّد حجّت كوه‌كمرى، حاج آقا حسين بروجردى، شيخ عباسعلى شاهرودى، سيّد محمّد رضا گلپايگانى، سيّد كاظم شريعتمدارى و امام خمينى (به مدت پانزده سال) حاضر گرديد و سال‌ها از فضل و دانش آن‌ها استفاده نمود و از حضرات آيات بروجردى ، سيّد محسن حكيم، سيّد ابوالقاسم خويى، سيّد مرتضى خسروشاهى، سيّد محمّد تقى خوانسارى و شيخ محمّد على اراكى اجازه امور حسبيه دريافت داشت و آثار علمى وى چنين است:

1. توضيح المسائل (فارسى ، قم، 1384ش)؛ 2. مناسك حج (خطى)؛ 3. حاشيه بر تكملة المنهاج (خطى)؛ 4. حاشيه بر العروة الوثقى (خطى).

از فعاليت‌هاى وى در طى سال‌هاى اخير تبليغ و ارشاد مردم در شهرهاى تهران ، قزوين ، مياندوآب و تدريس سطوح مختلف حوزوى و قضاوت پانزده ساله در ديوان عالى كشور است، او هم اينك در حوزه علميّه قم سكونت دارد و پسرش شهيد صادق الهامى از شهيدان سرافراز انقلاب اسلامى است .

13. آيت‌الله ميرزا على قزلجه‌اى (1305ش ـ ...) : آيت‌الله حاج ميرزا على الهى‌فر معروف به «قزلجه‌اى»، فرزند ملّا محمود، فرزند ملّا رفيع ، فرزند شيخ حسن ، فرزند شيخ آقا در سال 1305ش برابر با 1345ق در روستاى قزلجه از محال عباسى شهرستان بستان‌آباد در خانواده‌اى روحانى كه پدرانش از سلسله جليله روحانيت بودند، متولد شد.

در سال 1324ش به تبريز آمد و به مدت شش سال در آن شهر اقامت كرد و كتاب‌هاى حاشيه، سيوطى، مغنى، جامى، مطول را در نزد حاج ميرزا على اكبر قارى و علّامه شيخ على اكبر نحوى و شرح لمعه را از آيت‌الله سيّد احمد خسروشاهى، رسائل را از آيت‌الله حاج سيّد هادى خسروشاهى (حاتمى) و بخشى از مكاسب را در محضر آيت‌الله سيّد مرتضى خسروشاهى فرا گرفت و سپس در 1329ش به قم رفت و از درس آيت‌الله حاج آقا حسين بروجردى و امام خمينى استفاده كرد. سپس به نجف اشرف مهاجرت نمود و قسمت باقيمانده مكاسب را نزد آيت‌الله حاج ميرزا احمد اهرى آموخت و از درس خارج فقه و اصول حضرات آيات : سيّد ابوالقاسم خويى، شيخ حسين حلى، سيّد محسن حكيم، سيّد عبدالهادى شيرازى بهره‌مند شد و در اين ايام با آقايان سيّد محمّد رجايى، شيخ جواد دشتى، حاج سيّد محمّد باقر كاشانى هم‌درس و هم‌بحث گرديد و پس از ده سال اقامت در نجف اشرف به تبريز آمد. آثار علمى ايشان چنين است:

1. تقريرات بحث اجاره و حج آيت‌الله حكيم (خطى)؛ 2. تقريرات مباحث الفاظ و خيارات مكاسب آيت‌الله حلى (خطى)؛ 3. تقريرات بحث مكاسب آيت‌الله خويى (خطى).

ايشان داراى اجازات امور حسبيه و روايى از آيت‌الله خويى و آيت‌الله سيّد محمّد هادى ميلانى است و از سال 1342ش همگام با روحانيت مبارز آذربايجان عليه ظلم و ستم مبارزه كرد و پس از پيروزى انقلاب اسلامى و آغاز جنگ تحميلى سه بار در جبهه‌هاى حق عليه باطل حضور يافت و سال‌ها امامت جمعه موقت تبريز را برعهده داشت .

