Rated 5.00/5 based on 1 readers reviews
به مطلب امتیاز دهید :
( 0. امتیاز از 0 )

ناشر : مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی
نویسنده : سیدهادی خسروشاهی
حركت تقریب بین مذاهب اسلامی، در دهه چهل میلادی- دقیقاً در سال 1947 م- به همت استاد علامه، آیت‏الله شیخ محمدتقی قمی، كه توسط مرحوم آیت‏الله بروجردی از ایران- قم- به قاهره اعزام شده بود...

فهرست 

بخش اول: دربارة تقریب، شیوه‌ها و ادبیات

مقدمه

دربارة تفاهم و نزدیكی مذاهب

شبهه‌های موجود

 

بخش دوم: تقریب مذاهب اسلامی

اسلام واحد

وحدت در اصول، اجتهاد در فروع

كنفرانس تهران و تقریب

مسئله چیست؟

منظور از تقریب چیست؟

تفاهم و وحدت

وحدت امت، عبادت حق

گفت‌وگوی اسلامی – اسلامی

ضرورت احیای حركت تقریب

محدود نكردن مذاهب

سازوكارهای تقریب

طرح شلتوت – قمی

مركز گفت‌وگوی اسلامی

تفاوت قرآن‌ها

تبلیغات

تقریب میان پیروان مذاهب اسلامی

فرهنگ تقریب

اختلاف مذاهب، رحمت الهی

ضرورت گفت‌وگو

 

بخش سوم: بخش عربی

الندوة الاولى للتقریب بین المذاهب الاسلامیة- قاهرة

 

بخش چهارم : اسناد و عكس‌ها

 

درباره تقریب، شیوه ها و ادبیات

 

 مقدمه

حركت تقریب بین مذاهب اسلامی، در دهه چهل میلادی- دقیقاً در سال 1947 م- به همت استاد علامه، آیت الله شیخ محمدتقی قمی، كه توسط مرحوم آیت الله بروجردی از ایران- قم- به قاهره اعزام شده بود، با همكاری شخصیت های بزرگ الازهر و معاریف مصر و بعضی از علمای بلاد اسلامی دیگر، در قاهره تشكیل گردید و با نشر فصلنامه وزین و علمی «رسالةالاسلام» در تحكیم اندیشه تقریب و نشر اصول و مبادی همكاری بین مذاهب اسلامی، تلاش جهانی گسترده ای را آغاز كرد.

در پیدایش این حركت كه تحت عنوان: «دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیه» از قاهره فعالیت خود را آغاز كرده بود، شخصیت هایی چون: شیخ المراغی، شیخ عبدالمجید سلیم، شیخ محمود شلتوت، شیخ حسن البنّا، شیخ محمد محمد المدنی، شیخ عبدالعزیز عیسی، شیخ مصطفی عبدالرزاق از علمای مصر و الازهر، و آیت الله بروجردی، آیت الله شیخ عبدالحسین كاشف‌الغطاء، آیت الله سید محسن امین عاملی، آیت الله سید عبدالحسین شرف الدین، آیت الله سید هبةالدین شهرستانی، آیت الله شیخ محمد جواد مغینه، آیت الله شیخ محمدتقی قمی (از علمای شیعه ایران و عراق و لبنان) و هم‌چنین شیخ امجد الزهاوی و شیخ آلوسی (از عراق) و حاج امین الحسینی (مفتی فلسطین) و شیخ علی مؤید (امام مذهب زیدی یمن) و ... شركت داشتند و در مدت فعالیت خود، توانستند در ایجاد حسن تفاهم بین بزرگان و علمای مذاهب اسلامی، گام های بس مفید و جاودانه ای را بردارند و در ایجاد وحدت اسلامی و رفع شبهات بین هواداران مذاهب اسلامی، نقش عمده و ارزشمندی را ایفا كنند.

متأسفانه به علت شرایط سیاسی حاكم بر بعضی از كشورهای عربی- اسلامی! و تغییر حكومت ها و سركوب حركت های اسلامی در اكثر بلاد و درگذشت پیشتازان و طلیعه‌داران تقریب در كشورهای اسلامی- عربی و به ویژه، مركزیت آن در قاهره، این حركت اصلاح گرانه دچار ركود و سپس تعطیلی كامل گردید و در یك ربع قرن اخیر، در عمل، هیچ گونه فعالیت و كوششی نداشت.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، با تأسیس «مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی» در تهران و شركت جمعی از علمای مذاهب اسلامی در آن، حركت نوینی آغاز شد، اما متأسفانه غیاب الازهر و عدم شركت فعال علمای مصر در آن، نقطه ضعفی بود كه آثار منفی آن كاملا در همه زمینه ها مشهود بود.

