Rated 5.00/5 based on 1 readers reviews
به مطلب امتیاز دهید :
( 0. امتیاز از 0 )

ناشر : موسسه بوستان کتاب
نویسنده : علامه سید محمدحسین طباطبایی
مترجم : محمدجواد حجتی کرمانی
در سال 1377 هـ. ق، يعنى بيش از پنجاه سال پيش كه در مسجد مدرسه حجتيه قم، در حوزه درس تفسيرى استاد علامه سيد محمد حسين طباطبائى حضور مى‏يافتم، گاهى در كنار برادر عزيز و ارجمند، حجةالاسلام و المسلمين حضرت آقاى شيخ محمد جواد حجتى كرمانى مى‏نشستم كه اخوت و رفاقت ما نيز از همان زمان‏ها- نيم قرن پيش- آغاز و به يارى حق، چون الهى و معنوى بود...


فهرست مطالب
درباره این کتاب (سید هادی خسروشاهی)
چگونه این ترجمه انجام شد؟ (محمدجواد حجتی کرمانی)
اسلام چگونه جامعه می سازد؟
۱. دین فطری و اجتماعی
۲. جامعه بالاتر از فرد
۳. زیربنا و مصالح ساختمانی جامعه اسلامی
۴. استقلال جامعه
۵. حافظ بنیان جامعه
۶. پیشرفت مدنیت و ثبوت دین
۷. تحول و تکامل در کجاست؟
۸. اسلام نطفه تکامل را در بطن جامعه منعقد می کند
۹. مقایسه ای از جامعه اسلامی و دنیای متمدن

۱. روابط اجتماعی در اسلام
فصل اول: انسان و جامعه گرایی
فصل دوم: انسان و رشد جامعه گرایی او 
فصل سوم: توجه خاص اسلام به جامعه
فصل چهارم: اسلام بین فرد و جامعه رابطه حقیقی قائل است
فصل پنجم: آیا روش اجتماعی اسلام ثابت و قابل اجراست؟
پرسش و پاسخ
فصل ششم: پایه تکوین و زندگی اجتماعی اسلامی چیست؟
اشکال
جواب
فصل هفتم: منطق تعقل و منطق احساس
فصل هشتم: این که آدمی اجر را از خدا بخاهد و از...
فصل نهم: معنای «آزای» در اسلام چیست؟
فصل دهم: راه تحول و تکامل در جامعه اسلامی چیست؟
فصل یازدهم: آیا قانون اسلام می تواند سعادت زندگی کنونی را تضمین کند؟
فصل دوازدهم: پیشوای اسلامی کیست؟ و سیره او چیست؟
فصل سیزدهم: حد و مرز مملکت اسلامی کجاست؟
فصل چهاردهم: اسلام در تمام شئون خود، اجتماعی است
فصل پانزدهم: دین حق، سرانجام در سراسر جهان پیروز خواهد شد

۲. جبر و تفویض از نظر قرآن، روایات و فلسفه
یادداشت مترجم
یادآوری
۱. جبر  تفویض از نظر قرآن
۲. جبر و تفویض از نظر روایات
۳. جبر و تفویض از نظر فلسفه
تقسیم افعال به «اضطراری» و «اداری»
تقسیم افعال ارادی به «اختیاری» و «جبری»
پرسش از استاد
پاسخ به خط استاد

۳. معجزه 
معجزه 
معحزه از نظر قرآن
۱. قرآن قانون «علیت عمومی» را تصدیق می کند
۲. قرآن اثبات «خارق عادت» می کند

۴. تقلید و پیروی از خرافات
تقلید و پیروی از خرافات
سخن قرآن

۵. محکم، متشابه و تأویل در قرآن
درباره این بحث
محکم، متشابه و تأویل در قرآن
سخن قرآن
معنای لغوی کلمات
اصطلاح محکم و متشابه در قرآن
آیات متشابه دلالت بر مراد دارد
چرا بعضی آیات متشابه است؟
پیروی از آیات متشابه
تأویل چیست؟
چند استشهاد از قرآن