14. آيت‌الله ميرزا كاظم تبريزى (1340 ـ 1416ق) : آيت‌الله حاج ميرزا كاظم قاروبى تبريزى، فرزند حاج فرج‌الله درسال 1300ش برابر با 1340ق در «محله دوچى تبريز» متولد شد. ادبيات و سطوح را در محضر استادانى چون ميرزا على اكبر نحوى، حاج ميرزا على اصغر فقيهى باغميشه‌اى، حاج ميرزا محمود انصارى، فاضل دنبرانى، ملّا احمد تاهباز و آيت‌الله سيّد مرتضى خسروشاهى فراگرفت و سپس به زنجان و تهران رفت و در تهران فلسفه را از آيت‌الله شيخ محمّد على شاه‌آبادى و آيت‌الله ميرزا مهدى آشتيانى ياد گرفت و در سال1361ق همراه علّامه شيخ محمّد تقى جعفرى به نجف اشرف رفت و در مدرسه بخارايى سكونت كرد و در سطوح عالى ، خارج فقه و اصول ، تفسير و رجال حضرات آيات: شيخ موسى خوانسارى ، شيخ مرتضى طالقانى، شيخ محمّد على كاظمى، سيّد ابوالحسن اصفهانى، ميرزا على آقا قاضى طباطبايى ، شيخ محمّد كاظم شيرازى، سيّد هادى خراسانى، شيخ جعفر بديرى، شيخ محمّد رضا آل ياسين ، شيخ محمّد حسين تهرانى ، سيّد ابراهيم اصطهباناتى ، سيّد محسن حكيم، شيخ حسين حلى، ميرزا باقر زنجانى، سيّد محمود شاهرودى، سيّد محمّد هادى ميلانى، سيّد على بهبهانى رامهرمزى و سيّد ابوالقاسم خويى شركت كرد و هم زمان با تحصيل به تدريس سطوح عالى و خارج فقه و اصول پرداخت .

وى در پى يك بيمارى طولانى در صبح 18 رجب 1416 برابر با 20 شهريور 1374 چشم از جهان فروبست و پس از اقامه نماز به امامت آيت‌الله سيّد تقى قمى در قبرستان ابوحسين قم به خاك سپرده شد.[1]

15. آيت‌الله ميرزا محسن كوچه‌باغى (1305 ـ 1390 ش) : حاج ميرزا محسن طالب حقيقت معروف به «كوچه باغى» در دوم مهرماه سال 1305 برابر با بيست و
دوّم ربيع‌المولود 1345 در محله كوچه باغ شهرستان تبريز متولد شد. پدرش از علماى تبريز بود.

ميرزا محسن دوران كودكى را در كنار پدر و مادر خويش سپرى كرد و پس از آموختن قرآن كريم در شش سالگى به مدرسه اعتماد كه بعدها به انورى تغيير نام داد، رفت و در سال ششم دبستان شاگرد ممتاز در ايران شناخته شد و كتاب تاريخ اسلام تأليف كارلايل را به عنوان جايزه دريافت نمود.

پس از فراغت از كلاس نهم دبستان در عصر اختناق رضاخان پهلوى وارد مدرسه طالبيّه گرديد و دروس مقدماتى ، مغنى و مطول را در نزد آيت‌الله ميرزا باقر ويجويه‌اى و حاج شيخ حسن معصومى يكى پس از ديگرى آموخت و كتاب‌هاى شرح لمعه، رسائل، مكاسب، كفاية‌الاصول، شرح اشارات و منظومه را از محضر استادان بنامى همچون  حضرات آيات: ميرزا باقر ويجويه‌اى، شيخ جعفر شيخ الائمه ، حاج ميرزا عبدالله مجتهدى تبريزى، سيّد على مولانا، سيّد حسن انگجى ، سيّد محمّد كاظم مفيد، شيخ حسين شنب غازانى، حاج ميرزا فتاح شهيدى و حاج سيّد ابوالقاسم قارى ياد گرفت و آن‌گاه در دروس خارج فقه و اصول حضرات آيات: حاج ميرزا فتاح شهيدى ، حاج سيّد مرتضى خسروشاهى و حاج ميرزا رضى زنوزى حاضر شد و از آن‌ها بهره‌ها برد.

وى در حالى كه هنوز از عمرش 23 سال سپرى نشده بود، در سال 1368ق به عتبات عاليات مهاجرت نمود و در شهر مقدس نجف اشرف و كربلاى معلّا از دروس فقه و اصول حضرات آيات: سيّد محسن حكيمخويى ، سيّد عبدالله شيرازى ، سيّد عبدالهادى شيرازى، شيخ حسين حلى ، شيخ محمّد حسين كاشف الغطاء و سيد محمّد هادى ميلانى استفاده نمود و در همان سال ورود به عراق در جوار بارگاه ملكوتى حضرت سيّد الشهداء  7 با دست‌هاى مبارك آيت‌الله سيّد محمّد هادى ميلانى ملبس به لباس روحانيت گرديد و پس از ده سال اقامت در حوزه علميّه نجف اشرف و كسب فيض از فقيهان آن ديار به تبريز مراجعت كرد و اين
سفرهاى زيارتى و علمى به نجف اشرف ادامه داشت كه به سبب كهولت ديگر ادامه نيافت . وى در اثر شايستگى و استعداد وافر موفق به دريافت اجازات متعدد اجتهاد و نقل حديث از علماى بنام جهان اسلام گرديد. آثار علمى و تحقيقى وى چنين است :