حضور اینجانب در «قاهره» به عنوان مسئول دفتر حفاظت منافع جمهوری اسلامی ایران (كه در دوران فترت و عدم روابط سیاسی كامل، اداره امور نمایندگی سیاسی ایران در مصر را به عهده داشت) و استمرار اندیشه های «طلبگی»، سبب شد كه به فكر احیای مجدد «دارالتقریب» در قاهره باشم و برای نیل به همین منظور، ملاقات‌های مشروحی با شیوخ و علمای محترم الازهر انجام گرفت و با حضور برادر مكرم استاد عبدالله قمی، (فرزند مرحوم علامه آیت الله محمد تقی قمی كه طبق قوانین مصر، تنها وارث قانونی اداره دارالتقریب می تواند باشد) در صحنه اقدام برای احیای اندیشه تقریب، كار مقدماتی تشكیل یك میزگرد انجام گرفت و به یاری خدا، چند ماه پیش، نخستین میز گرد «تقریب بین مذاهب اسلامی» در قاهره و با حضور شخصیت هایی چون: شیخ سید محمد طنطاوی، (شیخ الازهر)، شیخ فرید واصل نصر (مفتی مصر) دكتر محمد حمدی زقزوق (از علمای الازهر و وزیر اوقاف) و دكتر عمر احمد هاشم (رییس دانشگاه الازهر) و شیخ محمود فرحات (از مجلس اعلای شیعه لبنان) و شیخ احمد بن مسعود السیابی (مفتی مسقط) و اینجانب (از ایران)، تشكیل گردید در این میز گرد یك روزه، مسائل بسیاری در راستای اهداف تقریب بین مذاهب اسلامی مطرح شد كه اكنون، ترجمه كامل مباحث مطرح شده در این اجلاس، به مناسبت هفته وحدت در اختیار عموم قرار می گیرد.

بی‌تردید اگر همكاری جناب شیخ الازهر و دكتر حمدی زقزوق و دكتر عبدالصبور مرزوق (رییس مجمع البحوث الاسلامیه) و مفتی مصر و برادر مكرم جناب استاد عبدالله قمی نبود، تلاش این حقیر ثمره لازم را نمی توانست به دنبال داشته باشد، اما یاری خداوند و نیت های پاك و روابط برادرانه، سبب گردید كه نخستین میزگرد در قاهره با موفقیت كامل همراه شود و ما امیدواریم كه هر چند یك بار، میزگردها و یا سمینارهای مشابه دیگری با شركت علمای همه بلاد اسلامی و همكاری الازهر شریف و دارالتقریب قاهره و مجمع جهانی تقریب در تهران، در كشورهای اسلامی دیگر برگزار گردد و علمای محترم بلاد اسلامی بتوانند راهكارهای جدیدی برای پیشبرد اهداف با توجه به توطئه های امپریالیسم و صهیونیسم بر ضد جهان اسلام و شبیخون های فرهنگی بر ضد مسلمانان، در پیش پای امت اسلامی قرار دهند.

این، تنها هدف ما از احیای اندیشه تقریب در قاهره است و انتظار همكاری و تعاون در امر برّ و تقوا، تنها انتظاری است كه از برادران و دوستان مسلمان ایرانی و غیرایرانی داریم ...

 پس از اشاره به موضوع این بحث و چگونگی پیدایش آن، قصد داشتم كه درباره شیوه ها و ادبیات تفاهم و تقریب بین مسلمانان و مذاهب اسلامی موجود در جهان اسلام، با نقل اسناد و مدارك و فتاوی علمای بزرگ الازهر شریف، درباره شیعه و تشیع، كه از زمان صدور فتوای مرحوم شیخ محمود شلتوت و پس از مكاتبات زیاد با مرحوم آیت الله بروجردی، در اختیار ما قرار گرفته است، دیدگاه های خود را مطرح سازم، اما متأسفانه كسالت شدید، مرا از این هدف بازداشت و فكر می كردم كه این بحث برای نشر در «هفته وحدت» آماده نخواهد شد، (اگر چه ترجمه اصل مباحث میزگرد را از قاهره آماده كرده بودم)، ولی وقتی بحث پرمایه برادر عزیز و ارجمند، آیت‌الله محمد علی تسخیری كه در اجلاس اخیر الجزایر (فروردین ماه 1381) مطرح شده است، به دستم رسید، دریافتم كه محتوای آن تقریباً شامل بسیاری از نكاتی است كه من در نظر داشتم آنها را به عنوان مقدمه در چاپ ترجمه فارسی مباحث میز گرد قاهره، مطرح نمایم و به رشته تحریر درآورم و حیفم آمد كه خلاصه آن دیدگاه ها را- كه منطبق با دیدگاه های نویسنده این سطور است- در این مقدمه نقل نكنم. به ویژه كه برادر عزیزم آقای تسخیری، خود در اجلاس قاهره شركت داشت و در واقع سخنگوی همه ما در آن اجلاس هم بود.

