Rated 5.00/5 based on 1 readers reviews
به مطلب امتیاز دهید :
( 0. امتیاز از 0 )

ناشر : موسسه بوستان کتاب
نویسنده : علامه سید محمدحسین طباطبایی
گردآورنده : سید هادی خسروشاهی
مترجم : دکتر سید محمد ثقفی
«گل‏چين ادبى شيعه» يا «گل‏چينى از معارف شيعه» سومين و آخرين كتاب از مجموعه‏اى است كه براى شناخت تشيع و معرفى آن به مردم اروپا و آمريكا پس از دو كتاب: قرآن در اسلام‏ و شيعه در اسلام‏ توسط استاد بزرگوار، مرحوم علامه سيد محمدحسين طباطبائى تهيّه و تأليف شده است.

فهرست مطالب
مقدمه
ویلیام چیتیک
درباره این کتاب
اعزام به آمریکا
پیشگفتار
سخن مترجم انگلیسی
کتاب حاضر
منابع کتاب
ترجمه ها
یادداشت
بخش اول: یگانگی خدا
الف) پیامبر
۱. اعتراف (اقرار) ایمان
۲. صفات خدا
ب) علی علیه السلام الین امام
۱. تنزیه خدا
۲. نفی صفات
۳. ریشه های استوار معرفت
۴. زیباترین آفریده ها
۵. یکتایی او
۶. بصیرت و ژرف بینی
۷. شهود قلب
ج) امام باقر علیه السلام پنجمین پیشوا
خدای برتر از قیاس
د) امام جعفر صادق علیه السلام ششمین امام 
۱. دیدن خدا
۲. اسمی که باید خدا را با آن نامید 
هـ) امام موسی علیه السلام، هفتمین امام
خدا، قدرتمند و باشکوه
و) امام رضا علیه السلام، هشتمین پیشوا
۱. اقرار به وحدانیت
دین داری اصیل
۲. چرا خداوند پنهان و محجوب است؟
بخش دوم: حکومت و زمامداری
حاکم و جامعه
عهدنامه مالک اشتر
بخش اول (مقدمه)
در رابطه با دستورها و کارکردهای درست
در رابطه با طبقات مردم
انتخاب عاملان (سیاسی)
طبقات فرودست
در دستورها و منهیات
بخش سوم: زندگی معنوی: دعا و تضرع به درگاه خداوند
زندگی معنوی
دعای عرفه امام حسین علیه السلام
دعای امام سجاد علیه السلام
۱. ستایش پروردگار
۲. دعایی برای صبح و شام
توقیع ناحیه مقدسه
ملحقات 
دوازده امام علیهم السلام
فاطمه علیها السلام
دوازده امام علیهم السلام
۱. امام علی علیه السلام
۲. امام حسن علیه السلام
۳. امام حسین علیه السلام
۴. علی بن الحسین علیهما السلام مشهور به «زین العابدین» «سجاد»
۵. امام محمد باقر علیه السلام
۶. امام جعفر صادق علیه السلام
۷. امام کاظم علیه السلام
۸. امام علی بن موسی الرضا علیهما السلام
۹. امام محمدتقی علیه السلام
10. امام علی النقی علیه السلام
11. امام حسن العسکری علیه السلام
12. امام محمد بن الحسن المهدی (عج)
منابع فصول کتاب
نمایه
آیات 
اعلام
اصطلاحات و موضوعات

مقدمه
«گل چين ادبى شيعه» يا «گل چينى از معارف شيعه» سومين و آخرين كتاب از مجموعه اى است كه براى شناخت تشيع و معرفى آن به مردم اروپا و آمريكا پس از دو كتاب: قرآن در اسلام و شيعه در اسلام توسط استاد بزرگوار، مرحوم علامه سيد محمدحسين طباطبائى تهيّه و تأليف شده است.

اصل طرح و اجراى اين مجموعه به پيشنهاد دكتر كنيث مورگان و دانشگاه كالگيت آمريكا و به وسيله استاد دكتر سيد حسين نصر از شاگردان و علاقه مندان علامه طباطبائى- ساليانى پيش سامان گرفت. دو كتاب نخستين، به زبان فارسى، انگليسى، عربى و ...

