( 0. امتیاز از 0 )

درباره كتاب مشكاة المصابيح فى التعادل و التراجيح- بى‌شك پيروزى انقلاب اسلامى به رهبرى امام عظيم الشأن راحل قدس الله نفسه الزكيه و برپايى حكومت اسلامى بر مبناى ولايت فقيه بزرگترين رويداد تاريخ اسلام در دوران غيبت كبراى حضرت ولى عصر عجل الله تعالى فرجه الشريف و نيز روشن‌ترين دليل و برهان عينى و عملى بر حقانيّت مبانى اعتقادى ـ فكرى مكتب تشيّع، و ...

نویسنده: سید هادی خسروشاهی

بسم الله الرحمن الرحيم

بى‌شك پيروزى انقلاب اسلامى به رهبرى امام عظيم الشأن راحل قدس الله نفسه الزكيه و برپايى حكومت اسلامى بر مبناى ولايت فقيه بزرگترين رويداد تاريخ اسلام در دوران غيبت كبراى حضرت ولى عصر عجل الله تعالى فرجه الشريف و نيز روشن‌ترين دليل و برهان عينى و عملى بر حقانيّت مبانى اعتقادى ـ فكرى مكتب تشيّع، و بر پويايى و توانايى فقه امام جعفر صادق صلوات الله عليه بر حل معضلات جامعه بشر، و اداره امور انسان‌ها در پيشرفته‌ترين دوران‌هاى علمى و پيچيده‌ترين شرايط و روابط اجتماعى، فرهنگى، اقتصادى و سياسى حاكم بر جامعه انسانى است.

بخشى از اين توانايى و پويايى فقه جعفرى محصول تلاش‌هاى طاقت‌فرسا و مخلصانه‌اى است كه توسط فقيهان وارسته و عالمان زاهد و خداترس در دوران‌هاى سياه اختناق و تحت فشار فرساينده محروميّت‌هاى مضاعفى كه از هر سو بر جامعه تشيّع و به ويژه روحانيت فداكار شيعه تحميل مى‌شد انجام گرفته است.

بدون ترديد از جمله فقيهان وارسته‌اى كه در اين مجاهدت توانفرسا در مقدم‌ترين صفوف كاروان فقاهت قرار دارد و از بنيانگذاران تفكر فقهى معاصر شيعه به شمار مى‌آيد، استاد فقهاى قرن اخير و تالى رتبه معصوم ـ در علم و عمل ـ شيخ مرتضى انصارى دزفولى رضوان الله عليه است.

ابتكار عملى، نبوغ فكرى، وارستگى معنوى و تبلور كمالات و فضائل اخلاقى از ويژگى‌هاى برجسته اين شخصيت كم‌نظير است.

اكنون كه انقلاب اسلامى ملت بزرگ ايرانبه رهبرى خلف صالح امام راحل (ره)، حضرت آيت‌الله خامنه‌اى، دوران سازندگى و سازماندهى جامعه نوين و مترقى

اسلامى را طى مى‌كند، آنچه بيش از هر چيز ديگر شرط اصلى موفقيت و سلامت
در اين مرحله حساس مى‌باشد، ارائه راه حل‌هاى رهگشا و طرح‌هاى چاره ساز فقهى است كه علاوه بر ويژگى اصالت فقهى و اسلامى از ويژگى همپايى با شرايط و روابط پيچيده جهان حاضر نيز برخوردار باشد.

كاوش‌هاى محققانه و مجتهدانه صاحبنظران با ديدگاه‌هاى گوناگون در ابعاد مختلف انديشه فقهى شخصيتى چون شيخ اعظم انصارى (قدس سرّه) كه تبلور قوى‌ترين تفكر فقاهتى عصر اخير است مى‌تواند گامى مؤثر در جهت تحقق اين هدف بزرگ باشد.

بدين جهت، و نيز به منظور آشنايى هر چه بيشتر مجامع علمى و تحقيقى جهان با گوشه‌اى از دستاوردهاى عظيم حوزه‌هاى علمى شيعه، و نيز با هدف آشنايى هر چه بهتر و بيشتر نسل نوخاسته انقلاب با مفاخر تاريخ پرافتخار جامعه اسلامى كه در عرصه انديشه و عمل عالى‌ترين تبلور فضيلت و كمال انسانى‌اند، تصميم به برپايى كنگره جهانى شيخ انصارى گرفته شد.