1. تقريرات درس آيت‌الله شيخ حسين حلى (خطى)؛ 2. تقريرات درس صلات مسافر آيت‌الله خويى (خطى)؛ 3. تقريرات درس اصول آيت‌الله خويى (خطى)؛ 4. تصحيح حاشيه آيت‌الله شهيدى بر مكاسب شيخ انصارى (عربى ، تهران ، 1380ق)؛ 5. تصحيح حاشيه آيت‌الله شهيدى بر وسيلة النجاة (مطبوع)؛ 6. آداب الحرمين (فارسى ـ عربى ، تبريز، 1398ق)؛ 7. انيس العابدين (فارسى ـ عربى ، تبريز، 1396ق)؛ 8. تصحيح بصائر الدرجات (عربى ، تهران ، 1380ق)؛ 9. سرد المقال فى أحوال الصفار (عربى ، تبريز، 1380ق)؛ 10. شفيع المذنبين (فارسى ـ عربى ، تبريز، 1377ق)؛ 11. البرهان على وجود صاحب الزمان (عج) (فارسى ـ عربى ، تبريز، 1413ق).

او شصت سال تمام به تدريس متون فقهى ، اصولى ، ادبى و فقه خارج مشغول بود و اخيراً به رحمت خدا رفت .

16. آيت‌الله ميرزا محمّد مجاهدى (1324 ـ 1380ق) : آقا ميرزا محمّد مجاهدى تبريزى ، فرزند حاج ميرزا على اكبر مجاهد، فرزند آخوند ملا سليمان حسن آبادى در سال 1324ق/1285ش در شهر تبريز به دنيا آمد. دروس حوزوى را در زادگاهش فرا گرفت و يكى از اساتيد او آيت‌الله سيد مرتضى خسروشاهى بود. ايشان در جوانى به قم آمد و به تحصيل پرداخت . او در جوار مرقد منوّر كريمه اهل بيت ، حضرت فاطمه معصومه 3 در محافل علمى نخبگانى همچون حضرات آيات: حاج شيخ عبدالكريم حائرى يزدى (1276 ـ 1355ق)، ميرزا محمّد همدانى (1315 ـ 1365ق)، سيّد محمّد حجّت كوه‌كمرى (1310 ـ 1372ق) و حاج آقا حسين طباطبايى بروجردى (1292 ـ 1380ق) حضور يافت و از حضرات آيات: سيد ابوالحسن اصفهانى، حاج شيخ عبدالكريم حائرى يزدى و سيد محمّد هادى ميلانى (25 شعبان 1366ق)
اجازه اجتهاد، از سيّد محسن حكيم اجازه روايى (20 رمضان 1372ق) و از سيّد محمّد حجّت كوه‌كمرى (6 رمضان 1366ق) اجازه امور حسبيّه دريافت نمود.

آيت‌الله مجاهدى ، پس از كسب كمالات علمى و عملى ، در حوزه علميّه قم شروع به تدريس و تربيت طلاب كرد و بيست بار مكاسب و شانزده بار كفاية الاصول را تدريس نمود. او استادى مهربان ، دلسوز، دقيق ، نكته‌سنج و موشكاف بود و به صورت دقيق و ريشه‌اى معضلات كفايه را مى‌شكافت و بيان مى‌كرد.

ايشان در مسجد امام حسن عسكرى 7 و مدرسه حجتيّه تدريس مى‌نمود و بسيارى از فضلا و محصلين علوم دينى در محفل علمى‌اش  شركت مى‌كردند.

شمارى از شاگردان آن بزرگوار، هم اكنون در رديف عالمان ، مدرسان ، واعظان ، محقّقان ، نويسندگان ، فقيهان و مراجع تقليد هستند.

آيت‌الله ميرزا محمد مجاهدى بسيار مهذّب ، وارسته و متقى بود. خوش برخوردى ، مواسات با مردم ، دستگيرى از فقرا، رسيدگى به وضع معيشتى طلاب ، تحمّل سختى‌ها و مشكلات زندگى ، دورى از گناه ، دقّت ، فهم درست مطالب علمى ، علاقه سرشار به علم و عمل و مهم‌تر از همه بُعد شجاعت و غيرت دينى ايشان زبانزد خاص و عام بود، اگر در جايى منظره‌اى مى‌ديد كه مخالف با شؤون اسلامى است ، به وظيفه شرعى خويش عمل مى‌كرد و خلاف مقررات الهى را از هيچ‌كسى بر نمى‌تافت . درِ خانه‌اش همواره به روى مراجعين باز بود، ولى در عين حال از مطرح شدن مى‌هراسيد. فرزند بزرگ ايشان مى‌گويد:

من در طول سال‌هايى كه در خدمتشان بودم ، نديدم كه در يكى از اعياد در خانه بماند كه مبادا دو نفر به ديدن ايشان بيايد. از اين مسأله كراهت داشتند كه مبادا مطرح بشوند و صبح زود از خانه بيرون مى‌رفتند.