اعلام


درباره اين كتاب
 در سال 1377 هـ. ق، يعنى بيش از پنجاه سال پيش كه در مسجد مدرسه حجتيه قم، در حوزه درس تفسيرى استاد علامه سيد محمد حسين طباطبائى حضور مى يافتم، گاهى در كنار برادر عزيز و ارجمند، حجةالاسلام و المسلمين حضرت آقاى شيخ محمد جواد حجتى كرمانى مى نشستم كه اخوت و رفاقت ما نيز از همان زمان ها- نيم قرن پيش- آغاز و به يارى حق، چون الهى و معنوى بود، هم چنان ادامه و استمرار يافته است.

اغلب شاگردان درس تفسير استاد، از جمله حضرت آقاى حجتى كرمانى- و خود حقير- بحث هاى ايشان را «تقرير» مى كرديم كه هم «تمرين عملى» تأليف و نويسندگى بود و هم «قيد علم» بود كه به موقع لزوم، به آن مراجعه شود.

تقريرات متفرقه من از درس تفسير استاد علامه، مانند بخشى از مباحث فقه و اصول اساتيد معظم ديگر، هم چنان به طور مخطوط در كتاب خانه حقير محفوظ است و تقريرات تفسيرى جناب حجتى نيز در مجموعه اى مخطوط و 800 صفحه اى، تحت عنوان: اشعّة القرآن در مكتبه ايشان محفوظ است.
وقتى قرار شد مجموعه آثار علامه طباطبائى، تنظيم و تنقيح و چاپ شود، براى كسب «اجازه» نشر رساله: «روابط اجتماعى در اسلام»- ترجمه ايشان- به منزلشان رفتم و در آن ديدار، معلوم شد كه مجموعه مخطوط تقريرات تفسيرى علامه از حوادث دهر، در امان مانده است. ايشان يادآور شد كه حقير در همان زمان تنظيم «اشعة القرآن»، حاشيه اى نيز بر يكى از مباحث آن نوشته ام و علامه طباطبائى هم در مورد ديگرى، با خط خود پاسخ سؤال يا اشكال آقاى حجتى را داده اند، اين بحث خاص، در مورد جبر و تفويض از ديدگاه قرآن، حديث و فلسفه بود و من پيشنهاد كردم كه آقاى حجتى اجازه دهند كه اين بحث را ضميمه روابط اجتماعى در اسلام منتشر سازيم، و دو سه بحث ديگرى را هم كه باز ايشان ترجمه نموده و من در مجله «مجموعه حكمت» چاپ قم- در دوره سردبيرى آن- منتشر ساخته ام، بر آن اضافه كنيم تا استفاده از آنها عام گردد، به ويژه كه تقريرات اصلى- با عنوان «اشعة القرآن» هنوز چاپ نشده است.
پيشنهاد اين جانب به لطف ايشان، مورد پذيرش واقع شد و من، تنها نسخه تقريرات 800 صفحه اى را با خود بردم و از باب احتياط! و براى محفوظ ماندن تنها نسخه كتاب، خود رساله «جبر و تفويض» را كپى گرفتم كه ضميمه اين رساله شود.