مقدمات اجراى اين تصميم ـ على رغم همه دشوارى‌ها كه بر سر راهش بود ـ در پرتو عنايات و توجهات مقام معظم رهبرى و ولى امر مسلمين جهان حضرت آيت‌الله خامنه‌اى، فراهم شد و هم اكنون در آستانه برپايى اين همايش عظيم اسلامى و علمى قرار داريم.

آنچه اكنون در پيش روى شماست بحثى است كه تحت عنوان «مشكاة المصابيح فى التعادل و التراجيح» به قلم حجت الاسلام و المسلمين سيد هادى خسروشاهى به دبيرخانه كنگره واصل، و پس از بررسى هيأت علمى جهت ارائه در ويژه نامه برگزيده شد.

ضمن تشكر و سپاس از نويسنده محترم مقاله، از خداى متعال طول عمر با عزت و سلامتى براى مقام معظم رهبرى ـ كه همه اين دستاوردهاى عظيم علمى و فرهنگى از بركات حسن نظر و عنايت ايشان است ـ مسئلت داريم.

ربنا تقبّل منا انّك انت السميع العليم

            دبير كنگره شيخ اعظم انصارى (قدس سرّه)

          محسن اراكى ـ 4/5/ 73

 

مشكاة المصابيح تقريرات درسى شيخ مرتضى انصارى

نام مؤلف كتاب: آيت‌الله العظمى سيد محمد خسروشاهى (رضوان الله عليه)

تاريخ تأليف: 1269 هـ ق.

چاپ اول نجف: 1310 هـ.

قطع: رحلى.

تعداد صفحات: 363 صفحه.

رساله‌هاى ضميمه: 57 صفحه.

مؤلف كتاب مرحوم آيت الله آقا سيد محمد حسينى تبريزى معروف به «مجتهد خسروشاهى» از علماى بزرگ شيعه و از شاگردان بنام و بزرگ استاد استادان و نابغه دوران، مرحوم شيخ مرتضى انصارى است.

مؤلف بزرگوار در سال 1229 هجرى قمرى در شهر مقدس كربلا، در خانواده‌اى اهل علم و تقوا، ديده به جهان گشود و دوران كودكى و مراحل ابتدايى و مقدارى از مراحل عاليه تحصيل را در همان شهر گذراند و سپس در خدمت پدرش آيت الله آقا سيد على حسينى خسروشاهى كه از اجلّه علماى آن عصر بود، به نجف هجرت نمود و مشغول ادامه تحصيلات عاليه، در حوزه علميه نجف گرديد.[1]

در آن زمان كه مرحوم مؤلف در حوزه علميه نجف به تحصيلات خود ادامه مى‌داد، حوزه علميه نجف در اوج شكوفايى بود و اقامت و فيوضات شخصيت برجسته علمى، همچون استاد اعظم شيخ انصارى در نجف، به آن حوزه علميه رونق فراوانى بخشيده بود و مغزها و استعدادها از كشورها و شهرهاى مختلف اسلامى به سوى نجف سرازير شده بودند و شايد آيت‌الله آقا سيد محمد خسروشاهى هم به خاطر استفاده از درس شيخ انصارى، حوزه كربلا را ترك گفت و در نجف رحل اقامت
افكند. معظم له در درس استاد بزرگ شركت نمود و از محضر او بهره‌ها برد و در سايه فكر موّاج و استعداد سرشار و تلاش و كوشش فراوانش چنان به سرعت پيش رفت كه در اوايل اقامتش در نجف به مرحله اجتهاد رسيد و به نوشتن تقريرات درس استاد خود موفق گرديد و سپس به تدريس پرداخت.