آن فقيه فرزانه ، در عمر كوتاه خود آثار علمى خوبى به يادگار گذاشته كه عبارت اند از :

1. الهداية إلى رموز الكفاية (عربى، خطى)؛ 2. نقد اللالى فى فروع العلم الاجمالى (عربى، خطى)؛ 3. قيد الفوائد و كشكول (عربى ـ فارسى، خطى)؛ 4.
إلزام النواصب بإمامة علىّ بن ابى طالب (عربى، خطى)؛ 5. المعارف و العقائد و الاخلاق، چهار جلد (فارسى، خطى)؛ 6. شرح سيوطى؛ 7. تفسير سوره حمد.

اين استاد نامدار حوزه علميّه قم ، پس از سال‌ها تهذيب نفس ، تحقيق ، تربيت شاگردان و پروراندن فرزندان صالح ، بر اثر عارضه سرطان خون در بيمارستان بازرگانان تهران جان به جان آفرين تسليم كرد. با انتشار خبر رحلت اين عالم فرهيخته بازار تهران و دروس حوزه به مدّت يك هفته تعطيل شد و پيكر پاكش پس از تشييع شايسته و اقامه نماز ميت به امامت مرجع تقليد وقت ، آيت‌الله حاج آقا حسين بروجردى ـ با وجود كهولت ، كسالت و تب ـ در مقبره آيت‌الله حاج شيخ عباسعلى شاهرودى در قبرستان شيخان قم به خاك سپرده شد. نوشته سنگ مرقد مطهّر وى كه آيت‌الله سيّد شهاب الدين مرعشى آن را نوشته ، چنين است:

هو الباقى

قد ارتحل من هذه النشأة الدنيّة إلى دارالسرور العالم الجليل و الحبر النّبيل و من جدّ و اجتهد فى التدريس و تربية المتعلمين بحيث كان من جهابذة الأساتذه فى الحوزة العلميّة من يهوى إليه أفئدة الطلبة من كلِّ فجّ حضرت حجّة الاسلام و المسلمين آية الله الميرزا محمّد المجاهدى التبريزى (طاب ثراه) و كانت الجنّة ماواه توفى 1 فى عشاء الأربعاء بعشرين من ثانى الربيعين سنة ثلاث مأة و ثمانين بعد الألف من الهجرة ، 1380.[2]

17. آيت‌الله ميرزا ولى‌الله اشراقى سرابى (1289 ـ 1350ش) : آيت‌الله حاج ميرزا ولى محمّد اشراقى سرابى از شاگردان برجسته آيت‌الله خسروشاهى در سال 1329ق در روستاى شيره‌جين سراب به دنيا آمد. پدرش شادروان كربلايى هاشم شخصى با ايمان و زارع بود.

در هفت سالگى به فراگيرى كلام الهى پرداخت و تحصيلات ابتدايى را در
مكتب‌خانه زادگاهش ، نزد حاج ميرزا عبدالحميد شيره‌جينى به خوبى ياد گرفت . آن گاه به شهرستان سراب عزيمت نمود و مقدمات علوم عربى را از محضر آيت‌الله حاج ميرزا محمّد تقى نورى سرابى و ديگران اخذ كرد و سپس در حالى كه هفده بهار از عمرش سپرى شده بود، در سال 1346ق راهى حوزه علميّه تبريز گرديد و در دروس خارج فقه و اصول حضرات آيات: حاج ميرزا محمود دوزدوزانى، سيّد مرتضى خسروشاهى، حاج ميرزا فتّاح شهيدى، حاج ميرزا ابوالقاسم گرگرى حاضر شد و از فيوضات علمى آن‌ها بهره برد و آن گاه به تدريس كلام ، تفسير و سطوح خارج فقه پرداخت و از استادان بزرگ حوزه‌هاى علميّه نجف، قم، مشهد و تبريز موفق به دريافت اجازات روايت و اجتهاد گرديد.

مشايخ علمى و روايى وى عبارت اند از حضرات آيات: 1. حاج ميرزا ابوالحسن انگجى، 2. حاج شيخ عبدالكريم حائرى ، 3. سيّد ابوالحسن اصفهانى، 4. حاج ميرزا محمود دوزدوزانى، 5. سيّد محمّد حجّت كوه‌كمرى، 6. سيّد مرتضى خسروشاهى، 7. سيّد كاظم شريعتمدارى، 8. سيّد ابوالقاسم خويى، 9. سيّد شهاب الدين مرعشى ، 10. حاج ميرزا عبدالله مجتهدى سرابى، 11. حاج ميرزا فتّاح شهيدى، 12. حاج ميرزا ابوالقاسم گرگرى، 13. شيخ عبدالنبى عراقى، 14. سيّد محمّد هادى ميلانى، 15. سيّد محسن حكيم.