بارها، در ايران، اروپا، آمريكا و كشورهاى عربى چاپ و منتشر شده اند. اما كتاب سوم، كه در واقع نخست به زبان انگليسى تهيه و تنظيم شده است، تاكنون به زبان فارسى در نيامده و منتشر نشده است. البته اساتيد محترم، در مقدمه هاى خود- پس از اين سطور- در مورد چگونگى پيدايى اين اثر، توضيحات لازم را داده اند و ضرورتى بر تكرار آن ها نيست، ولى در اين يادداشت كوتاه، اشاره اى كوتاه به زندگى و آثار، تنظيم كننده و مترجم آن به انگليسى، جناب دكتر ويليام چيتك بى مناسبت نيست:
ويليام چيتيك  در سال 1943 م در شهرMilford آمريكا در يك خانواده مذهبى پروتستان، به دنيا آمد.
 

گلچينى از معارف تشيع، ص: 10

پس از تحصيلات مقدماتى در اوهايو، دوره ليسانس رشته تاريخ را گذراند. در سال 1966 به ايران آمد و 12 سال در ايران به تحصيل ادبيات و زبان فارسى پرداخت و درجه دكترى در ادبيات را از دانشگاه تهران گرفت و سپس در دانشگاه صنعتى شريف به تدريس پرداخت و به موازات آن از محضر اساتيدى چون: علامه طباطبائى، استاد جلال الدين آشتيانى، بديع الزمان فروزانفر، جلال الدين همايى و دكتر سيد حسين نصر استفاده كرد. چيتك پس از مدت ها به آمريكا برگشت و در دانشگاه ايالتى نيويورك به عنوان استاد به تدريس اديان در گروه مطالعاتى تطبيقى، مشغول شد و هم اكنون نيز در دانشگاه هاى مختلف آمريكا، تدريس مى كند .... چيتك خود چنين مى گويد:

«من متولد آمريكا هستم. پس از طى دوران كودكى و نوجوانى، در سال 1966 به ايران رفتم. تازه تحصيلاتم را در كالج ووستر در اوهايو به پايان رسانده بودم كه تصميم به سفر به ايران گرفتم. هدف من مطالعه عرفان و فلسفه اسلامى بود. در كالج كه بودم، درس هاى مختلفى مى خواندم. هيچ كدام از دروس نظر مرا جلب نكرد. فقط فهميده بودم كه مذهب و دين براى ما حرفى دارد كه در عصر جديد قابل استفاده است. يك سال را در دانشگاه بين المللى مسيحيت در توكيو گذراندم. البته علت ورود من به اين دانشگاه فقط اين بود كه حاضر شده بود مرا بپذيرد!. از سوى ديگر، توكيو هم براى من جذاب تر از اوهايو بود، همين.

در توكيو براى اولين بار يك زبان خارجى را فرا گرفتم. از مطالعه بوديسم مشعوف مى شدم. غير از توكيو، به منطقه نارا هم سفر كردم. به اوهايو كه بازگشتم، به شدت نگران آينده ام بودم. تصميم گرفتم يك سال ديگر را در خارج بگذرانم. كجا بهتر از دانشگاه آمريكايى بيروت ؟ در اين مرحله، مشغول مطالعه تاريخ بودم. لذا در بيروت به سراغ تاريخ اسلام رفتم. از اين مسير بود كه با عرفان آشنا شدم. وقت زيادى را صرف مطالعه عرفان كردم و مقالاتى نوشتم. اين مطالعات، مرا به اين فكر انداخت كه

گلچينى از معارف تشيع، ص: 11
شايد انتخاب درستى كرده ام كه به سراغ چنين موضوع غريبى رفته ام و به قول آنه مارى شيمل به سراغ «مرغ بسم اللَّه» آمده ام. در يافتن حقيقت، نه خانواده، نه دوستان و جامعه، هيچ كدام مرا هدايت نكردند.