مؤلف به فقاهت و أعلميّت استاد اعظم شيخ انصارى اعتقاد كامل داشت و تا شيخ زنده بود، محضر وى را مغتنم مى‌شمرد و در اوايل كتاب «مشكاة المصابيح»، استاد خود را چنين توصيف مى‌كند: «... و الحبر الأفضل البحر الخضم و الطود الأشمّ، قدوة الأنام و فريد الأيام، نخبة الأعلام و المولى القمقام، حجّت الاسلام و مصباح الظلام، صدر المحقّقين و بدر المدقّقين، كاشف أسرار رموزات الدلائل و شمس فقهاء الأواخر و الأوائل، أزهد عبّاد الأبرار و أعبد زهّاد الأخيار، أعلم فقهاء الأعصار و أفقه علماء الأمصار، شيخنا الاستاذ و ملاذ العباد، مصطفى المصطفى و مرتضى المرتضى، علم الهداية و التقى، أعنى: جناب الشيخ المرتضى ـ أدام الله توفيقه و مدّ عمره و تأييده ـ و لا زالت رياض علمه ممطورة و أعلام فضله مرفوعة...»[2]  سپس به جريان تأليف خود،

«مشكاة المصابيح»، اشاره كرده مى‌گويد: ثمره‌اى از ثمرات باغ علمش را چيدم و درّهايى از درياى علمش را استخراج نموده و آنچه هم به ذهن قاصر خودم رسيد بر آن افزودم... و در آن مهمات مسائل اصول را كه در ابواب اصول درج نشده بود، درج كردم و آن را مطابق ترتيب درس استاد تنظيم نمودم نه به ترتيب كتابش؛ زيرا آن موقع هنوز خود شيخ بحث «تعادل و تراجيح» را ننوشته بود.[3]

آرى كتاب «مشكاة المصابيح» از جمله آثار علمى آن مرحوم در اصول فقه و درباره تعادل و تراجيح است كه به سال 1269 هـ از تأليف آن فارغ شده و در سال 1310 در حال حياتش در 363 صفحه در قطع بزرگ، با حواشى فرزند برومندش، آيت‌الله سيد احمد خسروشاهى، در نجف اشرف چاپ شده است.

علامه شيخ آقا بزرگ تهرانى درباره «مشكاة المصابيح» مى‌نويسد: مشكاة المصابيح در اصول فقه درباره تعادل و تراجيح است و آن را علامه حاج سيد محمد بن على بن ابى الحسن الحسينى خسروشاهى تبريزى (متوفى در حدود 1312) نوشته و عنوان تفصيلى آن «التعادل و التراجيح» مى‌باشد و به سال 1269 از تأليف آن فارغ شده، و در سال 1310 در حال حيات مؤلف در نجف به طبع رسيده است و اين كتاب را براى پسرش آقا سيد احمد مرقوم داشته و تقريض‌هايى هم بر آن نوشته شده است.[4]

مرحوم علامه سيد محسن امين در كتاب «أعيان الشيعة» در دو جا از آيت‌الله آقا سيد محمد خسروشاهى اسم برده و تصريح كرده است كه وى از شاگردان شيخ انصارى بوده و كتاب «مشكاة المصابيح فى التعادل و التراجيح» و رساله‌اى در وضع الفاظ از تأليفات اوست.[5]

مؤلف، تقريض دو تن از شخصيت‌هاى بزرگ علمى آن عصر را در آخر كتابش آورده است. از جمله يكى از مؤلفان، كه همنام خود مؤلف است و در ميان دوستانش به «ابن داود» معروف بوده، در ضمن تقريضى بر كتاب «مشكاة المصابيح» نوشته است : «... ولعمرى كتابك لاُصول الأحكام كالعمود للخيام و قد استحسنه أحاسن القوم مادحة ايّاكم فى كل ليلة و يوم استفيت فيه بنخبة العقل عن نقل النقل...»[6]

«به جانم سوگند كتاب تو در اصول احكام مانند ستون خيمه است و آن را احاسن قوم (شيخ انصارى) نيكو شمرده‌اند...».

در تقريض ديگرى كه آن را جناب شيخ مهدى بن شيخ على بن شيخ جعفر مرقوم داشته، پس از حمد و ثنا و درود بر پيامبر اكرم 9 نوشته است: «... و لقد سرحت بكر الفكر فى هذا التحقيق الأنيق و أطلقت عنان النظر فى مسرح هذا التدقيق الرشيق الذى سمحت به فكرة جامع المعقول و المنقول و مستنبط الفروع من الاصول قطب دائرة
الاجتهاد و الكمال و منبع الفضل و الافضال، من اليه انتهى فضل علماء زمانه و منه انبعث تحقيقات فضلاء أوانه المرتضع من ثدى التحقيق و المتربىّ فى حجر التدقيق، فوجدته بحمد الله تعالى جامعآ لمحاسن التحقيقات الأنيقة و التدقيقات الرشيقة منبئآ عن طول باع مؤلفه...».