اینك، ضمن تشكر از آیت الله شیخ محمد واعظ‌زاده و علامه شیخ محمد علی تسخیری، كه هر دو، بزرگوارانه دعوت اینجانب و استاد عبدالله قمی را پذیرفتند و در میزگرد «قاهره» شركت كردند، قسمتی از بحث جناب تسخیری را كه مربوط به شیوه ها و ادبیات تقریب است، در این مقدمه، برای استفاده عموم، نقل می كنم:

درباره تفاهم و نزدیكی مذاهب

تفاهم و درك متقابل، چیزی است كه قرآن كریم، همگان را بدان فرا می خواند و آن را نه تنها به دینداران بلكه به عموم افراد بشر، جز آنان كه راه ستم و ستیزه‌جویی در پیش گرفته اند، توصیه می كند. وقتی وارد عرصه اسلام می شویم، این نكته از اهمیت و تأكید فزون‌تری برخوردار می شود چرا كه اسلام، عرصه برادری، وحدت، تسامح، پذیرش اصول اسلامی و تحمل اختلاف‌نظرهای اجتهادی است كه در آن مسلمانان، در مورد اصول، اتفاق‌نظر دارند، همچنان كه در خصوص درصد بالایی از احكام شرع نیز متفق‌القولند و در برخی نظام‌های اسلامی، از جمله نظام اخلاقی، تربیتی، معاملات و نظام جزایی و جز آن، اختلاف ها بسیار اندك و گاه نزدیك به صفر است.

در عرصه اسلام و مسلمانی، قرآن كریم و سنت نبوی، همواره با تعبیر واحد یا ایها الذین آمنوا از مسلمانان یاد می كنند، و مسلمانان از منبع واحدی تغذیه می شوند و از سرنوشت، تاریخ، منافع و مصالح واحد و در عین حال یك شعار و یك سمت گیری برخوردارند، لذا، تفاهم داشتن و همرنگی، از بدیهیات اوّلیه است و نیاز به هیچ گونه استدلالی ندارد.

شبهه های موجود:

در این میان شبهه هایی به شرح زیر، گاه همراه با حسن‌نیت و گاهی توأم با سوء‌نیت و غرض‌ورزی، مطرح می شود:

1. اختلاف ها میان مذاهب اسلامی، در اصول است.

2. اختلاف میان مذاهب اسلامی ناشی از اختلاف منابع و مصادر آنهاست.

3. هر طرف، دیگری را به بدعت‌گذاری متهم می كند.

4. در بحث مربوط به پیامدها و الزامات اعتقادی، هر طرف دیگری را متهم به شرك! می نماید.

5. هر طرف دیگری را به نفاق و توطئه گری متهم می كند.

6. این گمان كه پذیرش گفت‌وگو (با دیگران) برخاسته از شك در مذهب یا پذیرش ضمنی یا تلویحی دیدگاه دیگران است.

7. تقریب مذاهب با هدف یكسان‌سازی و تحمیل یك مذهب بر دیگری است و چون این امر، باطل است، فراخواندن به تقریب نیز باطل و غیرقابل قبول است.

8. تقریب میان مذاهب، انتقال پیروان یك مذهب به مذهب دیگر را آسان می كند و موجب به‌هم خوردن تعادل در پیروان مذاهب می گردد.

9. این گمان كه تقریب، پوششی برای نفوذ در مذاهب دیگر و تبلیغ آموزه های مغایر و ایجاد تردید در آنهاست.

10. این گمان كه «تقریب» حركتی سیاسی است، و ربطی به دین ندارد!