در ارتباط با عرفان و مطالعات عرفانى بود كه دريافتم بايد از واقعيات مرسوم كمى فاصله بگيرم. لذا تصميم گرفتم بعد از فارغ التحصيلى به ايران بروم. در بيروت كسانى بودند كه به من اطمينان مى دادند، در سفر به ايران مى توانم در مورد عرفان و فلسفه اسلامى مطالعه كنم. در حقيقت اين يك تصميم شخصى بود و بعداً فهميدم كه تصميم من درست بوده است و از اين راه، مسير خود را هم پيدا كرده ام ...»1 چيتك، در مورد علاقه خود به عرفان و فلسفه اسلامى در جاى ديگر چنين مى گويد:
«علاقه من به عرفان زمانى زنده شد كه در بيروت بودم و نخستين كتاب مفيد درباره انديشه هاى ابن عربى را خواندم. اين كتاب نوشته دكتر نصر بود، به نام سه حكيم مسلمان و از ابن سينا، سهروردى و ابن عربى سخن مى گفت. در زمينه فلسفه هم نه بسيار آموخته بودم و نه علاقه بسيار داشتم. وقتى از بيروت به آمريكا بازگشتم، در آخرين سال تحصيلات دانشگاهى، بيشترين تلاش خود را صرف خواندن ترجمه انگليسى نيكلسون و شرح او بر مثنوى كردم و مقاله مفصّلى نوشتم به نام"The Sufi Doctrine of Rumi " (مشرب صوفيانه مولانا). اساس اين مقاله را از آغاز تا پايان، ترجمه هاى نيكلسون و آربرى تشكيل مى داد. در ايران كه بودم، يكى دو بار پيش آمد كه در انجمن فلسفه، انديشه هاى ملاصدرا را بياموزم. يك سال، جواد مصلح ، متنى از ملاصدرا را تدريس كرد و يك بار هم دكتر زرياب خويى . اما فلسفه هرگز توجه من را به صورتى واقعى به خود جلب نكرد و من را به سوى خود نكشيد.
______________________________
(1). در جست وجوى معنويت، حكمت و معرفت، سال دوم، شماره 8، مورخ آبان 1387 ص 7 ..
گلچينى از معارف تشيع، ص: 12
به نظر من، يكى از دليل هايش- كه امروز هم حتى بسيار مشهودتر است- اين است كه اين فيلسوف ها مى كوشيدند تا با استدلال هاى عقلى و احتجاجات استدلالى، انديشه اى را درباره جهان مطرح كنند كه ابن عربى خود بسيار روشن تر و مفهوم تر از آنان بيان كرده است. آنان مى كوشند ثابت كنند كه جهان بينى ابن عربى درست است و من نيازى به اين دليل آورى ها نمى ديدم، پيش چشم من، مطلب بسيار روشن بود.

براى كسانى كه نيازمند استدلال عقلى هستند، فلسفه، بى ترديد، مفيد و شايد هم ضرورى است؛ اما من احتجاجات فلسفى را براى درك انديشه هاى ابن عربى ضرورى نديدم. جهان بينى به شيوه نمادين و عارفانه ابن عربى- استفاده او از نمادها و معارف عرفانى براى تماشاى جهان هستى- كه آميخته اى است از عقل و خيال، دست كم در چشم من، روشى است بسيار روشن تر و مفهوم تر براى درك هدف مشترك عرفان و فلسفه.»2 توجه به عشق و وابستگى عميق و همه جانبه چيتك به عرفان اسلامى، گاهى براى بعضى همراه يك سؤال بوده و آن اين كه: اگر به باور او، «دين» براى نيل به حقيقت و سعادت بشر، كافى است پس نقش «عرفان» در اين ميان چيست؟ مگر تعاليم دينى براى وصول به حقيقت كافى نيست؟ چيتك در يك گفت وگوى طولانى كه در سال 1380 در تهران انجام داده است و با عنوان «بويى از سرّ صُحُف» چاپ شده است، در اين باره مى گويد:
تفكيك عرفان از اديان كار مضحكى است. مثلًا شما چگونه مى خواهيد عرفان را از اسلام جدا كنيد؟ مگر پيامبر از «حق» شناخت نداشت؟ يا از خود شناخت نداشت؟
مگر راه شناخت حق تعالى و نَفسْ انسان را قرآن و احاديث نشان نداده اند؟ تمام ريشه هاى عرفان اسلامى در سنّت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله است. چيزهايى كه بعد اضافه
______________________________
(1). چند نامه از آشتيانى به چيتك، حكمت و معرفت، سال سوم، شماره 1، فروردين 87، ص 49 ..