سرانجام نويسنده اين تقريض، مقام علمى مرحوم آيت‌الله آقا سيد محمد خسروشاهى را ستوده و كتاب «مشكاة المصابيح» را بهترين كتاب در موضوع خود معرفى كرده است، تا آنجا كه گفته :

«فهو الحرى بأن يرسم بالتبر لا بالمداد و الحبر و أن يكتب بالنور على وجنات الحور...»[7]

«و آن سزاوار است با آب طلا ترسيم شود نه با مركّب، و با نور روى پرهاى فرشتگان نوشته شود.»

مؤلف در آخر كتاب، خود و موقعيت علمى پدرش را اين چنين توصيف مى‌كند : «... هذا غاية ما قصدنا بيانه. و أنا الحقير محمّد بن على بن أبى الحسن الحسينى الحائرى مولدآ، و الغروى مسكنآ، التبريزى أبآ، الشهير بالخسروشاهى جدّآ... و قد وقع الفراغ من تأليف هذا الكتاب الذى عُنيت بجمعه و تهذيبه و تأليفه و ترصيفه... أعنى «مشكاة المصابيح» فى التعادل و التراجيح فى سنة 1269 هـ لقرَّتَى عينى أحمد و أبى الحسن و ذلك بعد أن أتممت من العمر الثلاثين و دخلت فى عشر الأربعين...».

و سپس درباره والد ماجدش مى‌نويسد: «... ثمّ انّ المرجوّ من أعزّالناس علَىّ و أكرمهم لدَىّ، أعنى جناب الوالد الماجد، جامع المعقول و المنقول، حاوى الفروع و الأصول مشيّد مبانى مسائل الحلال و الحرام ممهّد قواعد الشرائع و الأحكام، معلّم معالم اُصول الحقائق، مفسّر مقاصد رموز الدقائق، زبدة العلماء و المحقّقين، عمدة الفقهاء و المدقّقين، السيد المعزّى اليه الأعظم ـ السيد على الحسينى التبريزى
الخسروشاهى ـ أن يصلح ما يجد من الخلل و النقصان و الخطأ و النسيان...».[8]

چنانكه ملاحظه مى‌فرماييد مرحوم مؤلف، كتاب «مشكاة المصابيح» را براى دو فرزند و نور چشم خود، آقا سيد احمد و آقا سيد ابوالحسن، نوشته و اين زمانى بود كه مؤلف سه دهه از عمر خود را سپرى كرده و داخل در دهه چهارم شده بود.

مؤلف سپس از پدرش درخواست نموده اگر در اين كتاب نقص و عيبى مشاهده نمايد با لطف و بزرگوارى خود اصلاح فرمايد و اين نهايت خضوع و خشوع او را در مقابل پدر نشان مى‌دهد.

 پس از نوشتن همين كتاب بود كه آوازه شهرت علمى مؤلف در مجامع علمى پيچيد و زبانزد علما و فضلا واقع گرديد و لذا گفته‌اند مقام علمى وى در حوزه نجف، آنچنان بود كه بعد از استادش، از مراجع دينى به شمار مى‌رفت و در حوزه درسش جمع كثيرى از فضلا و طلاب شركت مى‌نمودند.[9]

علامه بزرگوار، شيخ آقا بزرگ تهرانى، در مجلد اخير «نقباء البشر فى القرن الرابع عشر» در اين زمينه چنين اشاره مى‌نمايد: «السيّد العالم الورع التقىّ الجليل، الحاج سيد محمّد بن على بن أبى الحسن الحسينى الخسروشاهى التبريزى، من العلماء الأعلام و المراجع العامّة... صاحب التعادل و التراجيح المطبوع، الموسوم بمشكاة المصابيح الذى ألّفه 1269، و الرسالة الباقريّة الذى ألّفه 1276 و رسالة فى الحقيقة الشرعيّة، فرغ منها 1268، كلّها طبعت سنة 1310 و عليه تقاريض كثيرة...»[10]

مؤلف كتاب «زندگى و شخصيت شيخ انصارى» ضمن برشمردن شاگردان مرحوم شيخ انصارى در رديف 202، درباره مرحوم آيت‌الله سيد محمد خسروشاهى اين چنين نوشته است :