طبق معمول، ايشان، خواستار «ويرايش» و «تطبيق» با بحث جبر و تفويض منتشر شده در «الميزان» شدند ... و اين امر، كه بسيار به جا و حق ايشان بود، در شش نوبت! انجام گرفت و در نوبت هفتم! ديگر رساله را به ايشان مرجوع نكردم و چون براى پى گيرى امر به شهادت خود آقاى حجتى حقير بيش از يكصد بار- بدون مبالغه و با حذف ارقام تماس هاى تلفنى ناموفق!- در منزل، دفتر مطالعات، مؤسسه اطلاعات، حضوراً و بعد: شفاهاً و كتباً و از طريق «نمابر» پى گير موضوع بوده ام و ترسيدم كه ويرايش هفتم! باعث تأخير يك ساله ديگر گردد.
با اين باور كه اصولًا دقت و تعمق در خلق يك اثر، امرى بسيار نيك و ارزنده و قابل تقدير است، ولى اگر اين دقت باعث تأخير غير متعارف امر شود، بى ترديد بايد از آن خود دارى ورزيد! و گرنه تغييرات سليقه اى با توجه به نقص بشر، تكرار خواهد شد!

من در اين رابطه، خدمت برادرم آقاى حجتى در «يادداشت نمابرى» نوشتم: عماد الدين اصفهانى متوفاى 597 ه مى گويد: «انسان، امروز نامه- يا كتابى- مى نويسد و فرداى همان روز مى گويد: اگر اين جمله تغيير يابد بهتر خواهد بود و اگر چيزى چنين افزوده شود جلوه بيشترى خواهد داشت و اگر اين را مقدم بداريم، بسيار به جا خواهد بود و اگر آن يكى را حذف كنيم زيباتر خواهد گشت و اين، از بزرگ ترين عبرت هاست و دليل چيرگى نقص بر همه افراد بشر است».1

به هر حال اين بود كه «روابط اجتماعى در اسلام» را همراه «جبر و تفويض» و سه بحث مفيد ديگر به دست چاپ سپرديم و اميدواريم كه نواقص احتمالى را به حساب ما بگذاريد، به اميد آن كه ايشان در صورت لزوم، اصلاحات احتمالى را براى چاپ بعدى منظور دارند و يا آن كه با توجه به اين نكته كه وجود ناقص بهتر از عدم است، علاوه بر اين رساله، بقيه بحث هاى «اشعة القرآن» را هم، با مرورى اجمالى و ويرايشى كوتاه، به دست چاپ بسپارند.

گفتنى است كه بحث جبر و تفويض، به شهادت پاورقى خود علامه طباطبائى، مورد مطالعه و مداقه ايشان قرار گرفته و اكنون براى نخستين بار چاپ مى شود كه در واقع گامى مثبت در راستاى نشر فرهنگ و معارف قرآنى است.
براى «مستند» سازى بيشتر، اين كارها را انجام داده ايم: 1. تصوير دست خطِّ علامه كه به عنوان تقريظ، بر «اشعة القرآن» نوشته اند، 2. آوردنِ كپى اصل صفحه اى را كه حقير در سر درس استاد بر آن «حاشيه» زده ام، 3. صفحه آخر رساله را هم كه شامل دست خط علامه فقيد، در توضيح اشكال جناب حجتى است، عيناً آورده ايم تا ارزش و اهميت اين رساله نيز روشن تر گردد.
نمايش تصوير

هو
[1] جناب آقاى حجتى

اين، بار دوم است كه موفق به مطالعه قسمتى از كتاب اشعة القرآن شدم. لو لا اين كه اطناب در مدح و تمجيد هرچيزى عادتا موضوع را كوچك تر نشان داده و گاهى نيز به مطلب جنبه شاعرانه مى دهد. حسن انتخاب و تأليف و شيوايى لفظ در مسائل، بيان و سهولت نظم و توانايى قلم، اين كتاب را تا اندازه اى كه مى توانستم مى ستودم، گذشته از اين در حقيقت معرف هر اثرى خود وى بوده و در هر حال جلوه وجودى اش ارزش حقيقى او را بى اين كه نيازى به آرايش و پيرايش داشته باشد به ثبوت خواهد رسانيد.
«حاجت مشاطه نيست حسن خداداد را»
از خداى توانا- عزّه اسمه- مسئلت دارم كه نفس شريف جناب عالى را كه چندى است با نيتى پاك و تلاشى خستگى ناپذير، مانند پروانه گرد اين نور تابناك آسمانى (قرآن كريم) دور مى زند، هر لحظه نيروى تازه ترى بخشيده و به حقايقى رهبرى فرمايد كه سال ها و قرن هاست قافله افكار اهل بحث را از مسير خود به دور انداخته و به پيمودن بى راه هاى تنگ و تاريك پرداخته اند.
هرگز نبايد ترديد كرد كه تا با خدا باشيم خدا با ماست و دست او بالاتر از همه دست هاست. ان تنصروا الله ينصركم و يثبت اقدامكم.