گلچينى از معارف تشيع، ص: 13
شده جز تفصيل همان ها نيست. لُبّ مطلب عرفان «معراج» است و بازگشت به اصل؛ يعنى انسان بايد سِير و عروج كند تا به حق واصل شود. بدون عرفان، دين هم نيست.
عرفان همان باطن دين است. بيشتر مردم از اين نكته غافل هستند. در چيزهاى ديگر هم همين طور است. مثلًا در جامعه آمريكا بيشتر مردم از جمهوريت و دموكراسى چه مى دانند؟ فقط چيزهايى كه رسانه ها به آنان مى گويند. آيا همه مردم از اصول دموكراسى آگاهى دارند؟ در جامعه آمريكا معدودى هستند كه صاحب نظرند. حكم دين هم غير از اين نيست. يكى از محاسنى كه دين دارد اين است كه براى همه آمده و عموميت دارد و هر كسى به اندازه فهم خود مى تواند از آن مدد بگيرد. مولانا هم مسلمان است و درباره مثنوى اش گفته اين اصولِ اصولِ اصولِ دين است. عرفان؛ يعنى اين. توجه كنيد كه مى گويد اصول دين است؛ يعنى بطن دين است؛ عمق دادن به دين است. در تمام اديان چيزى مشابه اين است. اگر به بزرگان اديان نگاه كنيد، مى بينيد در درجه اول، عارف بوده اند.3 چيتك در همين راستا، علاوه بر ترجمه صحيفه سجاديه ، ادعيه ديگرى نيز مانندِ دعاى عرفه، دعاى صباح، دعاى كميل، دعاى مشلول و چند ادعيه ديگر، از ائمه اطهار عليهم السلام ترجمه و منتشر ساخته كه مى توان آن ها را آثار معنوى تأثيرگذار و ماندگار در دنياى غرب دانست. علاوه بر اين ها، چيتك بخشى از اشعار عرفانى امام خمينى رحمه الله را هم با همكارى: پى كلوسسن، در سال 1989 م، ترجمه و در آمريكا منتشر ساخت.
ترجمه رساله محمد در آيينه اسلام علامه طباطبائى و بخشى از كتاب ها و مقالات دكتر سيد حسين نصر، از ديگر كارهاى فرهنگى چيتك است.
مجموعه كتاب ها و رساله هاى تأليفى و ترجمه اى او كه اغلب در زمينه مسائل فلسفى- عرفانى است بالغ بر 25 جلد مى باشد. مقالات تحقيقى وى نيز در همين
______________________________
(1). بويى از سرّ صحف، گفت وگويى با ويليام چيتك، ترجمه: محمدعلى اياذى، زندگى نامه ويليام چيتك، ص 116 ..

گلچينى از معارف تشيع، ص: 14
زمينه ها بالغ بر 50 مقاله است. چيتك ده ها سخنرانى نيز، در محافل فرهنگى و دانشگاهى، در آمريكا، اروپا و آسيا، در كارنامه خود دارد كه هر كدام به نوبه خود، در معرفى تشيع و عرفان شيعى ارزش مند بوده است.

از مهم ترين آثار او، ترجمه صحيفه سجاديه است كه با عنوان: زبور اسلام The Psalms of Islam بارها در اروپا و آمريكا به چاپ رسيده، كه چيتك در مقدمه مشروح بر آن، كوشش نموده جنبه هاى معنوى و به قول او «رحمانى» ادعيه از ديدگاه شيعه را براى خوانندگان غربى روشن سازد.

خود چيتك مى گويد:
«من در مقدمه- ترجمه صحيفه سجاديه - خواسته ام از لحاظ تاريخى اهميت مقام امام زين العابدين عليه السلام را بيان كنم؛ و اهميت صحيفه را، به منزله منبع ادعيه اهل تشيع و تسنن، روشن سازم. چون اين مقدمه را براى غربى ها مى نوشتم، لازم بود به شرح معناى دعا در اسلام و تشيع بپردازم. چه در اسلام و مذهب اماميه، دعا، سَبك و ادبيات خاصى دارد. در آن جا شرح داده ام كه دعاهاى مروىّ از حضرت پيامبر صلى الله عليه و آله منشأ ادعيه اسلامى واقع شده و از مهم ترين روايات نبوى است. البته در قرآن نيز دعاهايى وارد شده كه خداوند به آن ها توصيه فرموده است. براى خواننده غربى اين توضيح لازم است كه «دعا» با «نماز» و «ورد» و «ذكر» فرق دارد. اين ها هر كدام نوعى سخن گفتن با خداوند است. در انگليسى به همه اين هاPrayer گفته مى شود. اين كلمه در انگليسى خيلى عام است و دقايق معناى اسلامى دعا را نمى رساند. واژه «دعا» در فارسى و عربى معناى ويژه اى دارد. به نماز نمى توان دعا گفت. درست است كه در نماز دعا خوانده مى شود، اما نماز دعا نيست. در اين جا فرقى خصوصاً از لحاظ اصطلاح مى بينيم. دعا طرز مخصوصى از مخاطبه با خداوند است. هم در متن قرآن دعاهايى آمده است و هم پيامبر اسلام ادعيه اى دارند. در همان كتاب برگزيده آثار ائمه شيعه چند دعا، از جمله دعاى امام حسين عليه السلام در روز عرفه، را ترجمه كرده ام. در مقدمه