من خداوند متعال را گواه می گیرم كه هیچ كدام از این شبهه ها، وارد نیست و از مرحله شبهه و گمان، فراتر نمی روند هر چند با این كه گروهی اقدام به بررسی و مطالعه این شبهات و كشف بی پایگی آنها نمایند، مخالفتی ندارم، ولی در این‌جا لازم می دانم كه به حقایق زیر، اشاره ای كنم:

یكم: وقتی می بینیم كه قرآن كریم به مسئله گفت‌وگو حتی با مشركان و اهل كتاب اهتمام می ورزد، چگونه می توان تصور كرد كه تفاهم میان مسلمانان را منع كرده باشد؟

دوم: بحث قرآنی و حدیثی گسترده ای درباره مدارا، به عنوان صفتی پسندیده برای مسلمانان و كیفیت ارتباط آنان با دیگران وجود دارد كه در این‌جا فرصتی نیست تا به تفصیل به آن بپردازیم.

سوم: بزرگان، سران و ائمه مذاهب، در كنار یكدیگر می زیستند و نزد همدیگر درس می خواندند و هر كدام از ایشان به دوران شاگردی نزد دیگری، افتخار می كردند، هم‌چنان‌كه آنان هرگز ادعای داشتن انحصاری حقیقت را نمی كردند، حال آن كه برخی پیروان آنان را می بینیم كه حتی از تفاهم با دیگران نیز اجتناب می ورزند.

چهارم: ما شاهد حركت تقریب مذاهب در دهه چهل (میلادی) در الازهر بوده ایم كه بزرگان و علمای گرانقدری در آن شركت داشتند - كه جملگی از علمای بزگوار سنی و شیعه بودند كه پرچم تقریب را برافراشتند و در این راه گام برداشتند - آیا می توان گفت كه شبهه های یاد شده كه برخی از آنها ریشه ای هم هستند، از دید آنها پنهان بوده است؟

مرحوم شیخ محمد محمدمدنی، گام ارزنده ای را با تدریس فقه شیعه امامیه و زیدیه در بزرگ‌ترین دانشكده الازهر برداشت. در همان ایام دانشمندان ایران نیز با وارد كردن فقه اهل سنت در دانشكده معقول و منقول دانشگاه تهران گامی همسو  با الازهر برداشتند.

پنجم: حركت تقریب امروز پیشرفت گسترده و پذیرش همگانی شایسته ای داشته است. بهترین شاهد این مدعا، اقدام بزرگ‌ترین مجمع فقهی یعنی مجمع فقه اسلامی جده، در ایجاد واحدی به نام «شعبة التقریب بین المذاهب الاسلامیه» و نیز ایجاد و برقراری فضای همدلی و آزادمنشی در نشست های عمومی آن است كه نشان دهنده وحدت منابع و دیدگاه ها (در میان مذاهب مختلف اسلامی) و آغوش باز پذیرش اجزای مختلف جهان اسلام، نسبت به یكدیگر است.

در همین راستا، در جمهوری اسلامی ایران نیز «مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی» شكل گرفت كه در شورای عالی آن، علمایی از مذاهب گوناگون اسلامی عضویت دارند و این مجمع نیز به نوبه خود «دانشگاه مذاهب اسلامی» را بنا نهاده است.

علاوه بر اینها، سازمان جهانی اسلامی علوم و تربیت (ایسیسكو) نیز «تقریب» را به مثابه هدفی برای خود در نظر گرفت و كنفرانس ها و گردهمایی های متعددی در سراسر جهان، درباره آن برگزار كرد. مراكز علمی و دینی در كشورهای اسلامی از جمله: مراكش، مصر، الجزایر، اردن، سوریه، لبنان، ایران، پاكستان، سودان، مالزی، اندونزی و ... در راستای تأكید بر همین حقیقت میزگردها و كنفرانس های بین المللی برگزار كردند.

ششم: لازم است روشن گردد كه منظور ما از «اصول» چیست و وقتی می گوییم در اصول اختلافی وجود ندارد، یعنی چه؟ اگر مباحث تفصیلی مربوط به مرز اسلام و غیراسلام (مسلمانی و غیرمسلمانی) را با استناد به آیات قرآنی و روایات شریفه، خلاصه كنیم به این نتیجه می رسیم كه موارد زیر را به عنوان مرزهای مسلمانی در نظر گرفته اند:

1. ایمان به یكتاپرستی.

2. ایمان به پیامبری رسول اكرم (ص) و لزوم اطاعت از دستورات و آموزه هایی كه از وی شرف صدور یافته است.

3. باور به قرآن كریم و انجام تمامی اوامر و نواحی آن و پذیرش دیدگاه ها و آموزه هایی كه در بردارد.

4. ایمان به روز رستاخیز.

5. ایمان به این كه اسلام، مجموعه احكامی است كه رفتارهای فردی و اجتماعی انسان را سامان می بخشد و لازم است اجرا شود.