«فرزند سيد على بن ابوالحسن حسينى خسروشاهى تبريزى از علماى اماميه، زاهد، متّقى و از شاگردان شيخ بوده و كتاب «مشكاة المصابيح» از تأليفات ايشان مى‌باشد و
در تبريز دار فانى را وداع گفته و جنازه‌اش در رواق مطهّر حضرت اميرالمؤمنين به خاك سپرده شد. فرزندش به نام سيد احمد نيز از أجلّه اهل علم بوده كه در سفر حج به سال 1326 هـ وفات نمود و در بقيع مدفون گرديد».[11]

به هر حال، كتاب «مشكاة المصابيح» يكى از غنى‌ترين و مشروح‌ترين كتب اصول، درباره «تعادل و تراجيح» است كه شامل تقريرات درس استاد اعظم شيخ انصارى (قدس سرّه) و نظريات خود مؤلف، مرحوم آيت‌الله سيد محمد خسروشاهى مى‌باشد... و با توجه به اين نكته كه بحث استاد اعظم، شيخ انصارى در اين موضوع و در كتاب گرانسنگ «رسائل» صفحاتى بيش نيست، ولى اين كتاب در 365 صفحه در قطع بزرگ چاپ شده است، اهميت آن بر اهل علم كاملا روشن مى‌گردد.

اميد آن كه توفيق تجديد چاپ آن نصيب گردد تا اساتيد و فضلاى معاصر از مباحث پرمايه و ارزشمند آن بهره‌مند شوند.

* * *

در اينجا اشاره به اين نكته بى‌مناسبت نمى‌باشد كه به ضميمه كتاب «مشكاة المصابيح» چند رساله علمى در فقه و اصول نيز از همان مؤلف عاليقدر چاپ شده كه به اجمال به معرفى آن‌ها نيز اقدام مى‌شود كه بى‌شك از بحر موّاج استاد أعظم، در تأليف و تصنيف آنها استفاده شده است :

1ـ رسالة فى التقية :

اين رساله در موضوع «تقيه» است و از آثار فقهى مؤلف مى‌باشد. رساله در  28 صفحه بزرگ به ضميمه كتاب «مشكاة المصابيح» در سال 1310 هـ ق در نجف چاپ شده است و از صفحه 334 با اين جمله آغاز شده: «ثم انّه لمّا كانت مسألة التقيّة من المسائل المهمّة الكثيرة الجدوى و عامّة البلوى و الأخبارى فى خصوصها متظافرة بل متواترة...» و تا صفحه 362 ادامه دارد.

2ـ رسالة الباقريّة فى المسائل الفقهيّة :

اين رساله نيز درباره بعض مسائل فقهى است و در آخر كتاب «مشكاة المصابيح» در 40 صفحه بزرگ به همراه حواشى فرزند مؤلف با امضاى «ابن المصنّف» (آقا سيد احمد) چاپ شده است.

علامه شيخ آقا بزرگ تهرانى درباره اين رساله مى‌نويسد: الرسالة الباقرية تأليف سيد محمد بن على بن أبى الحسن الخسروشاهى تبريزى در رابطه با بعضى از مسائل خيارات است و آن را در سال 1276 تأليف كرده كه در سال 1310 هـ در حال حيات مؤلف به ضميمه «مشكاة المصابيح» در نجف چاپ شده است. مؤلف در اين رساله به نظرات يكى از اساتيد و مشايخ خود، شيخ ميرزا باقر بن احمد، امام جمعه تبريز (متوفى رجب 1286) در رابطه با بعضى مسائل خيارات اعتراض كرده...[12]  و به

همين لحاظ اين رساله را «رساله باقريه» ناميده است.

3ـ رسالة فى بيان وضع الألفاظ و الحقيقة الشرعيّة :

اين رساله در موضوع وضع الفاظ و حقيقت شرعى است كه مؤلف آن را در سال 1268 هـ ق تأليف كرده و در سال 1310 در آخر كتاب «مشكاة المصابيح» در نجف چاپ شده است، اين رساله از صفحه 40 آغاز تا صفحه 157 ادامه دارد،[13]  بنابراين

كتاب «مشكاة المصابيح» كه به ضميمه سه رساله ديگر در يك مجموعه چاپ شده است، بالغ بر چند صد صفحه مى‌باشد و همه اين كتاب به خط محمد خيابانى است. مؤلف آثار و كتب خطى ديگرى هم داشته كه ظاهرآ همه آنها از بين رفته است،[14]

مرحوم آيت‌الله سيد محمد مدت كوتاهى پس از طبع اين كتاب وفات كرد.