گلچينى از معارف تشيع، ص: 15
ترجمه ام از صحيفه نيز پيوند مستقيم دعا را با قرآن و خدايى كه در دعا جلوه مى كند، مورد بررسى قرار داده ام. گفته اند صحيفه خواهر قرآن «أُخت القرآن» است. عبارت بسيار شيرينى است. اين دو، مثل خواهر و برادر هستند. قرآن با لحن مردانه خطاب مى كند؛ و صحيفه خواهرانه و با انس و لطافت به خطاب قرآن پاسخ مى دهد. صحيفه پاسخ امام به كلام خداست، چه خدا در قرآن مى فرمايد: «ادْعُونِى أَسْتَجِبْ لَكُمْ»؛ مرا بخوانيد تا اجابت كنم شما را (غافر، آيه 60). در مقدمه ترجمه صحيفه ، مواردى از اين دست را تحليل كرده ام، تا نشان دهم كه اين دعاها در اسلام و مآثر اسلامى چه اهميتى دارند و براى مسلمانان تا چه اندازه مهم هستند. مستشرقان به دعا چندان توجهى نكرده اند و بيشتر به تاريخ اصول عقايد و تا حدى نيز به فروع پرداخته اند؛ اعمال و عبادات و آنچه مسلمانان روزانه بدان مى پردازند كمتر مورد توجه آنان قرار گرفته؛ حتى به نماز چندان توجهى نشان نداده اند. درباره دعا هم بسيار مختصر تحقيق كرده اند و نوشته اند ...».4 استاد دكتر مهدى محقق در مقاله اى، ضمن اشاره به خدمات فرهنگى چيتك، درباره تاثير معنوى ترجمه صحيفه سجاديه در غرب، مى نويسد:

او در معرفى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و امام حسين عليه السلام و امام زين العابدين عليه السلام به غرب سهم بسزايى داشته است. ترجمه او از زبور آل محمد صلى الله عليه و آله- يعنى صحيفه سجاديه - جا و مكانتى شايسته در غرب يافت و برخى از كشيشان واتيكان شيفته مناجات و ادعيه آن امام همام شدند و از آن، در اذكار و اوراد خود اقتباس كردند.5***
چيتيك از هنگامى كه در تهران اقامت داشت به پيشنهاد اساتيدى
______________________________
(1). بوئى از سرّ صحف، زندگى نامه ويليام چيتك، ص 151 ..
(2). زندگى نامه پروفسور ويليام چيتيك، انجمن مفاخر، چاپ تهران، ص 13 ..
 

گلچينى از معارف تشيع، ص: 16
چون: جلال الدين آشتيانى و دكتر سيد حسين نصر، به ترجمه و نشر كتاب هاى فلسفى- عرفانى پرداخت- كه ترجمه محمد در آيينه اسلام از علامه طباطبائى در همين راستا بود- اما چيتيك پس از مراجعت به آمريكا هم، علاوه بر تدريس، هم چنان به كار فرهنگى ترجمه متون شيعى، ادامه داد و كتاب گل چين ادبى شيعه (A shi'te Anthology) را منتشر ساخت كه ما ترجمه فارسى آن را گل چينى از معارف شيعه نام نهاديم و تأليفى از علامه طباطبائى است كه بارها در انگلستان، آمريكا و پاكستان و ايران، به چاپ رسيده است.