آيت‌الله اشراقى فعاليت‌هاى اجتماعى ، تبليغى و علمى وسيعى داشت و قائل به وجوب تعيينى نماز جمعه بود. حاصل تلاش‌هاى خستگى‌ناپذير و مطالعات حدود شانزده ساعته وى در طول شبانه روز، تحرير، تحقيق و تدوين بيش از 45 عنوان كتاب در رشته‌هاى مختلف علمى مانند تاريخ اهل بيت ، تفسير، علوم قرآنى ، فقه ، اصول ، حديث ، رجال ، تراجم و كلام گرديد كه اميد است به همّت فرزندانش به چاپ رسد. سرانجام وى در سوم محرّم 1392 برابر با 1350ش در تبريز بدرود حيات گفت و پس از تشييع شايسته در گورستان محله اميرخيز معروف به قوم تپه به خاك سپرده شد. سپس بر اثر تخريب قبرستان ياد شده در سال‌هاى اخير، پيكرش به قبرستان وادى رحمت منتقل گرديد و در قطعه هنرمندان دفن شد. نوشته سنگ مرقد وى چنين است :

مرقد فقيه مُفسر، محقق عالى قدر آيت‌الله حاج ميرزا ولى‌الله اشراقى (أعلى الله مقامه) مؤلف 48 جلد كتاب بزرگ و رساله تحقيقى در علوم و معارف اسلامى 1287 ـ 1351 ش.

در حاشيه‌هاى راست و چپ و بالا و پايين مزار عبارات زير آمده است:

تأليفات مطبوع: 1. اثبات الرجعة؛ 2. اثبات الآيات؛ 3. توضيح آيات الاحكام؛ 4. جمعه را در يابيد؛ 5. اثبات الوظيفة؛ 6. بدائع الحكمة.

تأليفات خطى: 1. الإرشاد، شش جلد؛ 2. اثبات الآيات، دو جلد؛ 3. إثبات الرجعة، دو جلد؛ 4. الجمعة ما الجمعة؛ 5. تفصيل الآيات؛ 6. تفسير آيات الاخلاق؛ 7. ساير تأليفات در مباحث فقه و اصول .

18 ـ آيت‌الله سيّد اسماعيل اصفيايى (1328-1410 ق)

آيت الله حاج سيّد اسماعيل اصفيايى شندآبادى فرزند ميرعبدالله در سال 1328 ق در روستاى «شندآباد» از توابع شهرستان «شبستر» به دنيا آمد. قرآن، ابواب الجنان، گلستان سعدى، تاريخ معجم، تنبيه الغافلين و نصاب الصبيان را در مكتب خانه شندآباد فراگرفت و سپس به شبستر آمد و در نزد آيت الله حاج ميرزاكاظم آقا شبسترى به تكميل علوم دينى پرداخت. آنگاه به حوزه علميّه تبريز رفت و در محضر آيت‌الله انگجى و آيت‌الله حاج سيد مرتضى خسروشاهى به تحصيل سطوح عالى پرداخت و در كنار تحصيل به تدريس و امامت مسجد امامزاده سيد حمزه روى آورد و به تفسير قرآن كريم اشتغال ورزيد.

ايشان اواخر عمر شريف را در قم سكنى نمود و به تهذيب و تزكيه نفس پرداخت، برخى از ويژگى‌هاى اخلاقى مانند تواضع و فروتنى، رقّت قلب، پرهيز از مقام و جاه‌طلبى، دلسوزى و رسيدگى به طلاب، عشق به حضرت وليعصر(عج)، توجه به حاجات مردم، و نظم در كارها سبب گرديد كه مورد توجه علماى بزرگ قرار گيرد. فرزندش سيد محمد اصفيايى در مورد توجه وى به روزه‌هاى  استحبابى مى‌نويسد :

ايشان از سال 1342 روزه مستحبى را از اوّل ماه رجب شروع نموده و به استثناى ايام عيد فطر و قربان و روز عاشورا، افطار نكرد و پس از گذشت يك سال، سحرى را هم از برنامه خود حذف نمود و فقط براى استحباب سحور، مقدار يك استكان شير مى‌خورد و تا سال 1356 به همين منوال گذشت و پس از آن فقط ايام مندوب اليه ماه‌ها را امساك مى‌كرد و در ايامى كه روزه نبود، فقط صبحانه و شام مى‌خورد.

وى علاقه فراوانى به بنيانگذار جمهورى اسلامى داشته و در اوايل انقلاب اسلامى به امامت جمعه شهرستان مراغه منصوب شد كه بنا به مصالحى بعد از مدت كمى به قم مراجعت نمود.