و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته
محمد حسين طباطبائى
نمايش تصوير

 [2]بنابراين خداوند هرگونه تصرفى را كه بخواهد حق دارد انجام دهد، بدون آن كه سزاوار ملامت باشد، چون كسى مستحق نكوهش است كه تصرفى انجام دهد كه مالك آن نباشد.2

 

نمايش تصوير

 [3] پرسش از استاد: «... اين جا كلام استاد بزرگ پايان مى يابد، ولى بالاخره، به نظر مى رسد كه هنوز جاى اين سؤال است كه با در نظر داشتن عدم امكان تخلف اراده الهى و با فرض تعلق اراده الهى به فعل عبد و لو با جميع شرايط وجودى، بالاخره آيا ممكن است فلان فعل در خارج تحقق پيدا نكند؟ مسلما با اين حساب، خير؛ ولى ممكن است سخن از «نسبت به فاعل» به ميدان آيد؛ در اين صورت بايد گفت: نسبت، يك امر «اعتبارى» است و ما در اين جا سخن از «واقعيات» مى گفتيم كه: آيا واقعا بالاخره ممكن است فلان معصيت انجام نگيرد؟ و آيا در صورتى كه جواب منفى باشد به محذور ديگران- اما به صورت ديگر- مبتلا نشده ايم؟ (اگر اين كلام از مترجم، دليل بر عدم فهم مطالب استاد نباشد).

فى ليلة 22 جمادى الثانى 1377 ه ق
محمد جواد حجتى كرمانى

پاسخ به خط استاد علامه طباطبائى رحمه الله:

«اثر يك مركب خارجى چنان كه نسبت به مجموع مركب دارد، هم چنين به هر يك از اجزا نيز دارد و هر دو نسبت حقيقى هستند نه اعتبارى، در صورتى كه نسبت فعل به انسان كه جزء علت تامه است امكانى بوده باشد، حقيقى نيز هست، ديگر در ثبوت اختيار نبايد ترديد داشت».

***

 در مورد داستان ترجمه و نشر رساله «روابط اجتماعى در اسلام» كه با توجه به نياز زمان و پيشنهاد اين جانب در نيم قرن پيش، توسط برادر عزيزم آقاى حجتى كرمانى انجام شده است، اشاره به اين نكته ضرورى است كه پس از پايان ترجمه اين رساله، ايشان به زندان ده ساله! نظام طاغوتى رفت و اين جانب كه در مؤسسه انتشارات بعثت- با همكارى سخنور نامى مرحوم فخرالدين حجازى - تأسيس كرده بوديم و تقريبا مسئول اصلى بخش علمى و انتخاب كتاب ها براى چاپ بودم، آن را به دست چاپ سپردم و البته برادر ايشان، مرحوم على حجتى كرمانى نيز، پى گير امر بود و در تسريع كار ويرايشى آن اهتمام ورزيد و در واقع با همكارى ايشان كتاب منتشر گرديد و مورد استقبال نسل جوان و دانشجويان مسلمان قرار گرفت.
رساله روابط اجتماعى از آن تاريخ به بعد، بارها و بارها توسط ناشرين مختلف و متعددى تجديد چاپ شده كه اغلب حق اخلاقى مراعات نظر مترجم محترم را مراعات نكرده و موجب رنجش خاطر ايشان شده اند كه در اين باره در مقدمه كوتاه خود، اشارتى دارند.