 در مورد این اصول، میان مذاهب مختلف اسلامی، هیچ گونه اختلافی وجود ندارد، هر چند در مورد جزییات، ممكن است اختلاف نظرهایی وجود داشته باشد، جزییاتی از قبیل:

1. صفات الهی و رابطه آن با ذات (الهی).

2. مسائل فرعی عقیدتی مثل «جبر و اختیار»، «قضا و قدر»، «شفاعت».

3. اثبات یا رد برخی روایات به لحاظ سند یا مضمون كه اختلاف های دیگری نیز بر آن مترتب می شود.

4. مسائل مربوط به خلافت و امامت.

5. برخی از احكام تشریعی.

ولی با این وصف، همگی اتفاق‌نظر دارند كه اگر چیزی در قرآن كریم یا سنت شریف نبوی ثابت گشت، بی‌هیچ تردیدی باید آن را پذیرفت و بدان تن داد. لازم به یادآوری است كه برخی، تلاش دارند تا با یادآوری پیامدهای اعتقاد به فلان نظر یا رأی فقهی، طرف مقابل خود را به خروج! از دایره اسلام سوق دهند. چنین روشی در این عرصه و مادام كه طرف مقابل، چنین الزامی را نپذیرفته است، مردود است، زیرا اگر او این لوازم را می پذیرفت، با فرض ایمان به اصول یاد شده، لازم می آمد كه از آن اعتقاد، دست شوید، در نتیجه نمی توان كسی را با این استدلال كه - لازمه فلان اعتقاد و بهمان رأی فقهی، نفی اصول یا یكی از اصول اولیه دین است - از اسلام خارج كرد. بدین ترتیب مسئله اتهام به بدعت و شرك را برای همیشه باید حل كرد .

هفتم: منابع شرع از نظر همه مسلمانان، كتاب خدا و سنت نبوی است كه البته با اختلاف‌نظر در رابطه قرآن با سنت و یا این كه مثلا آیا سنت می تواند احكام قرآنی را تخصیص بزند یا خیر، منافاتی ندارد و نیز با اختلاف‌نظر در راه های دسترسی به سنت و یا اختلاف در دلالت تقریر نبوی و یا با اختلاف‌نظر در این كه آیا پیامبر اكرم (ص) فرمان های خود را به اعتبار حاكم بودن صادر فرموده است یا پیامبر بودن، نیز چنین است.

هشتم: ما از لحاظ شرعی، از حربه تهمت زنی و شك و تردید و ایجاد شبهه در نظرات دیگران منع گشته ایم.

نهم: حركت تقریب، هم‌چنان كه كاملا روشن است، هرگز در پی ادغام یا ذوب هیچ یك از مذاهب در دیگری نیست این حركت بر این باور است كه از یك سو، تمامی مذاهب ذخیره و ثروت این امت و تمدن به شمار می روند و از سوی دیگر، اعتقادش بر آن است كه ایده مذهب واحد، تنها پندار و ایده ای خیالی است.

دهم: احیای حركت تقریب با توجه به توطئه های جهانی دشمنان اسلام و وسعت دامنه آن، یك ضرورت اجتناب ناپذیر برای بیداری و هوشیاری امت اسلامی است ... در واقع احیای این حركت یك وظیفه واجب عینی برای كسانی است كه توان احیای آن را دارند.  ما نیز به یاری حق در این راه گام می گذاریم و از خدای بزرگ طلب یاری می كنیم و از همه برادران مسلمان در همه نقاط جهان، انتظار همكاری و تعاون داریم.

امام خمینی (ره) بارها در بیانات خود اشاره و یا تصریح كرده‌اند: «دشمن، فرقی بین سنی و شیعه قائل نیست و خواستار نابودی همه مسلمانان است ...» و به همین دلیل، اینك وظیفه همه ما مسلمانان- شیعه و سنی- ایجاب می كند كه در قبال هجوم دشمن- قاتلان انبیا و آغازكنندگان جنگ صلیبی جدید- با تمام توان به مقابله برخیزیم و در راه ایجاد وحدت امت اسلامی بكوشیم. یقین داریم كه خداوند در این راه، یار و یاور ما خواهد بود: «ان تنصروا الله ینصركم و یثبت اقدامكم».

 

(12 ربیع الاول 1423 هـ- خرداد 1381)

تهران: سید هادی خسروشاهی     

مشخصات کتاب

  • میزگرد تقریب بین مذاهب اسلامی در قاهره مصر
  • مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی
  • سیدهادی خسروشاهی
  • فارسی
  • چاپ شده
  • ISBN: 978-964-167-023-0
  • اول، 1387 هـ. ش