آثار و تأليفات وى چنين است :

1. تحقيق و چاپ محاسبة النفس تأليف سيّد بن طاووس؛ 2. كشف الريبة (چاپ مكرر).

وى در تاريخ بيست و ششم آذرماه 1368 ش مطابق با هيجدهم جمادى الاول 1410 ق وفات نمود و در باغ بهشت (مقبره علما) به خاك سپرده شد. زمانى كه خبر رحلت ايشان به آيت‌الله اراكى رسيد فرمود: اصفيايى از اصفيا بود. و نيز وقتى كه آيت‌الله بهاءالدينى خبر ارتحال او را شنيد فرمود: ايشان در آنجا (جهان آخرت) حكومت دارد.

فرزندانش عبارت است از :

1. روحانى وارسته، حاج سيّد عبدالله فاطمى‌نيا از افاضل علماى آذربايجان، مقيم تهران.

2. دانشمند نسخه پژوه، سيّد محمّد اصفيايى.

3. سيّد على اصفيايى.

4. سيّد محسن اصفيايى.[3]

19 ـ آيت‌الله ميرزا محمود شتربانى (1294 ش ـ ...)

آيت‌الله حاج ميرزا محمود حسنى نسبان شتربان معروف به «شتربانى»، فرزند حسن در سال 1335 ق برابر با 1294 ش در محله «شتربان» تبريز ديده به جهان گشود و بعضى از علوم ادبى را به طور خصوصى خواند و آنگاه در 15 سالگى به مدرسه حسن پادشاه رفت و مقدمات علوم ادبى را از آيت‌الله حاج ميرزا حسين ايوقى، حاشيه را از آيت‌الله حاج ميرزا على عسگر باغميشه‌اى، قسمت عمده معالم را از آيت‌الله حاج ميرزا على اكبر مرندى، بخشى از لمعه را از آيت‌الله سيد ابراهيم دروازه‌اى، رسائل را از آيت‌الله حاج ميرزا محمود دوزدوزانى، مكاسب را از آيت‌الله حاج ميرزا جواد سلطان القرايى و جلد اول كفاية‌الاصول را از آيت‌الله دوزدوزانى بهره برد و سپس براى تكميل آموخته‌هاى خويش به مشهد رفت و جلد دوم كفاية‌الاصول را نزد آيت‌الله حاج ميرزا احمد كفايى خواند و بعد در جلسات خارج فقه آيت‌الله سيد يونس اردبيلى حاضر شد و پس از آن مشهد را به سوى قم ترك كرد و بعد از اندك مدتى اقامت در آنجا به امر آيت‌الله حاج آقا حسين بروجردى به تبريز عزيمت نمود و در مدرسه حسن پادشاه به تدريس پرداخت.

ايشان در كنار تدريس در حوزه علميه تبريز در رديف شاگردان برجسته آيت‌الله حاج ميرزا فتاح شهيدى، آيت‌الله حاج سيد مرتضى خسروشاهى و آيت‌الله حاج ميرزا رضى زنوزى قرار گرفت و سال‌ها در محضر آن‌ها كسب فيض نمود و در حاشيه آن از تفسير آيت‌الله حاج سيد كاظم شريعتمدارى و كلام آيت‌الله حاج سيد مرتضى مستنبط استفاده نمود و در طول تحصيل با بزرگانى چون آيت‌الله حاج ميرزا جواد آقا تبريزى، آيت‌الله سيد يوسف مدنى تبريزى، آيت‌الله حاج ميرزا ولى الله اشراقى سرابى و سيد موسى اهرى به مباحثه پرداخت. وى از آيت‌الله سيد ابوالقاسم خويى، آيت‌الله سيد محسن حكيم، آيت‌الله سيد محمد هادى ميلانى، آيت‌الله سيد عبدالهادى شيرازى، آيت‌الله سيد كاظم شريعتمدارى، امام خمينى، آيت‌الله سيد شهاب الدين مرعشى نجفى، آيت‌الله سيد محمد رضا گلپايگانى، آيت‌الله شيخ محمد تقى بهجت، آيت‌الله ميرزا جواد آقا تبريزى، آيت‌الله سيد على خامنه‌اى اجازه امور حسبيه و از آيت‌الله
حاج شيخ يوسفعلى ممقانى و آيت‌الله مرعشى نجفى اجازه نقل اخبار و احاديث دارد و خود ايشان نيز به عده‌اى از افاضل اجازه روايتى داده است.