وى در اواخر عمر به زادگاه نياكانش، تبريز، مراجعت نمود و در همان شهر دعوت حق را لبيك گفت و جنازه‌اش را فرزند برومندش، آقا سيد احمد، به نجف اشرف
انتقال داد و در حرم مطهّر مولاى متقيان على 7 به خاك سپرده شد.[15]  
 

ـ نوّرالله مضجعه بأنوار رحمته ـ

خاندان مؤلف

اصل اين خانواده كه گروهى از علما و فقهاى بزرگ تبريز را تشكيل داده‌اند، از آذربايجان است كه از «خسروشاه»[16]  بوده و بعدآ به تبريز آمده و در آنجا ساكن شده است و از آن

به بعد، خاندان وى به «خسروشاهى» معروف شده‌اند. خاندان خسروشاهى تبريز، بيش از چند قرن سابقه روحانيت و فقاهت دارند. از جدّ اعلاى اين خاندان «ابوالحسن خسروشاهى» تا به امروز، چندين نسل بلاانقطاع از علما و پيشوايان دينى بوده و برخى از آنان به مقام عالى اجتهاد و مرجعيت نائل آمده‌اند.

به نوشته صاحب «آثار الحجّة»، «تمامى اسلاف اين خاندان به تقوا و پرهيزكارى و طهارت و پاكى و ايثار و بذل در راه دعوت به خدا و ارشاد مردم به تعاليم اسلامى معروفند و چرا چنين نباشد؟ در حالى كه از خاندان اهل بيت : هستند و نسب آنان با 36 واسطه به امام حسين بن على بن ابيطالب 7 مى‌رسد...»[17]

 

                سيد هادى خسروشاهى     قم : مهر  1373

صفحه اول از كتاب «مشكاة المصابيح، فى التعادل و التراجيح» چاپ نجف اشرف 1261 هجرى قمرى

 

صفحه دوم كتاب مشكاة

 

صفحه سوم كتاب مشكاة

 

صفحه 40، اول رساله در بيان وضع الفاظ حقيقى و شرعى...

صفحه آخر رساله...

صفحه 334، اواخر اصل كتاب مشكاة و آغاز «رسالة التقيه»

صفحه اول «رساله الباقريه فى بعض المسائل الفقهية» چاپ نجف، ضميمه

كتاب مشكاة

سطور آخر رساله تقيه و: تقريضى از شيخ محمد بن داود بر اصل كتاب مشكاة

سطور آخر رساله تقيه و: تقريضى از شيخ محمد بن داود بر اصل كتاب مشكاة


[1] . مقدمه كتاب «نثارات الكواكب على خيارات المكاسب»، تأليف آيت‌الله سيد مرتضى خسروشاهى،مقدمه از سيد هادى خسروشاهى، ص 11، چاپ قم، نشر انصاريان.

[2] . مشكاة المصابيح، چاپ نجف: 3.

[3] . همان مدرك: 3.

[4] . الذريعة :21 61، شماره 3955.

[5] . أعيان الشيعة :9 273، 427.

[6] . مشكاة المصابيح: 362.

[7] . مشكاة المصابيح: 363.

[8] . مشكاة المصابيح: 361 ـ 362.

[9] . مقدمه «نثارات الكواكب...»: 11.

[10] . نقباء البشر فى القرن الرابع عشر، مجلّد خطّى، از حرف «ميم» تا «ى»، صفحه 53.

[11] . زندگى و شخصيت شيخ انصارى، آيت‌الله شيخ مرتضى انصارى (سبط الشيخ)، چاپ سوم، تهران،صفحه 305.

[12] . الذريعة :11 126.

[13] . الذريعة :2 47، چاپ تهران.

[14] . مقدمه «نثارات الكواكب»: 11.

[15] . الذريعة :11 126.

[16] . اكنون شهرى است در 20 كيلومترى تبريز.

[17] . «آثار الحجّة» :2 233، تأليف شيخ محمد رازى، چاپ قم، 1322.

به مطلب امتیاز دهید :
( 0. امتیاز از 0 )
تعداد نظرات : 0 نظر

ارسال نظر

Change the CAPTCHA code
قوانین ارسال نظر