به هر صورت خوشحالم كه اين اثر پر ارزش علامه طباطبائى نيز به ضميمه چند رساله ديگر، در ضمن مجموعه آثار علامه طباطبائى پس از بازبينى كامل، چاپ و در اختيار عموم علاقه مندان قرار مى گيرد.

مرحوم علامه طباطبائى، درباره رساله روابط اجتماعى در اسلام در تقريظ واره اى، چنين نوشته اند:
بسمه تعالى
كتاب شريف روابط اجتماعى در اسلام كه دانشمند ارجمند جناب آقاى محمد جواد حجتى كرمانى- دامت تأييداته- در تقرير بخشى از مقاصد اجتماعى آيين مقدس اسلام و به عنوان ترجمه قسمتى از تفسير الميزان با قلم روان و تواناى خود نگاشته و مطالب آن را با فكر نيرومند و رسا و بيان زيبا و شيواى خود تحرير نموده است، حقا سزاوار هرگونه اعجاب و تحسين و در خور تمجيد و تقدير مى باشد.
اميد است كه براى طبقه متفكر و علاقه مندان ذخاير معارف عاليه اسلامى، مورد مطالعه و مايه و مبدأ افكار تازه عميق تر و دقيق تر گردد .

قم- محمد حسين طباطبائى

***

 بدين ترتيب كتاب روابط اجتماعى در اسلام و رساله هاى: «جبر و تفويض»، «معجزه»، «تقليد و پيروى از خرافات» و: «محكم و متشابه و تأويل در قرآن» كه جملگى از مرحوم استاد علامه طباطبائى، با تقرير و ترجمه و تحرير برادر عزيز حضرت آقاى محمد جواد حجتى كرمانى است. با تنقيح و تنظيم و تبويب جديد، تقديم علاقه مندان مى گردد.

تهران- 3 شعبان المعظم 1428 ه
15/ 5/ 87
سيد هادى خسروشاهى

1. انى رأيت انه لايكتب انسان كتاباً فى يومه الّا قال فى غده لو كان غيّر هذا لكان احسن و لو زيد كذا، لكان يستحسن ولو قدم هذا لكان افضل ولو ترك هذا لكان اجمل وهذا من اعظم العبر وهو دليل على استيلاء النقص على جملة البشر
2 ( 1). اين مطلب بايد در پاورقى روشن شود كه مقصود استاد بزرگ اين نيست كه خداوند وعده هايى را كه داده است، نقض كرده و مثلا كافر را به بهشت و مسلمان را به جهنم مى برد و كسى هم حق اعتراض ندارد، زيرا اين مسئله، عقلًا و شرعاً امكان پذير نيست، پس مقصود مؤلف- چنان كه در بحث تفسير خود فرمودند- اين است كه ما نمى توانيم از خدا سلب قدرت كنيم و بگوييم چون خداوند وعده داده، ديگر چاره و مفرّى ندارد و بايد بدون چون و چرا آن را اجرا كند، البته وعده و وعيدى كه خدا داده است حتمى الوقوع بوده و تغييرناپذير است، پس بحث مى رود بر سر مسئله« اقتدار» و« عدم اقتدار خدا» نه« اعمال آن». توضيح بيشتر را حق است كه عزيز برادر آقاى محمد جواد حجتى- دام عزه- بنويسند.

مسجد حجتيه- قبل از تفسير آقاى طباطبائى 20/ 8/ 1377 ه. ق

سيد هادى خسروشاه

مشخصات کتاب

  • روابط اجتماعی در اسلام به ضمیمه چند رساله دیگر
  • موسسه بوستان کتاب
  • علامه سید محمدحسین طباطبایی
  • محمدجواد حجتی کرمانی
  • فارسی
  • چاپ شده
  • 978-964-09-1283-6
  • پنجم
  • 1397