برخى از آثار علمى و قلمى وى چنين است :

1. ارشاد الحج؛ 2. ميزان السعادة؛ 3. سفرنامه جبهه و جنگ؛ 4. زندگينامه چهارده معصوم؛ 5. جنگ و جهاد از ديدگاه قرآن؛ 6. ترجمه رسالة الحقوق؛ 7. برادران سفر بخير؛ 8. تقريرات بحث (باب عدّه) آيت الله اردبيلى؛ 9. تقريرات بحث فقهى آيت الله شهيدى؛ 10. تقريرات بحث فقهى آيت الله خسروشاهى.

ايشان در سال 1331 ش به سفارش علماى وقت آذربايجان و درخواست مردم منطقه باسمنج، در آن ديار رحل اقامت افكند و بيش از نيم قرن در آن شهر مشغول خدمات علمى، دينى، فرهنگى و عمرانى بود. برخى از خدمات ايشان كه به كمك اهالى خيّر محل صورت گرفته، چنين است :

1. تأسيس بيمارستان 25 تخت‌خوابى با هزينه حاج على صباخ اميرخيزى؛ 2. احداث دبيرستان باقرالعلوم با هزينه خانواده حيدرنامى؛ 3. احداث دبستان ثامن الائمه با هزينه خانواده حيدرنامى؛ 4. تجديد بناى مسجد امام حسن 7؛ 5. تجديد بناى مسجد امام حسين 7؛ 6. تجديد بناى مسجد شهداء؛ 7. تجديد بناى مسجد قلعه (وليعصر فعلى) 8. تجديد بناى مسجد ديزج؛ 9. احداث مسجد حاج ابدال؛ 10. تجديد بناى مسجد جانقور؛ 11. تجديد بناى مسجد شادباد؛ 12. تبليغ و ترويج احكام الهى در مسجد ملا حسن واقع در خيابان مفتح؛ 13. اقامه نماز ظهر و عصر در مسجد امام حسين 7؛ 14. اقامه نماز مغرب و عشاء در مسجد قلعه (مسجد امام حسين 7).

معظم‌له ساكن باسمنج بوده و از علماى طراز اول آن منطقه به شمار مى‌رفت. او در بين علماى آذربايجان موصوف به فضل و تقوا بوده و با اعمال و رفتار بسيار نيكوى خود موجب آبروى اسلام و روحانيت شده است. وى در دوران جنگ تحميلى عليه ايران 12 بار عازم جبهه‌هاى حق عليه باطل شده و خاطرات تلخ و شيرين بسيارى از آن روزها به ياد دارد.[4]

20 ـ آيت‌الله سيد مهدى علوى بخشايشى (1310-1377 ش)

آيت الله حاج سيد مهدى علوى، فرزند سيد ابوالقاسم، فرزند مير على اكبر از سادات موسوى و از نسل پاك امام موسى بن جعفر 7 مى‌باشد. نسب نامه آيت الله علوى مورد تأييد نسب شناس خبير آيت الله سيد محمود مرعشى نجفى و فرزندش آيت الله سيد شهاب الدين مرعشى نجفى مى‌باشد. وى در سال 1310 ش در «بخشايش» در خانواده‌اى مذهبى و زحمتكش به دنيا آمد. پدرش آقا سيد ابوالقاسم شخصى متدين و به حرفه بنّايى اشتغال داشت. ايشان تحت سرپرستى پدر و مادرش پرورش يافت و قرآن مجيد و خواندن و نوشتن را در زادگاه خويش فرا گرفت و در سن 13 سالگى به شهر تبريز مهاجرت نمود. وى در بدوِ ورود به تبريز در مدرسه مباركه طالبيّه سكونت كرد و مشغول فراگيرى علوم اسلامى گرديد. معظم له دروس سطوح را در محضر اساتيد وقت آن زمان از جمله: فقيه نامدار آيت الله حاج ميرزا فتّاح شهيدى و آيت الله حاج سيد مرتضى خسروشاهى فراگرفت و پس از ده سال اقامت در تبريز در سال 1333 ش راهى شهر مقدّس قم شد و در محضر اساتيد حوزه چون : آيت الله سيد كاظم شريعتمدارى، آيت الله شيخ عبّاسعلى شاهرودى و آيت الله ميرزا هاشم آملى زانوى ادب بر زمين زد و ساليان بسيارى از علم آنان بهره‌مند شد و از برخى از استادان حوزه مانند: آيت‌الله سيد شهاب الدين مرعشى نجفى، آيت الله سيد محسن حكيم و آيت الله سيد كاظم شريعتمدارى اجازه نقل حديث و امور حسبيه دارد... فقيد سعيد همزمان با تحصيل به تدريس شرح لمعه، رسائل، مكاسب، كفاية الاصول، درس خارج فقه، تأليف كتاب و تبليغ احكام دينى در ايّام تعطيلى حوزه علميّه قم پرداخت و از اين رهگذر موجب بهره‌ورى فرهنگى، معنوى و اخلاقى مردم شد.