*** 

براى به دست آوردن نسخه اى از كتاب گل چين ادبى به زبان انگليسى، با آقاى دكتر سيد حسين نصر در آمريكا، تلفنى تماس گرفتم و ايشان ضمن توضيح درباره چگونگى تهيه و تنظيم اين اثر توسط علامه طباطبائى، به تلاش و كوشش دكتر ويليام چيتيك- كه از شاگردان ايشان در لبنان و ايران بوده- اشاره نمودند ... خوش بختانه، پس از مدتى كوتاه، دكتر چيتيك در خرداد 1387 به ايران آمد و در انجمن مفاخر فرهنگى - كه توسط استاد دكتر مهدى محقق اداره مى شود- طى مراسمى، از نام برده تجليل به عمل آمد و كتاب مستقلى هم درباره زندگى و آثار فرهنگى وى با عنوان:

زندگى نامه و خدمات علمى- فرهنگى پروفسور ويليام چيتك منتشر گرديد و اين جانب نيز به دعوت استاد دكتر مهدى محقق در آن مراسم، حضور و شركت داشتم و در ملاقات با دكتر چيتيك از او «اجازه» ترجمه و نشر كتاب علامه، به زبان فارسى را خواستم كه در كمال صفا و صميميت، ترجمه و نشر آن را متعلق به «دوستان شاگردان علامه در ايران» ناميد و از آن استقبال نمود.
از سوى ديگر مى دانستم كه حجةالاسلام والمسلمين جناب دكتر سيد محمد ثقفى - همشهرى فرهنگ شناس و نوانديش ما- سابقه اى در رابطه با اين كتاب دارد ... از ايشان درخواست نمودم كه به ترجمه آن بپردازد كه ايشان نيز خواهش مرا پذيرفت و

گلچينى از معارف تشيع، ص: 17

در مدت زمانى نه چندان طولانى، ترجمه آن را با همكارى دختر فرزانه اش، آماده كردند كه اينك تقديم علاقه مندان آثار علامه طباطبائى مى گردد. 
همان طور كه اشاره شد، اين كتاب براى نخستين بار است كه به فارسى ترجمه و در ايران منتشر مى گردد. و درواقع براى تكميل آثار علامه، ترجمه و نشر آن يك آرزو بود كه به يارى حق و با پى گيرى و كوشش زياد، تحقق يافت.

وقتى در تهران- به تاريخ 25 خرداد 1387- با ويليام چيتيك ملاقات كردم از او خواستم كه اگر نامه يا دست خطى از علامه طباطبائى دارد، نسخه اى در اختيار ما قرار دهد كه اين درخواست نيز با استقبال نام برده روبه رو گرديد و فهرست منابع و دست خط علامه را كه به عنوان مقدمه بر اين كتاب نوشته و به دكتر چيتيك فرستاده بودند، از آمريكا توسط پست به من ارسال نمود. ترجمه انگليسى اين مقدمه دو صفحه اى كوتاه در ضمن مقدمه ها آمده است. ولى ما عين دست خط علامه طباطبائى هم- را همراه فهرست منابعى كه براى تنظيم كتاب تهيه نموده اند- براى حُسن ختام در اين جا مى آوريم.

تهران- بهمن 1387
سيد هادى خسروشاهى


1 ( 1). در جست وجوى معنويت، حكمت و معرفت، سال دوم، شماره 8، مورخ آبان 1387 ص 7 ..
2 ( 1). چند نامه از آشتيانى به چيتك، حكمت و معرفت، سال سوم، شماره 1، فروردين 87، ص 49 ..
3 ( 1). بويى از سرّ صحف، گفت وگويى با ويليام چيتك، ترجمه: محمدعلى اياذى، زندگى نامه ويليام چيتك، ص 116 ..
4 ( 1). بوئى از سرّ صحف، زندگى نامه ويليام چيتك، ص 151 ..
5 ( 2). زندگى نامه پروفسور ويليام چيتيك، انجمن مفاخر، چاپ تهران، ص 13

مشخصات کتاب

  • گلچینی از معارف تشیع
  • موسسه بوستان کتاب
  • علامه سید محمدحسین طباطبایی
  • دکتر سید محمد ثقفی
  • سید هادی خسروشاهی
  • فارسی
  • چاپ شده
  • 978-964-09-0727-6
  • نوبت چهارم
  • 1394