آثار ايشان اعم از چاپى و خطّى عبارت است از :

1. گفتار علوى، 5 جلد؛ 2. داستان‌هاى علوى، 4 جلد؛ 3. پنج گفتار؛ 4. حقوق والدين بر فرزندان از ديدگاه اسلام؛ 5. آيين دوستى از ديدگاه قرآن و حديث؛ 6.
سيماى اخلاق اسلامى، 2 جلد؛ 7. حاشيه بر عروة‌الوثقى؛ 8. تقريرات درس صلاة جمعه و جماعت و نماز مسافر بحث آيت الله حاج آقا حسين بروجردى؛ 9.تقريرات درس اصول آيت الله ميرزا هاشم آملى؛ 10. فهرست العناوين و الموضوعات.

معظم‌له از محضرى خوش و اخلاقى شايسته و زندگى ساده و توأم با قناعت برخوردار بود و از دقايق زندگى‌اش بهره مى‌برد. فرد پركار و پرمطالعه‌اى بود و بر دقت در نقل و استناد به منابع معتبر اصرار مى‌ورزيد. به آنچه مى‌گفت عمل مى‌كرد و همواره خدا را حاضر و ناظر خويش مى‌دانست. در بيان حق ابايى نداشت و پاس كسى را نمى‌داشت، در عبادت خدا و راز و نياز با او خالص بود و نام خدا هميشه بر زبانش جارى بود.

حجّت‌الاسلام والمسلمين سيد صادق تبيانى در مورد نماز استسقاء مرحوم آيت الله علوى در روستاى «ممديل» مى‌گويد :

روزى با يكى از اهالى ممديل روبه‌رو شدم. وى از احوال آن مرحوم جويا شد. گفتم كه ايشان رحلت نموده است.

با شنيدن اين خبر سخت متأثّر شده و به شدت گريست!!

سپس از كرامت ايشان چنين تعريف كرد كه مردم روستا به جهت خشكسالى از آن مرحوم تقاضا مى‌كنند كه نماز استسقاء بخوانند. ايشان قبول كرده و مى‌فرمايند: شما برويد به صحرا، من هم پشت سر شما مى‌آيم.

هوا هم صاف و بى‌ابر بود! پس از مدّتى ديدم آن مرحوم پابرهنه، در حالى كه اوراد و اعمال مخصوص نماز را انجام مى‌دهد، آمد و نماز استسقاء را به جا آورد.

پس از نماز سر بر سجده نهاد و عرضه داشت :

پروردگارا! تا بر سرم باران نبارانى سر از سجده بر نمى‌دارم!

مدتى طولانى گذشت. سپس به تدريج ابرها نمايان گرديد و باران بسيار خوبى باريد و ايشان هم سر از سجده برداشتند.

اين عالم ربّانى پس از شصت و هشت سال زندگى پربركت در شهر قم بدرود حيات
گفت و پس از تشييع و اقامه نماز ميّت به امامت آيت الله سيد موسى شبيرى زنجانى در قبرستان ابو حسين جنب آرامگاه استادش، آيت الله سيد كاظم شريعتمدارى در خاك آرميد. رو نوشت مضجع وى بدين قرار است :

العلماء باقون مابقى الدهر

مرقد عالم ربانى و فقيه صمدانى از افتخارات حوزه علميّه قم، حضرت آيت الله حاج سيد مهدى علوى بخشايشى كه عمر خود را صرف پيشبرد فرهنگ اسلام و تأليفات سودمند نمود، به تاريخ 7/4/1377 در سن 68 سالگى در جوار كريمه اهل‌بيت آرميد.

* * *

لازم به يادآورى است كه علاوه بر اين بزرگان، آيت‌الله سيد مرتضى خسروشاهى در مدت زمان طولانى اقامت خود در تبريز، ده‌ها و بلكه صدها نفر از طلاب و فضلاى حوزه علميه تبريز را در مكتب علمى ـ فقهى ـ معنوى خود تربيت نمود كه پرداختن به شرح حال همه آن بزرگواران در اين مختصر نمى‌گنجد.


[1] . يادنامه معظم له، محمد شريف رازى ، گنجينه دانشمندان، ج 2، صص 242 ـ 241؛ تربت پاكان قم،ج 2، صص 1300 ـ 1297.

[2] . محمّد الوانساز خويى ، «آيت تدريس»، ستارگان حرم، ج 18، صص 199ـ176.

[3] . ستارگان حرم، ج 5، صص 42-27.

[4] . علماى معاصر آذربايجان، خطى.

به مطلب امتیاز دهید :
( 0. امتیاز از 0 )
تعداد نظرات : 0 نظر

ارسال نظر

Change the CAPTCHA code
قوانین ارسال نظر